English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 152 (8 milliseconds)
English Persian
octosyllable واژه هشت هجائی
Search result with all words
pentasyllable واژه پنج هجائی
polysllable واژه جند هجائی
septisyllable واژه هفت هجائی
Other Matches
hexasyllabic شش هجائی
sexisyllabic شش هجائی
trisyllabic سه هجائی
pentasyllabic پنج هجائی
syllabi تجزیه هجائی
octosyllable شعرهشت هجائی
dodecasyllabic دوازده هجائی
trisyllable کلمه سه هجائی
heptasyllabic هفت هجائی
tetrasyllabic چهار هجائی
septisyllabic هفت هجائی
quadrisyllabic چهار هجائی
quadrisyllable کلمه چهار هجائی
syn ادغام هجائی یاصدایی
octosyllable شعر هشت هجائی
open syllable هجائی که به حرف e پایان پذیرد
portmanteaux واژه مرکب از دو واژه
portmanteau واژه مرکب از دو واژه
portmanteaus واژه مرکب از دو واژه
neologism نو واژه
mosul واژه
terming واژه
neologisms نو واژه
term واژه
worded واژه
word واژه
termed واژه
word book واژه نامه
synonym واژه هم معنی
neolalia واژه تراشی
buzz words رمز واژه
buzz word رمز واژه
wordbook واژه نامه
wordbook واژه نامه
word count واژه شماری
loanword واژه بیگانه
word order ترتیب واژه ها
score out that word ان واژه را خط بزنید
word deafness واژه کری
philologist واژه شناس
dictionary واژه نامه
punctuation for reference زیر واژه
stimulus word واژه محرک
paronym واژه هم ریشه
glossary واژه نامه
the root of a word ریشه واژه
lexicon [dictionary] واژه نامه
loanword واژه عاریه
lexicology واژه شناسی
neologisms واژه تراشی
neologism واژه تراشی
neologism واژه جدید
pejorative واژه تحقیری
glossary واژه نامه
intercalation واژه افزایی
word واژه سخن
glossaries واژه نامه
cognate واژه هم ریشه
word blindness واژه کوری
word-blindness واژه کوری
neologisms واژه جدید
coinage ابداع واژه
synonym واژه مترادف
synonyms واژه مترادف
synonyms واژه هم معنی
dissylable واژه دوهجائی
keyword واژه کلیدی
worded واژه سخن
word span test ازمون فراخنای واژه ها
wordage کلمات واژه بندی
wordprocessing program برنامه واژه پردازی
homely [British E] <adj.> خفه [واژه تحقیری]
homely [British E] <adj.> سنگین [واژه تحقیری]
homely [British E] <adj.> بیمزه [واژه تحقیری]
prandial واژه شوخی امیز
that word is obsolescent ان واژه کم کم دارد مهجور
teragram واژه چهار حرفی
score out that word روی ان واژه خط بکشید
lexicon واژه نامه دیکسیونر
lexicons واژه نامه دیکسیونر
english words واژه ها یا لغات انگلیسی
dictionary sort ترتیب واژه نامهای
an inseparable prefix سر واژه جدا نشدنی
this word means a dog این واژه یعنی سگ
syncopation کوتاه سازی واژه
word choice test ازمون واژه گزینی
logomachy بازی واژه پردازی
word building test ازمون واژه سازی
post fix در پایان واژه چسباندن
word association test ازمون تداعی واژه ها
a word with a pejorative connotation واژه ای با معنای ضمنی منفی
malaprop کسیکه واژه ها را اشتباه بکارمیبرد
neology استعمال واژه یااصطلاح جدید
periphrasis استعمال واژه ها وعبارات زائد
glossaries واژه نامه ضمیمه کتاب
spicery انباری ادویه [واژه قدیمی]
lexicography فرهنگ نویسی واژه نگاری
nomenclature فهرست واژه ها و اصطلاحات یک علم یا یک فن
dictionaries کتاب لغت واژه نامه
God bless [you] ! خدا حافظ [واژه کهنه]
dictionary کتاب لغت واژه نامه
