English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
shock troops واحد مخصوص حمله غافلگیرانه
Other Matches
shock حمله غافلگیرانه
shocked حمله غافلگیرانه
shocks حمله غافلگیرانه
creeping attack تک غافلگیرانه دریایی
surprise attack تک غافلگیری تک غافلگیرانه
absolute system of units سیستم واحد ها که در آن کمترین تعداد واحد یا یکه بعنوان واحد های اصلی انتخاب شده و سایر واحدها از آنها مشتق شوند
ip واحد نمایش مخصوص که به کار بردن امکان میدهد صفحات ویدیو متن ویرایش کنند پیش از ارسال آنها به پایگاه داده اصلی
hysterics حمله خنده غیر قابل کنترل حمله گریه
velimirovic attack حمله ولیمیروویچ در حمله سوزین از دفاع سیسیلی شطرنج
counter riposte حمله شمشیرباز پس از دفع حمله متقابل حریف
powers واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
powering واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
powered واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
power واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
knot نات [واحد اندازه گیری] [واحد سرعت دریایی]
cpu واحد محاسبه و منط ق و واحد ورودی / خروجی
morpheme واحد معنی دار لغوی کوچکترین واحد
vortex breakdown/brust جدایی ناگهانی جریانهای حلقوی از لبه حمله بالهای دلتا در زاویه حمله معین که واماندگی این نوع بالها رانشان میدهد
functional unit واحد در حال کار واحد تابعی
rio treaty اکوادور ونیکاراگوئه به سال 7491 که به موجب ان در صورت حمله به یک از کشورهای امریکایی همه کشورهای دیگر حق حمله مسلحانه را دارند
hysterogenic حمله تشنجی شبیه حمله
ond shot بیک حمله دریک حمله
hysteroid حمله تشنجی شبیه حمله
lute گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
lutes گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
write وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
writes وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
fog oil روغن مخصوص یا سوخت مخصوص دستگاههای تولیددود مصنوعی
typeface مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
typefaces مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
graphics کارت مخصوص درون کامپیوتر که از یک پردازنده مخصوص برای افزایش سرعت رسم خط ها و تصاویر روی صفحه استفاده میکند
knot میل دریایی [واحد اندازه گیری] [واحد سرعت دریایی]
knot گره دریایی [واحد اندازه گیری] [واحد سرعت دریایی]
register که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
registers که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
registering که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
front line خط حمله خط حمله یادفاع
target date زمان حمله به هدف یا تاریخ حمله به هدف
delete کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleting کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deletes کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleted کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
embedded code کامپیوتر مخصوص برای کنترل یک ماشین . کامپیوتر مخصوص در یک سیستم بزرگ برای انجام یک تابع خاص
dispersal airfield فرودگاههای مخصوص تفرقه هوایی فرودگاه مخصوص تفرقه در اماده باش هوایی
post attack بعد از اجرای حمله یا تک وقایع بعد از اجرای حمله
falling sickness حمله
thrusts حمله
epileptic fit حمله
thrusting حمله
assaulted حمله
hysteria حمله
attacks حمله
canvasses حمله
assault حمله
thrust حمله
campaigned حمله
onrush حمله
campaigns حمله
campaigning حمله
campaign حمله
stound حمله
fittest حمله
fits حمله
fit حمله
time cut ضد حمله
canvassing حمله
canvassed حمله
wide open حمله
offense,etc حمله
offense حمله
forays حمله
foray حمله
ictys حمله
impugnation حمله
impugnment حمله
inroad حمله
offenses حمله
offence حمله
canvass حمله
attacked حمله
besetting حمله پی در پی
assaulting حمله
venue حمله
spells حمله
venues حمله
spelled حمله
spell حمله
attacking line خط حمله
seizures حمله
counter حمله
countered حمله
seizure حمله
aggression حمله
sally حمله
countering حمله
sallies حمله
offensives حمله
onslaughts حمله
onslaught حمله
assailment حمله
onset حمله
assaults حمله
attack حمله
offensive <adj.> حمله
attacking [style of play, player] <adj.> حمله
frontcourt منطقه حمله
assail حمله کردن
quintain هدف حمله
absence attack حمله غیاب
slotting شکاف در خط حمله
canvass حمله ناگهانی
slot شکاف در خط حمله
rusher حمله کننده
set about حمله کردن به
slots شکاف در خط حمله
assail حمله کردن بر
assailed حمله کردن
aggressive حمله ور مهاجم
outside lines خطوط حمله
open to attack در معرض حمله
counter attack حمله متقابله
counter-attack حمله متقابله
counter-attacks حمله متقابله
aggressors حمله کننده
banzai attack حمله بی پروا
backside attack حمله از پشت
back side attack حمله از پشت
assailed حمله کردن بر
assailing حمله کردن
assailing حمله کردن بر
assails حمله کردن
assails حمله کردن بر
polerio's gambit حمله فگالتو
play marker طراح حمله
attackman مامور حمله
offensive foul خطای حمله
lunges حمله ناگهانی
lunged حمله ناگهانی
seize دچار حمله
thrust line خط حمله خط انجام تک
assailant حمله کننده
time thrust ضد حمله شمیرباز
to be down up حمله کردن بر
to fall on حمله کردن
to fallirrto a f. حمله کردن
set حمله کردن
to make a pounce حمله کردن
sets حمله کردن
to makea raid.on حمله کردن بر
to roll up the enemy line حمله جناحی
setting up حمله کردن
to set at حمله کردن به
lunging حمله ناگهانی
to take by storm با حمله گرفتن
seized دچار حمله
canvasses حمله ناگهانی
seizes دچار حمله
lunge حمله ناگهانی
shock troops گروه حمله
simple attack حمله ساده
snap at حمله کردن
parrying دفع حمله
attack zone منطقه حمله
canvassed حمله ناگهانی
atilt با حالت حمله
assailable قابل حمله
sallies حمله ورشدن
storming column ستون حمله
anxiety attack حمله اضطراب
an air raid حمله هوایی
assailants حمله کننده
air strike حمله هوایی
air attack حمله هوایی
to sweep down on حمله کردن بر
aggressor حمله کننده
jump off شروع حمله
spells حمله ناخوشی
hysterogenic حمله اور
hypnolepsy حمله خواب
pushing خطای حمله
geong geuk حمله تکواندو
geong gegak حمله تکواندو
frontal attack حمله جبههای
thrust حمله کردن
hysteroid حمله اور
spearhead نوک حمله
counter offensive حمله متقابل
counterattack حمله متقابل
unassailable غیرقابل حمله
spearheads نوک حمله
spearheading نوک حمله
beset حمله کردن
spearheaded نوک حمله
besets حمله کردن
spelled حمله ناخوشی
thrusting حمله کردن
thrusts حمله کردن
discovered attack حمله برخاست
direction of attack سمت حمله
critical angle of attack زاویه حمله
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com