English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
closed variation واریاسیون بسته
Other Matches
packet بخشی از router شبکه که زمان ارسال بسته داده به مقصد را مشخص میکند بسته به مسیر انتخابی
packets بخشی از router شبکه که زمان ارسال بسته داده به مقصد را مشخص میکند بسته به مسیر انتخابی
variations واریاسیون
variation واریاسیون
classical variation واریاسیون کلاسیک
exchange variation واریاسیون تعویضی
packaging ماده محافظ اشیا که بسته بندی می شوند. مواد جذاب برای بسته بندی کالاها
mannheim variation واریاسیون مانهایم شطرنج
prepared variation واریاسیون تدارک شده
mardel plata variation واریاسیون ماردل پلاتا
tempo stroll variation واریاسیون صبر و انتظار
dragon variation واریاسیون دراگون دردفاع سیسیلی
nimzovith variation واریاسیون نیمزوویچ یاویناور شطرنج
burn variation واریاسیون برن در دفاع فرانسوی
bronstein variation واریاسیون برونشتاین دردفاع نیمزوهندی
fajarowics variation واریاسیون فایاروویچ دردفاع بوداپست
swedish variation واریاسیون سوئدی در دفاع تاراش
pirc variation واریاسیون پیرک در دفاع نیمزوهندی
taimanov's variation واریاسیون تایمانوف در دفاع سیسیلی
child window پنجره کوچکتر نمیتواند از مرز پنجره بزرگتر خارج شود و وقتی پنجره اصلی بسته است آن هم بسته میشود
botvinnik variation واریاسیون باتوینیک دردفاع نیمروزی شطرنج
prague variation واریاسیون پراگ در گامبی وزیر شطرنج
poisoned pawn variation واریاسیون پیاده زهراگین دردفاع سیسیلی
spielmann variation واریاسیون اشپیلمان در دفاع نیمزو هندی
reynolds' variation واریاسیون رینولدز در دفاع مران شطرنج
sheveningen variation واریاسیون شونینگن در دفاع سیسیلی شطرنج
ragozin variation واریاسیون راگوزین در گامبی وزیر شطرنج
schlechter variation واریاسیون شلشتر در دفاع اسلاو شطرنج
bladel variation واریاسیون بلادل در دفاع هلندی شطرنج
romih variation واریاسیون رومی دردفاع شبه مران
blamenfeld variation واریاسیون بلومنفلد در دفاع مران شطرنج
advance variation واریاسیون پیشروی پیاده دردفاع فرانسوی
sicilian dragon واریاسیون دراگون دفاع سیسیلی شطرنج
centre holding variation واریاسیون حفظ مرکز درجوئوکو پیانو
goteborg variation واریاسیون گوتبورگ در دفاع سیسیلی شطرنج
mac cutcheon variation واریاسیون مک کاچن در دفاع فرانسوس شطرنج
canal's variation واریاسیون کانال در گامبی وزیر شطرنج
hanham variation واریاسیون هنم در دفاع فیلیدور شطرنج
spassky variation واریاسیون اسپاسکی در دفاع نیمزو هندی
leningrad variation واریاسیون لنینگراد در دفاع هلندی شطرنج
winawer variation واریاسیون ویناور در دفاع فرانسوی شطرنج
simagin's lesser variation واریاسیون لزر سیماگین دردفاع گرونفلد
najdorf variation واریاسیون نایدورف در دفاع سیسیلی شطرنج
breslau variation واریاسیون برسلاو در روس لوپس شطرنج
argentine variation واریاسیون ارژانتین در دفاع کیمبریج اسپرینگز
manhattan variation واریاسیون مانهاتان درگامبی وزیر شطرنج
bpleslavsky variation واریاسیون بولسلاوسکی دردفاع سیسیلی شطرنج
simagin's improved variation واریاسیون اصلاحی سیماگین در دفاع گرونفلد
gift wrap بسته بندی کردن در کاغذ بسته بندی روبان دارپیچیدن
zurich variation واریاسیون زوریخ در دفاع نیمزو هندی شطرنج
wilkes barre variation واریاسیون ویلکس بار دردفاع دو اسب شطرنج
yogoslav variation واریاسیون یوگوسلاو دردفاع هندی شاه شطرنج
panno variation واریاسیون پانو در دفاع هندی شاه شطرنج
frankenstein dracula variation واریاسیون فرانکشتاین-دراکولا در بازی شطرنج وینی
pillsbury variation واریاسیون پیلزبری در بازی چهار اسب شطرنج
