Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English
Persian
unitas multiplex
واحد چند وجهی
Search result with all words
end centered unit cell
سلول واحد دو وجهی متقابل پر
Other Matches
lattice design
طرح شبکه ای
[این طرح بصورت قرینه و تکرار کل متن فرش را در بر می گیرد و از اشکال شش وجهی، نه وجهی، مربع شکل و طاق رومی برای بدنه گل ها استفاده می کند.]
absolute system of units
سیستم واحد ها که در آن کمترین تعداد واحد یا یکه بعنوان واحد های اصلی انتخاب شده و سایر واحدها از آنها مشتق شوند
power
واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
powered
واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
powering
واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
powers
واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
knot
نات
[واحد اندازه گیری]
[واحد سرعت دریایی]
cpu
واحد محاسبه و منط ق و واحد ورودی / خروجی
morpheme
واحد معنی دار لغوی کوچکترین واحد
functional unit
واحد در حال کار واحد تابعی
trihedral
سه وجهی
planar
دو وجهی
trimorphous
سه وجهی
hesahedral
شش وجهی
hexahedron
شش وجهی
biform
دو وجهی
hexagram
ستاره شش وجهی
triangular conflict
تعارض سه وجهی
facial isomer
ایزومر وجهی
tetrahedron
چهار وجهی
facial isomer
همپار وجهی
trimorph
سه شکلی سه وجهی
octahedral
هشت وجهی
trisoctahedron
بلور42 وجهی
dodecahedron
دوازده وجهی
dehedral angle
زاویه دو وجهی
tetrahedral
چهار وجهی
octahedron
هشت وجهی
icosahedron
بلوربیست وجهی
holohedron
تمام وجهی
pentagonal
پنج وجهی
octagon
هشت وجهی
icosahedron
بیست وجهی
octagons
هشت وجهی
polyhedral
چند وجهی
polyhedron
جسم چند وجهی
distorted tetrahedron
چهار وجهی واپیچیده
monocapped octahedron
هشت وجهی تک کلاهکی
octahedral holes
حفرههای هشت وجهی
pentagonal
جسم پنج وجهی
hemihedral
بشکل نصفه وجهی
pentahedron
شکل پنج وجهی
trisoctahedron
کثیر الاضلاع 42 وجهی
closo packed hexagonal space lattice
شبکه فضایی شش وجهی
pentahedron
جسم جامد پنج وجهی
polyhedron
جسم چند وجهی کثیرالوجوه
knot
میل دریایی
[واحد اندازه گیری]
[واحد سرعت دریایی]
knot
گره دریایی
[واحد اندازه گیری]
[واحد سرعت دریایی]
plastomer
اجسام چند وجهی سخت وجامد
mmpi
شخصیت سنج چند وجهی مینه سوتا
rhomb
منشور شش وجهی دارای وجوه متوازی الاضلاع
ransom
وجهی که جهت جلوگیری از ضبط اموال پرداخت میشود
ransoms
وجهی که جهت جلوگیری از ضبط اموال پرداخت میشود
wharfage
وجهی که برای استفاده ازبارانداز پرداخت میشود حق باراندازی
toll thorough
وجهی که بابت گذشتن ازمعابر عمومی یا شاهراههاپرداخت میشود
toll traverse
وجهی که برای عبور از املاک خصوصی پرداخت میشود
conjunctive mood
وجهی ازفعل که درجزای شرط یا قید بکار می رود
burse
بورس وجهی که برای کمک هزینه تحصیلی داده میشود
reserve
مقدار وجهی که هر بانک باید جهت پرداخت دیون خود داشته باشد
reserving
مقدار وجهی که هر بانک باید جهت پرداخت دیون خود داشته باشد
reserves
مقدار وجهی که هر بانک باید جهت پرداخت دیون خود داشته باشد
bulb angle
جزء ساختمانی که معمولابعنوان ستون یا پایه بکارمیرود و به شکل دایرهای یاچند وجهی میباشد
tenderest
وجهی که خوانده برای اثبات امادگیش در مورد ادای دین خواهان به دادگاه عرضه میکند
legal reserves
مقدار وجهی که بانکهای تجارتی طبق قانون باید نزد بانک مرکزی داشته باشند
tendered
وجهی که خوانده برای اثبات امادگیش در مورد ادای دین خواهان به دادگاه عرضه میکند
tender
وجهی که خوانده برای اثبات امادگیش در مورد ادای دین خواهان به دادگاه عرضه میکند
tendering
وجهی که خوانده برای اثبات امادگیش در مورد ادای دین خواهان به دادگاه عرضه میکند
retaining fee
وجهی که بطور مستمرپرداخت به وکیل پرداخت شودتا از خدمات حقوقی اومستمرا" استفاده شود یا اورا از قبول وکالت طرف مقابل بازدارند
Jaldar
[نوعی طرح پاکستانی که در آن ردیف های لوزی شکل و هشت وجهی بصورت یک ردیف در میان بافته می شوند.]
quatrefoil
چهار وجهی
[این اصطلاح موقعی که یک نگاره و یا کل فرش از چهار قسمت کاملا قرینه بوجود آمده باشد، بکار می رود.]
hex-column
طرح ستونی شش وجهی
[طرح سه ترنجی که بیشتر در قراچه آذربایجان و شیروان قفقاز بافته شده و متن اصلی آن را سه ترنج شش گوش در بر می گیرد.]
