English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (4 milliseconds)
English Persian
vested in possession واگذاری مال تحت تصرف
Other Matches
transfers واگذاری سند انتقال و واگذاری حواله
transferring واگذاری سند انتقال و واگذاری حواله
transfer واگذاری سند انتقال و واگذاری حواله
conveyances واگذاری
surrenders واگذاری
abandoment واگذاری
consignation واگذاری
devolvement واگذاری
transter واگذاری
surrendered واگذاری
transfer واگذاری
abaloenation واگذاری
transferring واگذاری
surrender واگذاری
relinguishment واگذاری
conveyance واگذاری
surrendering واگذاری
assigment واگذاری
bailment واگذاری
cession واگذاری
assignment واگذاری
assignments واگذاری
resigns واگذاری
resign واگذاری
condescension واگذاری
transfers واگذاری
devolution واگذاری
concession واگذاری
resignations واگذاری
concessions واگذاری
resignation واگذاری
leave واگذاری
abalienate واگذاری
leaving واگذاری
transference واگذاری
remittances وجه واگذاری
remittance وجه واگذاری
remittance واگذاری وجه
quiet enjoyment واگذاری مطلق
retrocession واگذاری مجد د
surrendered واگذاری صرفنظر
surrenders واگذاری صرفنظر
target allocation واگذاری هدف
surrender واگذاری صرفنظر
abandon واگذاری رهاسازی
abandoning واگذاری رهاسازی
assignable credit اغتبارقابل واگذاری
assignment of contract واگذاری قرارداد
instrument of assignment سند واگذاری
submission واگذاری تفویض
assignment واگذاری اسناد
demission واگذاری استعفاء
estate in joint tenancy واگذاری مشاع
feoffment واگذاری تیول
assignments واگذاری اسناد
distribution of forces واگذاری نیروها
infeudation واگذاری به تیول
abandons واگذاری رهاسازی
apportionment واگذاری اعتبار
remittances واگذاری وجه
voluntary assignment واگذاری اختیاری
transferable credit اعتبارقابل واگذاری
sector منطقه واگذاری
transfer واگذاری تحویل
transfer واگذاری نقل
bail واگذاری انتقال
transferring واگذاری نقل
transferring واگذاری تحویل
sectors منطقه واگذاری
transfers واگذاری نقل
transfers واگذاری تحویل
abandonment واگذاری دل کندن
transfers سند انتقال یا واگذاری
assignations قرار ملاقات واگذاری
transfer سند انتقال یا واگذاری
vested in interest واگذاری حق انتفاع موجل
weapons assignment واگذاری جنگ افزار
transferring سند انتقال یا واگذاری
apportionment واگذاری سهمیه بودجه
deed of assignment سند واگذاری اختیارات
policy of d. سیاست واگذاری اوضاع
release documents against واگذاری اسناد در مقابل
troop basis مبنای واگذاری یکان
ration method سبک واگذاری جیره
assignation قرار ملاقات واگذاری
granted امتیاز اجازه واگذاری رسمی
grant امتیاز اجازه واگذاری رسمی
release ازاد سازی رهایی واگذاری
vest واگذاری حقی یامالی به دیگری
air defense sector منطقه واگذاری شده پدافندهوایی
vests واگذاری حقی یامالی به دیگری
self surrender واگذاری خود تسلیم به اراده
released ازاد سازی رهایی واگذاری
grants امتیاز اجازه واگذاری رسمی
releases ازاد سازی رهایی واگذاری
lease واگذاری یا اجاره وسیله برای مدتی
leases واگذاری یا اجاره وسیله برای مدتی
seizure تصرف
occupancy تصرف
acquest تصرف
seizures تصرف
tenure تصرف
possession تصرف
originality تصرف
possession ید تصرف
possessorship تصرف
right of possession حق تصرف
occupation حق تصرف
occupation تصرف
occupations حق تصرف
occupations تصرف
arrangement تصرف
arrangements تصرف
keeping تصرف
lien حق تصرف
prepossession تصرف قبلی
put in possession تصرف کردن
possessory right حق تصرف یا مالکیت
come into تصرف کردن
lien حق تصرف وثیقه
inhabitancy تصرف حق سکنی
glom on to تصرف کردن
forcible entry and detainer تصرف عدوانی
forceble entry and detainer تصرف عدوانی
figuration ترکیب تصرف
tenability قابلیت تصرف
right of lien حق تصرف وثیقه
seisin تصرف مطلق
seisin تصرف املاک
vesture تصرف اراضی
to get possession of تصرف کردن
to come to تصرف کردن
to take possession of تصرف کردن
to come into تصرف کردن
tenendum مدت تصرف
take possession of تصرف کردن
seizor تصرف کننده
seizin تصرف املاک
seizin تصرف مطلق
holds تصرف کردن
seize تصرف کردن
deflowered تصرف کردن
seizes تصرف کردن
occupying تصرف کردن
deflower تصرف کردن
possess در تصرف داشتن
occupation اشغال تصرف
possesses در تصرف داشتن
occupation تصرف کردن
occupations اشغال تصرف
hold تصرف کردن
occupations تصرف کردن
possessing در تصرف داشتن
seized تصرف کردن
grab تصرف کردن
restitution اعاده تصرف
re entry اعاده تصرف
deflowers تصرف کردن
re-entry اعاده تصرف
occupy تصرف کردن
modification تصرف در معنی
priority سبق تصرف
grabbed تصرف کردن
larceny تصرف غیرقانونی
seizing تصرف توقیف
deflowering تصرف کردن
grabbing تصرف کردن
grabs تصرف کردن
priorities سبق تصرف
occupies تصرف کردن
leases نوشتهای برای واگذاری یک قطعه در یک زمانی به جای پرداخت قیمت
lease نوشتهای برای واگذاری یک قطعه در یک زمانی به جای پرداخت قیمت
dispossess از تصرف محروم کردن
capture تصرف کردن ربایش
dispossessed از تصرف محروم کردن
holds جا گرفتن تصرف کردن
mere right حق مالکیت بدون تصرف
captures تصرف کردن ربایش
orinality قوه انشا تصرف
possession by title of ownership تصرف به عنوان مالکیت
usucaption تصرف بلا معارض
to hold in fee تصرف مطلق داشتن در
redisseinsin اعاده تصرف عدوانی
capturing تصرف کردن ربایش
hold جا گرفتن تصرف کردن
disposable income درامد قابل تصرف
deforce تصرف غاصبانه کردن
deforce تصرف عدوانی کردن
abating غصب یا تصرف عدوانی
regains دوباره تصرف کردن
regaining دوباره تصرف کردن
regained دوباره تصرف کردن
regain دوباره تصرف کردن
abate غصب یا تصرف عدوانی
abated غصب یا تصرف عدوانی
abates غصب یا تصرف عدوانی
tenements هر چیز قابل تصرف
tenement هر چیز قابل تصرف
disseise تصرف عدوانی کردن
interpolating دخل و تصرف در سند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com