multicast packet بسته داده که به آدرسهای شبکه انتخاب شده ارسال میشود. یک بسته راه دور به تمام ایستگاههای شبکه فرستاده میشود
yogoslav attack حمله یوگوسلاو در واریاسیون دراگون دفاع سیسیلی شطرنج
alekhine's variation واریاسیون الخین در گامبی وزیر پذیرفته نشده شطرنج
counter thrust variation واریاسیون پیاده رانده متقابل در دفاع هندی شاه شطرنج
slated items مواد سوختی قوال و بسته بندی شده مواد سوختی یک جاو در بسته
samisch variation واریاسیون زمیش در دفاع هندی شاه در دفاع نیمزوهندی شطرنج
rubinstein variation واریاسیون روبنشتاین دربازی چهار اسب در دفاع فرانسوی دردفاع نیمزو هندی و دردفاع تاراش
solid بسته
solids بسته
packaged بسته
kit بسته
package بسته
trusser بسته
uncrossed بسته
grumous بسته
ice bound یخ بسته
imperforate بسته
shook بسته
packet بسته
packages بسته
barred بسته
kits بسته
pent بسته
parcels بسته
fardel بسته
parcel بسته
connected بسته
interdependent به هم بسته
jellied بسته
packets بسته
pack box بسته
clotted بسته
pinioned کت بسته
clotty بسته
packed بسته ای
stacks بسته
shut بسته
shuts بسته
packs بسته
stack بسته
stacked بسته
bagful یک بسته
bundling بسته
bundles بسته
shutting بسته
corked بسته
curdy بسته
logical یچ بسته
fronted صف بسته
strikebound بسته
bundle بسته
bunged up بسته
pack بسته
closed بسته
crossed cheque چک بسته
datagram یچ بسته
crossed chaque چک بسته
close column ستون بسته
closed network شبکه بسته
bound electron الکترون بسته
closed mind ذهن بسته
bound charge بار بسته
blocked opening درگاه بسته
food packet بسته غذایی
shook بسته کردن
flat pack بسته مسطح
package بسته بندی
closed routine روال بسته
internal drainage ابریز بسته
investment castings ریخته گی بسته
icebound یخ بند یخ بسته
box trail سهم بسته
closed file فایل بسته
closed fist مشت بسته
case numbers شماره بسته ها
closed game بازی بسته
packaged بسته بندی
closed economy اقتصاد بسته
closed group گروه بسته
grume خون بسته
closed loop حلقه بسته
closed file ستون بسته
homogamy زناشویی بسته
closed area منطقه بسته
gelidity بسته شدگی
packages بسته بندی
blindfolds چشم بسته
blind fold با چشم بسته
cruor خون بسته
congealable بسته شدنی
closed circuits مدار بسته
assumed بخود بسته
coil of rope بسته طناب
closed circuit مدار بسته
disk pack بسته دیسک
closed shops سیستم بسته
blindfolding چشم بسته
tongue-tied زبان بسته
blindfolded چشم بسته
disk pack گرده بسته
blindfold چشم بسته
coagulum خون بسته
disk pack گروه بسته
dogs دفاع بسته
application package بسته کاربردی
kits بسته لوازم
as the case may be بسته بمورد
closed system سیستم بسته
kit بسته لوازم
dunnage بسته بندی
closed system نظام بسته
closed subroutine زیرروال بسته
aleatory بسته به بخت
van کامیون سر بسته
dogging دفاع بسته
vans کامیون سر بسته
dog دفاع بسته
finite universe جهان بسته
closed universe جهان بسته
closed traverse پیمایش بسته
closed system سازگان بسته
closed society جامعه بسته
closed <adj.> <past-p.> بسته شده
to shut down بسته شدن
armfuls یک بغل یک بسته
armful یک بغل یک بسته
closures بسته شدن
closure بسته شدن
clogging بسته شدن
young ice یخ تازه بسته
unopened بسته - بازنشده
packer بسته بند
survival pack بسته نجات
blocked <adj.> <past-p.> بسته شده
shut down بسته شدن
shut in personality شخصیت بسته
packets بسته کوچک
shutt down بسته شدن
packet بسته کوچک
barricaded <adj.> <past-p.> بسته شده
barred <adj.> <past-p.> بسته شده
closed shop سیستم بسته
close-fisted <adj.> دست بسته
package tour گشت بسته ای
package holiday گشت بسته ای
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com