Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (2 milliseconds)
English
Persian
subcartilaginous
واقع در زیر غضروف
Search result with all words
ectochondral
واقع در سطح غضروف
Other Matches
hyaline cartilage
غضروف شفاف غضروف هیالن
intercostal
واقع در میان دنده ها واقع در بین رگبرگها
cartilage
غضروف
meniscus
غضروف
sesamoid
غضروف کنجدی
cartilage
غضروف کرجن
perichondrium
ضریع غضروف
chondroid
غضروف مانند
chondrology
غضروف شناسی
ensiform
غضروف خنجری
chondrotomy
برش غضروف
xiphisternum
غضروف خنجری
fibro cartilage
غضروف لیفی
sigmoid cartilage
غضروف سینی یا ملتوی
perichondrium
شامه غضروف پوش
ossification of a cartilage
تبدیل غضروف باستخوان
tragus
غضروف جلو گوش
fibro chondritis
ورم غضروف لیفی
gristle
غضروف نرمه استخوان
fibro chondritis
اماس غضروف لیفی
chondrify
تبدیل به غضروف یانرمه استخوان کرد
to lie east and west
واقع شدن شرقی وغربی واقع شدن
in reality
در واقع
indeed
در واقع
postmortem
پس از واقع
As it were
در واقع
situating
واقع در
bestead
واقع
post mortem
پس از واقع
situates
واقع در
situated or situate
واقع
substantially
در واقع
situate
واقع در
lumbar
واقع در کمر
flight from reality
واقع گریزی
initialed
واقع در اغاز
initial
واقع در اغاز
osculant
واقع شونده
situated
واقع شده در
superjacent
واقع درفوق
procephalic
واقع در جلو سر
realist
واقع بین
realist
واقع گرا
realists
واقع بین
realists
واقع گرا
initials
واقع در اغاز
initialling
واقع در اغاز
take place
واقع شدن
initialled
واقع در اغاز
initialing
واقع در اغاز
initiatory
واقع در اول
axile
واقع درمحور
simultaneous with each other
با هم واقع شونده
shipside
واقع در کنارکشتی
postern
واقع درعقب
capsulate
واقع درکپسول
centric
واقع درمرکز
situated
واقع در جایگزین
extreme position
واقع درمنتهاالیه
extraception
واقع نگری
dereism
واقع گریزی
dichasial
واقع در دو طرف
precordial
واقع در پیش دل
sincipital
واقع در جلوی سر
sinisteral
واقع درسمت چپ
sublunar
واقع در زیرقمر
realistic
واقع بین
realistic
واقع گرایانه
realistically
واقع بین
realistically
واقع گرایانه
trumped up
خلاف واقع
subjacent
واقع در زیر
haemal
واقع درسوی دل
situated or situate
واقع شده
alpha lyrae
نسر واقع
hypodermal
واقع در زیرپوست
to take place
واقع شدن
covenant
واقع شود
nether
واقع در پایین
nether
واقع در زیر
hinder
واقع درعقب
limitrophe
واقع در مرز
onshore
واقع در ساحل
down to earth
واقع بین
down-to-earth
واقع بین
located inside
تو واقع شده
realism
واقع گرائی
realism
واقع گرایی
set
واقع شده
covenants
واقع شود
vertical
واقع در نوک
setting up
واقع شده
life like
واقع نما
trumped-up
خلاف واقع
intervascular
واقع در میان رگ ها
yonder
واقع درانجا
sets
واقع شده
vega
نسر واقع
realism
واقع بینی
hinders
واقع درعقب
vanward
واقع درجلو
transpontine
واقع در انسوی پل
meaner
واقع دروسط
intralogical
واقع در حدودمنطق
to come to pass
واقع شدن
mean
واقع دروسط
it lies on the east of
در خاور واقع
meanest
واقع دروسط
untrue
خلاف واقع
intramontane
واقع در کوهستان
hindering
واقع درعقب
hindered
واقع درعقب
objectivity
واقع بینی
occur
واقع شدن
lied
واقع شدن
occurred
واقع شدن
intradermal
واقع در زیرپوست
occurring
واقع شدن
lies
واقع شدن
intradermic
واقع در زیرپوست
occurs
واقع شدن
lie
واقع شدن
intra uterine
واقع در درون زهدان
intratelluric
واقع در درون زمین
laterad
واقع درخط افقی
pre ocular
واقع در جلو چشم
intracellular
واقع در درون سلول
haemal
واقع درسوی چپ سینه
pragmatics
فعال واقع بین
equinoctial
واقع درنزدیکی خط استوا
first world
واقع دراروپای غربی
extern
فاهری واقع در خارج
interdental
واقع در میان دو دندان
etesian
واقع شونده بطورسالیانه
it never occurred again
دیگر واقع نشد
middlemost
واقع در عین وسط
postcardinal
واقع در پشت قلب
intervertebral
واقع در میان مهره ها
intermural
واقع در میان دیوارها
interseptal
واقع در میان پره ها
interseptal
واقع در میان جدارها
mid most
واقع در عین وسط
interscapular
واقع در میان دو کتف
midmost
واقع در عین وسط
midship
واقع درمیان کشتی
interplanetary
واقع در بین سیارات
interdigital
واقع در میان انگشتان
interdigitate
واقع در میان انگشتان
interfacial
واقع در میان دورو
moral realism
واقع نگری اخلاقی
interjacent
در میان واقع شونده
intermaxillary
واقع در میان ارواره ها
intermontane
واقع در میان دو کوه
intercolumnar
واقع در میان دو ستون
intercililary
واقع در میان ابروها
intercensal
واقع در میان دو سرشماری
left handed
واقع در سمت چپ ناشی
half way
واقع در نیمه راه
hypogastric
واقع در زیر شکم
hypogeal
واقع در شکم خاک
hypogeous
واقع در شکم خاک
hypogynous
واقع در زیر تخمدان
pantropical
واقع در مناطق حاره
interurban
واقع در میان شهرها
intertribal
واقع در میان قبیله ها
lobar
واقع در قسمتهای ریه
pantropic
واقع در مناطق حاره
interaxal
واقع در میان دو کوه
interaxial
واقع در میان دو کوه
nodal
واقع درنزدیک گره
intercellular
واقع در میان یاخته ها
intermundane
واقع در میان دو جهان
surfacer
جسم واقع در سطح
mediate
درمیان واقع شدن
supraclavicular
واقع دربالای ترقوه
mediated
درمیان واقع شدن
mediates
درمیان واقع شدن
superlunary
واقع بر بالای ماه
mediating
درمیان واقع شدن
superlunar
واقع دربالای ماه
subsacral
واقع درزیراستخوان خاجی
subocular
واقع درزیر چشم
above
مافوق واقع دربالا
mural
واقع برروی دیوار
murals
واقع برروی دیوار
work
موثر واقع شدن
suboceanic
واقع درعمق اقیانوس
worked
موثر واقع شدن
to come in useful
سودمند واقع شدن
to suffer wrong
مظلوم واقع شدن
left-hand
واقع در سمت چپی
right-hand
واقع در دست راست
critical
واقع درمرحله انتقال
terminal
واقع در نوک پایان
terminals
واقع در نوک پایان
to keep one's feet on the ground
<idiom>
واقع بین ماندن
post natal
واقع شونده پس از تولد
post-natal
واقع شونده پس از تولد
head
دربالا واقع شدن
downstairs
واقع در طبقه زیر
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com