rebus نشاندادن واژه ها بصورت مصور
slang واژه عامیانه وغیر ادبی
glossary واژه نامه ضمیمه کتاب
purism واژه یا اصطلاح اصیل وصحیح
How do you pronounce [say] that [this] word? این واژه چه جور تلفظ می شود؟
lexigraphy یکجور خط که هر حرف ان نماینده واژه ایست
bawdry زنا [دین] [حقوق] [واژه قدیمی]
homely [British E] <adj.> عادی و خسته کننده [واژه تحقیری]
cantoria [واژه ای ایتالیایی برای گالری یا تریبون]
catch-phrases واژه یا عبارتی که جلب توجه کند
catch-phrase واژه یا عبارتی که جلب توجه کند
parathesis پیوند دو واژه بی انکه تغییری درانهاروی دهد
sanshifter واژه توهین امیز برای نفردونده جلویی
to inspan oxen این واژه را در افریقای جنوبی بکار می برند
Genius Loci نابغه [واژه لاتین در معماری یا محوطه سازی]
alinik design واژه ترکی به معنای طرح محرابی یا جانمازی
anglo-chinois [واژه فرانسوی برای چشم انداز باغ]
this word occurs in gulistan p این واژه درهمه جای گلستان دیده میشود
to purify the person language زبان فارسی را از واژه هاوتعبیرات بیگانه یا غیرمصطلح پیراستن
logograph واژه یا علامت یا حرفی که مخفف کلمات یا کلمهای باشد
is intervocalic حرف Pدر واژه میان دو صداواقع شده است
kpsi [واژه مخفف معادل تعداد گره در هر اینچ مربع]
logogram واژه یا علامت یا حرفی که مخفف کلمات یا کلمهای باشد
the word is sanctioned by use کثرت استعمال این واژه راجزواژههای درست دراورده است
split infinitives مصدری که در میان خودان وعلامت ان واژه دیگری اورده باشندچون like to
split infinitive مصدری که در میان خودان وعلامت ان واژه دیگری اورده باشندچون like to
poetaster is pejorative word شاعرک واژه ایست که برای تحقیر شاعر بکار میرود
worid کلمه لغت لفظ الفاظ واژه سخن گفتار حرف
paragram جناسی که عبارت است ازتغییرحرف یا حروفی ازیک واژه تصحیف
Chrismon [حرف اول اسم مقدس از سه واژه ی یونانی به نام مسیح]
Cinquecento [واژه ای که در قرن شانزدهم ایتالیا در هنر و معماری رنسانس بکار می رفته است.]
electrographic architecture [واژه ای که توسط تام ولف برای توصیف ساختار تبلیغات الکتریکی به آمریکا آمد.]
Pronoia واژه ای جدید: حسی که گویا از طرف دنیا برای کمک کردن وجود دارد
fullwrite professional یک برنامه جدید واژه پردازی برای کامپیوتر مکینتاش که متن را با نمودارهای متمایل به مقصود کاملا" عجین میکند
backwater محل راکد [عقب افتاده] [عقب مانده] [واژه تحقیری]
philological وابسته به واژه شناسی یازبان شناسی تاریخی وتطبیقی
Royal Bokhara فرش سلطنتی بخاراتی [این واژه تجاری به فرش های ترکمنی با کیفیت بالا اطلاق می شود.]
lexicographic وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
philology زبان شناسی تاریخی وتطبیقی واژه شناسی
the propriety of a term درستی یک لفظ یا یک اصطلاح مناسبت یک واژه یا لفظ
mafrash مفرش [واژه عربی به معنی خوابگاه و یا کیسه خواب می باشد و حالت تزئینی داشته، اطراف تشک خواب و یا جای استراحت را می پوشاند.]
anastylosis [واژه ای برای ساختار دوباره سازی ساختمان با مواد اصلی و بر طبق سیستم ساختار اصلی]
singular واژه مفرد صیغه مفرد
kikalak design طرح قوچ [در ترکی این واژه به معنای شاخ قوچ می باشد. این طرح در فرش های ترکیه بکار رفته و بصورت قرینه در چهار طرف نقطه مرکزی بافته می شود.]
loan عاریه واژه عاریه
loaning عاریه واژه عاریه
loans عاریه واژه عاریه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com