Medici Mamluk rug
قالی مدیسه مملوک
[این فرش متعلق به قرن شانزدم میلادی می باشد که به تازگی کشف و در موزه پالازو ایتالیا نگهداری می شود و دارای سه ترنج هشت وجهی است.]
pin money
وجهی که شوهر به همسر خود برای حوایج خصوصی و شخصیش می پردازد و زن با صرف ان باید وضع فاهری خود رامتناسب با موقعیت اجتماعی شوهرش بیاراید
medallion
ترنج
[نقش اصلی که در مرکز فرش قرار گرفته و در طرح لچک ترنج به ابعاد و اشکال مختلف مانند الماسی، خورشیدی، شش وجهی، و بیضی بافته می شود.]
polyhedric
چند وجهی چند سطحی
turret motife
طرح شیروان
[این طرح بعنوان ترنج اصلی به تعداد یک یا سه عدد در متن فرش بکار رفته و حالتی هندسی و هشت وجهی داشته که با خطوط هندسی تزئین می شود.]
ransoms
وجهی که جهت ازادکردن اسیر یا خریداری مدت زندان قابل خرید پرداخت شودوجهی که جهت احتراز ازتنبیهات جزایی از طرف مجرم و به جای تقبل ان تنبیهات پرداخت شود
ransom
وجهی که جهت ازادکردن اسیر یا خریداری مدت زندان قابل خرید پرداخت شودوجهی که جهت احتراز ازتنبیهات جزایی از طرف مجرم و به جای تقبل ان تنبیهات پرداخت شود
karachoph design
لچک ترنج کاراچف
[این طرح مربوط به همین شهر در جنوب تفلیس منطقه قفقاز می باشد که در آن ترنج بزرگ و هشت وجهی با چهار مربع در دو طرف آن می باشد و قدمت آن بیش از صد سال است.]
Lesghi star
ستاره لسگی
[این طرح را ستاره شاهسون نیز می نامند و در فرش های ترکیه و قفقاز و ایران بکار می رود. خود طرح از یک ستاره هشت وجهی با چهار فلش به سمت داخل تشکیل می گردد.]
single
واحد
one
واحد
ones
واحد
unit
واحد
singlets
خط واحد
module
واحد
modules
واحد
unilinear
در یک خط واحد
singlet
خط واحد
plank
واحد
units
واحد
unitage
یک واحد
measure
واحد
at the same time
در ان واحد
univalent
واحد
monad
واحد
bril
واحد درخشندگی
logical unit
واحد منطقی
data unit
واحد داده
data item
واحد داده
cu
واحد کنترل
lambert
واحد روشنایی
datum
یک واحد داده
stepping
واحد مجزا
step
واحد مجزا
arithmetic unit
واحد محاسبه
astronomical unit
واحد نجومی
main unit
واحد اصلی
derived unit
واحد فرعی
magnetic unit
واحد مغناطیسی
basic construction unit
واحد ساختمانی
memory module
واحد حافظه
basic shaft
محور واحد
logic unit
واحد منطقی
cpu
واحد کنترل
command unit
واحد فرمان
ounces
واحد جرم
ounce
واحد جرم
processing unit
واحد پردازش
processing unit
واحد پردازنده
program module
واحد برنامه
pyramiding
مدیریت واحد
quarterstaff
واحد یموت
rad
یک واحد دوزاتمی
repeating unit
واحد تکراری
control unit
واحد کنترل
cost unit
قیمت واحد
pound
واحد وزن
pounded
واحد وزن
physical unit
واحد فیزیکی
phyton
واحد گیاهی
henry
واحد خودالقایی
contractors yard
واحد ساختمانی
identity matrix
ماتریس واحد
lighting unit
واحد روشنایی
pounds
واحد وزن
pounding
واحد وزن
plant
واحد صنعتی
monitor unit
واحد مبصر
display unit
واحد نمایش
motif
واحد تکراری
object module
واحد مقصد
dust arrester
واحد گردگیری
dyadic unit
واحد دو عضوی
interlocking directorate
مدیریت واحد
display unit
واحد نمایشگر
efficiency unit
واحد کارایی
disk unit
واحد دیسک
electrostatic unit
واحد الکترواستاتیک
motifs
واحد تکراری
fee
بهای واحد
concerns
واحد اقتصادی
concern
واحد اقتصادی
monomeric unit
واحد تکپار
driver unit
واحد محرک
motor unit
واحد حرکتی
mpu
واحد میکروپروسسور
object module
واحد مقصود
monetary unit
واحد پول
input unit
واحد ورودی
input unit
واحد اولیه
fuse element
واحد فیوز
angstrom unit
واحد انگستروم
arithmetic unit
واحد حساب
fuse unit
واحد فیوز
gold standard
واحد طلا
imaginary unit
واحد موهومی
heat unit
واحد حرارت
peripheral unit
واحد جنبی
personality module
واحد شخصیت
phot
واحد روشنایی
measuring unit
واحد سنجش
output unite
واحد خروجی
disk unit
واحد گرده
input block
واحد ورودی
absolute unit
واحد مطلق
information unit
واحد اطلاعات
monetary unit
واحد پولی
industrial unit
واحد صنعتی
secondary unit
واحد فرعی
microprocessing unit
واحد ریزپردازنده
microcycle
واحد زمان
building unit
واحد ساختمانی
plants
واحد صنعتی
unified budget
بودجه واحد
fraction
1-بخشی از یک واحد
storage unit
واحد انباره
storage unit
واحد ذخیره
unit distance
با فاصله واحد
unit elasticity
کشش واحد
unit hydrograph
هیدروگراف واحد
unit record
رکورد واحد
unit load
واحد بار
unit matrix
ماتریس واحد
unit of account
واحد محاسبه
unit of currency
واحد پولی
sampled
واحد نمونه
sample
واحد نمونه
single tax
مالیات واحد
unit of fire
واحد اتش
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com