Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (3 milliseconds)
English
Persian
yard
واحد طول معادل 4419/0متر
yards
واحد طول معادل 4419/0متر
Search result with all words
yard
واحد مقیاس طول انگلیسی معادل 4419/0 متر
yards
واحد مقیاس طول انگلیسی معادل 4419/0 متر
Other Matches
powering
واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
powered
واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
powers
واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
power
واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
fluid ounces
واحد گنجایش مایعات معادل 61/1 پینت
horsepower
واحد نیرو معادل 647 وات
barye
واحد فشار معادل 01بتوان 6- بار
fluid ounce
واحد گنجایش مایعات معادل 61/1 پینت
pint
واحد حجم معادل یک هشتم گالن یا
quintal
واحد وزنی معادل 001کیلو گرم
pints
واحد حجم معادل یک هشتم گالن یا
microbar
واحد فشار معادل 01 بتوان 6 داین بر سانتیمترمربع
slugs
واحد غیر متریک جرم معادل 9395/41 کیلوگرم
en
واحد اندازه گیری که معادل نیمی از یک ein است
slugged
واحد غیر متریک جرم معادل 9395/41 کیلوگرم
slug
واحد غیر متریک جرم معادل 9395/41 کیلوگرم
knots
واحد سرعت دریایی معادل 01/ 6706 فوت درساعت
knot
واحد سرعت دریایی معادل 01/ 6706 فوت درساعت
knot
[واحد سرعت دریایی معادل ۱۸۵۲ متر درساعت]
grain
واحد وزن در سیستم غیرمتریک معادل 8460/0گرم
angstrom
واحد اندازه گیری معادل با یک هزار میلیونیوم متر
persec
واحد طول در مقیاس کیهانی معادل 262/3 سال نوری
Kbyte
واحد اندازه گیری رسانه با فرفیت بالا معادل هزار بایت
sthene
واحد نیرو در سیستم غیرمتریک معادل نیرویی که به جرمی برابر یک تن شتاب یک متر بر مجذور ثانیه
excesses
کدی که اعداد دهدهی به صورت معادل دودویی نمایش داده می شوند و سه واحد بزرگتر ازعدد است
excess
کدی که اعداد دهدهی به صورت معادل دودویی نمایش داده می شوند و سه واحد بزرگتر ازعدد است
denier
دنیر
[واحد اندازه گیری الیاف فیلامنت مثل ابریشم که هر نهصد متر طول آن معادل یک گرم است.]
sabin
واحد جذب صوت معادل قوه جذب در یک فوت مربع
kabal
قبال
[نوعی واحد اندازه گیری در تبریز معادل هزار و چهارصد گره می باشد و جهت تعیین مقدار دستمزد بافنده بکار می رود.]
absolute system of units
سیستم واحد ها که در آن کمترین تعداد واحد یا یکه بعنوان واحد های اصلی انتخاب شده و سایر واحدها از آنها مشتق شوند
knot
نات
[واحد اندازه گیری]
[واحد سرعت دریایی]
morpheme
واحد معنی دار لغوی کوچکترین واحد
cpu
واحد محاسبه و منط ق و واحد ورودی / خروجی
functional unit
واحد در حال کار واحد تابعی
knot
گره دریایی
[واحد اندازه گیری]
[واحد سرعت دریایی]
knot
میل دریایی
[واحد اندازه گیری]
[واحد سرعت دریایی]
equivalent
معادل
tantamount
معادل
equipollent
معادل
equivalents
معادل
ntamount
معادل
equalizes
معادل کردن .
equalled
دقیقاگ معادل
equivalent circuit
مدار معادل
writing obligatory
معادل bond
kilos
معادل هزار
equivalent service rounds
گلوله معادل
equivalent weight
وزن معادل
t equivalent circuit
مدار معادل " T "
kilo
معادل هزار
expilation
معادل robbery
counterclaim
معادل set-off
date labourer
معادل daysman
equivalent area
سطح معادل
equaling
دقیقاگ معادل
equivalence gate
دریچه معادل
equalized
معادل کردن .
equalize
معادل کردن .
equalising
معادل کردن .
equalises
معادل کردن .
equalised
معادل کردن .
equalizing
معادل کردن .
