English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English Persian
therm واحد گرما حمام
therms واحد گرما حمام
Other Matches
therms حمام عمومی گرما
therm حمام عمومی گرما
b.t.u. واحد بریتانیایی گرما
calory واحد سنجس گرما
calorie واحد سنجس گرما
calories واحد سنجس گرما
british thermal unit واحد بریتانیایی گرما
calorie واحد گرما در سیستمهای غیرمتریک
calories واحد گرما در سیستمهای غیرمتریک
sudatorium حمام گرم که موجب عرق زیاد گردد گرمخانه حمام
thermostats :الت تعدیل گرما دستگاه تنظیم گرما
thermostat :الت تعدیل گرما دستگاه تنظیم گرما
absolute system of units سیستم واحد ها که در آن کمترین تعداد واحد یا یکه بعنوان واحد های اصلی انتخاب شده و سایر واحدها از آنها مشتق شوند
powering واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
powers واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
power واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
powered واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
knot نات [واحد اندازه گیری] [واحد سرعت دریایی]
morpheme واحد معنی دار لغوی کوچکترین واحد
cpu واحد محاسبه و منط ق و واحد ورودی / خروجی
functional unit واحد در حال کار واحد تابعی
knot گره دریایی [واحد اندازه گیری] [واحد سرعت دریایی]
knot میل دریایی [واحد اندازه گیری] [واحد سرعت دریایی]
heat گرما
heats گرما
isotherm خط هم گرما
radiation of heat گرما
cauma گرما
washrooms حمام
water quench حمام آب
water bath حمام آب
waterbath حمام آب
double boiler حمام آب
bain-marie حمام آب
trays حمام
bathhouse حمام
tray حمام
sand bath حمام شن
copper bath حمام مس
washroom حمام
bath حمام
bagnio حمام
Turkish baths حمام
bath house حمام
Turkish bath حمام
bathroom حمام
bathrooms حمام
thermosphere گرما کره
thermal effect اثر گرما
thermal reservoir منبع گرما
thermosphere گرما سپهر
thermal unit واحدسنجش گرما
thermomagnetic گرما مغناطیس
cold is merely privative گرما نیست
heat flow جریان گرما
heat flux شار گرما
thermal مربوط به گرما
thermometer گرما سنج
I am absolutely baked. از گرما پختم
radiator گرما افکن
heat loss تلف گرما
heat radiation تابش گرما
thermal flux شار گرما
heats گرما حرارت
thermoelectric گرما برقی
calorification پیدایش گرما
heat گرما حرارت
btu واحدبریتانیایی گرما
radiator گرما تاب
heat transfer انتقال گرما
radiators گرما تاب
non conducting عایق گرما
radiators گرما افکن
heat absorbing جذب گرما
heat exchange تبادل گرما
heat transmission انتقال گرما
thermochemistry گرما شیمی
thermal agitation voltage اثر گرما
thermoelasticity گرما کشسانی
incalescent گرما گرای
incalescence گرما جویی
melted از گرما سوختن
adiabatic عایق گرما
thermo electricity گرما برق
pyro electricity گرما برق
thermometers گرما سنج
temperatures درجه گرما
temperature درجه گرما
convection انتقال گرما
intensity of heat شدت گرما
hot cabinet قفسه گرما
pyromagnetic گرما- مغناطیس
vapour bath حمام بخار
vaporarium حمام بخار
unwashed حمام نگرفته
dyeing bath حمام رنگرزی
acid bath حمام اسید
washcloth کیسه حمام
washcloth لیف حمام
hypocaust جهنم حمام
bathhouse حمام [با استخر]
hammam حمام اسلامی
bath-house حمام عمومی
steam bath حمام بخار
bath حمام ابکاری
oil bath حمام روغن
bath حمام فرنگی
bathed حمام ابکاری
toilet waters عطر حمام
shower bath حمام دوش
swimming bath [British E] [old-fashioned] حمام [با استخر]
swimming pool حمام [با استخر]
bathed حمام فرنگی
ultrasonic bath حمام فراصوتی
turkey bath حمام شرقی
toilet water عطر حمام
sun bath حمام افتابی
sweating bath حمام بخار
sunbath حمام افتاب
sweating bath حمام گرم
a bath towel حوله حمام
bathing tub حمام فرنگی
thermae حمام اب گرم
sudatorium حمام بخار
bathrobes رخت حمام
bathmats پادری حمام
cockroaches سوسک حمام
metal bath حمام فلز
bathing cap کلاه حمام
bathtub وان حمام
cockroach سوسک حمام
bathtubs وان حمام
bathing caps کلاه حمام
bathmat پادری حمام
swelters از گرما بیحال شدن
radiators بیرون دهنده گرما
thermolytic وابسته به تحلیل گرما
hot shorteness شکنندگی حاصل از گرما
swelter از گرما بیحال شدن
resistant to heat مقاوم در برابر گرما
thermoforming شکل دادن با گرما
thermoelectric effect اثر گرما- برق
baking enamel لعاب دادن با گرما
radiator بیرون دهنده گرما
to resist heat تاب گرما اوردن
heat transfer coefficient ضریب انتقال گرما
heat flux density چگالی شار گرما
to evolve heat گرما بیرون دادن
thermotropic علاقمند به گرما دماگرای
thermotaxis تحرک در اثر گرما
sweltered از گرما بیحال شدن
thermotropism حساسیت نسبت به گرما
temperature independent paranagnetism پارامغناطیس گرما مستقل
thermonuclear reaction واکنش گرما- هستهای
she cannot bear heat طاقت گرما را ندارد
she cannot bear heat تاب گرما رانمیاورد
chinical t. گرما سنج طبی
heat stroke گرماگرفتگی غش در اثر گرما
cooling water thermometer گرما سنج اب سرد
fehrenheit thermometer گرما سنج فارنهایت
heat-stroke گرماگرفتگی غش در اثر گرما
warmth تعادل گرما ملایمت
mechanical equivalent of heat هم ارز مکانیکی گرما
diathermacy خاصیت هدایت گرما
heat fast paint رنگ مقاوم گرما
bathing gear لوازم شنا [حمام]
I'd like a room with bath. من یک اتاق با حمام میخواهم.
shaking bath حمام تکان دهنده
bathing clothes لوازم شنا [حمام]
sun lamp لامپ حمام آفتاب
sun lamps لامپ حمام آفتاب
foam rubber ابر حمام ابرلاستیکی
sunbathing حمام افتاب گرفتن
bath dye حمام رنگرزی الیاف
molten bath حمام ذوب فلزات
roaches سوسک حمام کجوله
bathing clothes لباس شنا [حمام]
roach سوسک حمام کجوله
bathing things لوازم شنا [حمام]
sunbathed حمام افتاب گرفتن
salt bath furnace کوره حمام نمک
bathing things لباس شنا [حمام]
basking حمام افتاب گرفتن
saunas حمام بخار فنلاندی
oil bath lubrication روغنکاری حمام روغن
swimming things لباس شنا [حمام]
basked حمام افتاب گرفتن
bask حمام افتاب گرفتن
sunbathes حمام افتاب گرفتن
sunbathe حمام افتاب گرفتن
sauna حمام بخار فنلاندی
caldarium گرمخانه در حمام رومی
basks حمام افتاب گرفتن
furnace تون حمام وغیره
furnaces تون حمام وغیره
bathing gear لباس شنا [حمام]
swimming things لوازم شنا [حمام]
heater بخاری دستگاه تولید گرما
electricity مین نور یا گرما یا نیرو
heaters بخاری دستگاه تولید گرما
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com