equal
دقیقاگ معادل
parity
معادل بودن
deception
معادل cheat
deceptions
معادل cheat
equaled
دقیقاگ معادل
menaced
معادل blackmail
equals
دقیقاگ معادل
grade equivalent
معادل کلاسی
equivalence
معادل بودن
memorials
معادل memorandum
modify
معادل adapt
egalitaire
معادل equalitarianism
memorial
معادل memorandum
redemption
معادل ransom
b
معادل با بایتها
menace
معادل blackmail
assessor
معادل assesor
menaces
معادل blackmail
ration in kind
معادل جیره
order of the day
معادل agenda
reformists
معادل reformer
reinsurance
معادل re-assurance
reformist
معادل reformer
equalling
دقیقاگ معادل
modifies
معادل adapt
modifying
معادل adapt
contango
معادل "continuation " & "carringover "
therm
معادل هزارکالری بزرگ
grain
معادل 8460/0گرم
air mile
هوانوردی معادل 3301
age equivalent scale
مقیاس معادل سنی
casus belli
معادل War Causeof
kilo
یک کیلوگرم معادل هزارگرم
half
یکی از دو بخش معادل
acid equivalent
معادل شیمیایی اسید
bi-
پیشوند معادل با bio-
equivalent binary digits
ارقام دودویی معادل
kilos
یک کیلوگرم معادل هزارگرم
business cycle
معادل cycle trade
disobedience
تقریبا" معادل desertion
therms
معادل هزارکالری بزرگ
t parameter equipment circuit
مدار معادل به صورت " T "
giga
پیشوندی معادل 01بتوان 9
hecto
پیشوندی معادل 01 به توان 2
tnt equivalent
معادل با قدرت انفجار تی ان تی
final instrument
معادل act final
faculty of law
معادل law schoolof
Kbit
معادل هزار بایت
ration in kind
جیره معادل یاجانشین
equivalently
بطور هم ارز یا معادل
lebensraum
معادل living-space
mile
معادل 53/9061 متر
miles
معادل 53/9061 متر
onus probandi
معادل proof of burden
quamdiu bene se gesserit
معادل autculpam vitam ad
long ton
تن بزرگ معادل با 6101کیلوگرم
NOT function
معادل تابع NAND
height equivalent of theroretical plate
ارتفاع معادل بشقابک نظری
high frequency equivalent circuit
مدار معادل فرکانس بالا
match
تنظیم ثبات معادل با دیگری
b
ی معادل عدد 11 در مبنای دهدهی
matches
تنظیم ثبات معادل با دیگری
computed price
قیمت ساختگی معادل administeredprice
nautical miles
مایل دریایی معادل 0581متر
nautical mile
مایل دریایی معادل 0581متر
high
معادل وضعیت درست در منط ق یا 1
logical
معادل وضعیت منط قی درست یا یک
equivalent service rounds
گلولههای معادل گلوله جنگی
highest
معادل وضعیت درست در منط ق یا 1
highs
معادل وضعیت درست در منط ق یا 1
half crown
سکه معادل دوشلیلینگ وشش پنس
logical
معادل وضعیت منط قی نادرست یا صفر
statute mile
میل رسمی معادل 0825 فوت
cubit
مقیاس قدیمی طول معادل 81 تا 22 اینچ
bushels
مقیاس وزنی است معادل 4پک
bushel
مقیاس وزنی است معادل 4پک
equivalence
دروازهای که تابع معادل انجام میدهد
constant cost
هزینه ثابت معادل cost fixed
zeros
1-رقم . 2-معادل خاموش منط قی یا وضعیت نادرست
legal aid
معافیت ازهزینه دادرسی معادل assistance judicial
zeroes
1-رقم . 2-معادل خاموش منط قی یا وضعیت نادرست
zero
1-رقم . 2-معادل خاموش منط قی یا وضعیت نادرست
nautical miles
میل دریایی انگلیس معادل 0806 فوت
ma
اندازه جریان الکتریکی معادل یک میلیونیوم آمپر
nautical mile
میل دریایی انگلیس معادل 0806 فوت
mas
اندازه جریان الکتریکی معادل یک میلیونیوم آمپر
hypersonic
سرعتی معادل یا بیش از 5برابر سرعت صوت
canonical time unit
زمان لازم برای طی مسافتی معادل یک رادیان
mhz
اندازه فرکانس معادل یک میلیون سیکل در ثانیه
capital bonus
سودسهام معادل کلمه dividened stock میباشد
krona
مسکوک ایسلند و سوئد معادل 6202/0 دلار
pints
پیمانه وزن مایع معادل نیم کوارت
pint
پیمانه وزن مایع معادل نیم کوارت
cents
سنت که معادل یک صدم دلار امریکایی است
cent-
سنت که معادل یک صدم دلار امریکایی است
milliampere
اندازه جریان الکتریکی معادل یک هزارم آمپر
double dabble
روش تبدیل اعداد دودویی به معادل دهدهی
centi-
سنت که معادل یک صدم دلار امریکایی است
cent
سنت که معادل یک صدم دلار امریکایی است
balun
مبدلی که دو مداری را که امیدانس مختلف دارند معادل میکند
assignment
معادل قرار دادن یک متغیر با یک مقدار یا رشته یا حرف
kpsi
[واژه مخفف معادل تعداد گره در هر اینچ مربع]
AC
و نیز پسوندی است لاتینی یا یونانی معادل -ieمانند
metric ton
مقیاس وزن معادل هزارکیلوگرم یا حدود 0022 پوند
even time
دویدن 001 یارد معادل 5/19متر در01 ثانیه
menus
ترکیب کلید از دو یا چند تا که معادل انتخاب منو است
menu
ترکیب کلید از دو یا چند تا که معادل انتخاب منو است
assignments
معادل قرار دادن یک متغیر با یک مقدار یا رشته یا حرف
balance
برنامه ریزی برای چیزی با اینکه دو بخش معادل باشند
h.e.t.p
plate theoretical equivalentof height ارتفاع معادل بشقابک نظری
balances
برنامه ریزی برای چیزی با اینکه دو بخش معادل باشند
r.s.c
قوانین مربوط به دادگاه یادیوان عالی معادل supremecourt of rules
kilderkin
چلیک یابشکه کوچکی معادل نصف یاربع بشکه معمولی
k
به هنگام اشاره به فرفیت با مسامحه می توان معادل 4201 دهدهی دانست
conversion
لیست کدهای اصلی یا عبارات و معادل آنها به زبان یا حالت دیگر
conversions
لیست کدهای اصلی یا عبارات و معادل آنها به زبان یا حالت دیگر
hard spun
[نخ با تاب زیاد با زاویه ای معادل سی تا چهل و پنج درجه نسبت به محور عمودی]
remainder
عدد معادل مقسوم منهای حاصل ضرب خارج قسمت ومقسوم علیه
assignment
دستور ابتدایی برنامه نویسی که یک متغیر را معادل با یک مقدار یا رشته یا حرف قرار میدهد
assignments
دستور ابتدایی برنامه نویسی که یک متغیر را معادل با یک مقدار یا رشته یا حرف قرار میدهد
grip length
طول قسمت رزوه نشده ساقه پیچ که معادل حداکثر ضخامت قطعات متصل شونده میباشد
nihilism
شورش و شدت عمل را توصیه کند مفهومی تقریبا" معادل نهیلیسم و انارشیسم از خودگذشتگی و تن به فنا دادن
assign
1-مجموعهای از متغیر ها که معادل یک رشته از حروف یا اعداد هستند 2-استفاده از بخشی از سیستم کامپیوتری در حین اجرای یک برنامه
assigning
1-مجموعهای از متغیر ها که معادل یک رشته از حروف یا اعداد هستند 2-استفاده از بخشی از سیستم کامپیوتری در حین اجرای یک برنامه
text
وسیله الکترونیکی که از همان کننده صوت برای تولید صدایی معادل متن وارد شده استفاده میکند
texts
وسیله الکترونیکی که از همان کننده صوت برای تولید صدایی معادل متن وارد شده استفاده میکند
assigned
1-مجموعهای از متغیر ها که معادل یک رشته از حروف یا اعداد هستند 2-استفاده از بخشی از سیستم کامپیوتری در حین اجرای یک برنامه
assigns
1-مجموعهای از متغیر ها که معادل یک رشته از حروف یا اعداد هستند 2-استفاده از بخشی از سیستم کامپیوتری در حین اجرای یک برنامه
dominion
ار 9491 این کلمه معادل "مملکت عضو جامعه ممالک مشترک المنافع بریتانیا" commonwealthcountry قرار گرفته است
coincidence element
مدار الکترونیکی که یک سیگنال خروجی تولید میکند وقتی که دو ورودی همزمان اتفاق میافتد یا دو کلمه دودویی معادل باشند
coincidence circuit
مدار الکترونیکی که یک سیگنال خروجی تولید میکند وقتی که دو ورودی همزمان اتفاق میافتد یا دو کلمه دودویی معادل باشند
hank
طول مشخصی از نخ
[بطور مثال یک هنک یا کلاف الیاف پنبه معادل با هشتصد و چهل یارد یا هفتصد و پنجاه و شش متر می باشد.]
dower
درCL این مقدار معادل ثلث کل دارایی مرد اعم از اعیان وعرصه است که به طریق عمری به زوجه اش واگذار میشود
hardest
که معادل خاموش کردن و سپس روشن کردن مجدد کامپیوتر است
harder
که معادل خاموش کردن و سپس روشن کردن مجدد کامپیوتر است
hard
که معادل خاموش کردن و سپس روشن کردن مجدد کامپیوتر است
set
1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
setting up
1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com