English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (10 milliseconds)
English Persian
pledge وثیقه ضمانت
pledged وثیقه ضمانت
pledges وثیقه ضمانت
pledging وثیقه ضمانت
Search result with all words
assurance ضمانت وثیقه
assurances ضمانت وثیقه
Other Matches
pecuniary liability ضمانت ضمانت جبران خسارت
pledges وثیقه
pledging وثیقه
earnest وثیقه
collateral وثیقه
pledged وثیقه
pledge وثیقه
pawned وثیقه
hostage وثیقه
hostages وثیقه
pawn وثیقه
pawning وثیقه
pawns وثیقه
warranty وثیقه
warranties وثیقه
bail وثیقه
sureties وثیقه
surety وثیقه
security وثیقه
pledge [archaic] [guaranty] وثیقه
guaranty وثیقه
guaranty وثیقه
guaranteed وثیقه
guarantee وثیقه
naminum وثیقه
warranty وثیقه
gage وثیقه
guarantees وثیقه
impignorate وثیقه
redeem of pledge فک وثیقه
guarantee وثیقه
guarantee کفالت وثیقه
lien حق تصرف وثیقه
guaranteed کفالت وثیقه
gage وثیقه گذاردن
cautioning هوشیاری وثیقه
surety گرو وثیقه
cautions هوشیاری وثیقه
cautioned هوشیاری وثیقه
secured creditor طلبکار با وثیقه
caution هوشیاری وثیقه
pawning گروگان وثیقه
pawned گروگان وثیقه
pawn گروگان وثیقه
foreclosure ضبط وثیقه
guaranty وثیقه گرو
to give security وثیقه دادن
guarantee وثیقه سپرده
foreclosure بازداشت وثیقه
pawns گروگان وثیقه
sureties گرو وثیقه
guaranteed وثیقه سپرده
guarantees کفالت وثیقه
pledgee وثیقه گیرنده
pledgee وثیقه گیر
pledger وثیقه دهنده
earnest وثیقه بیعانه
cash security وثیقه نقدی
premiums وثیقه حق بیمه
pledgor وثیقه گذار
guarantees وثیقه سپرده
lienor وثیقه گیر
premium وثیقه حق بیمه
lienee وثیقه گذار
right of lien حق تصرف وثیقه
pledge گرو گذاشتن وثیقه
pledged گرو گذاشتن وثیقه
pledged مال مورد وثیقه
pledge مال مورد وثیقه
in security for یعنوان وثیقه درمقابل
unsecured creditor طلبکار بدون وثیقه
pledging گرو گذاشتن وثیقه
pledging مال مورد وثیقه
good performance bond guarntee وثیقه انجام تعهد
pledges مال مورد وثیقه
pledges گرو گذاشتن وثیقه
loan on deposit اعطای وام به وثیقه سپرده
lien حق وصول طلب حق تصرف وثیقه
mainprise ضمانت
warrant ضمانت
warranting ضمانت
warrants ضمانت
suretyship ضمانت
sponsored by به ضمانت
gurantee ضمانت
bail ضمانت
guaranty ضمانت
sponsion ضمانت
bond ضمانت
guarantees ضمانت
guarantee ضمانت
warranty ضمانت
warranty ضمانت
pledge [archaic] [guaranty] ضمانت
guaranty ضمانت
warranties ضمانت
sponsorship ضمانت
guaranteed ضمانت
warranted ضمانت
guarantee ضمانت
hypothecate وثیقه قرار دادن رهن گذاردن
responsibilities ضمانت جوابگویی
answering ضمانت کردن
answered ضمانت کردن
irrepleviable ضمانت برندار
bilable ضمانت بردار
irreplevisable ضمانت برندار
pecuniary liability ضمانت پولی
contract guarantee ضمانت قرارداد
guaranteed ضمانت کردن
guarantees ضمانت کردن
answers ضمانت کردن
fiduciary bond ضمانت شرافتی
guarantee period دوره ضمانت
guarantee ضمانت کردن
guaranty ضمانت نامه
joint and several guarantee ضمانت تضامنی
express warranty ضمانت صریح
bondholder ضمانت دار
letter of indemnity ضمانت نامه
limplied warranty ضمانت ضمنی
bank bond ضمانت بانکی
bailable قابل ضمانت
sanctioned ضمانت اجرا
sanction ضمانت اجرا
upon bail بقیه ضمانت
vouch for ضمانت کردن
vouch ضمانت کردن
sponsoring ضمانت کردن
sponsors ضمانت کردن
guarantor ضمانت کننده
bank guarantee ضمانت بانکی
guarantors ضمانت کننده
bond پیوستگی ضمانت
warranties ضمانت نامه
answer ضمانت کردن
responsibility ضمانت جوابگویی
warranty ضمانت نامه
insure ضمانت کردن
sanctions ضمانت اجرا
sponsor ضمانت کردن
bail bond ضمانت نامه
suretyship عقد ضمانت
sanctioning ضمانت اجرا
bonded ضمانت شده
bondable قابل تبدیل به اوراق قرضه وثیقه پذیر
joint bond تعهد یا ضمانت مشترک
to bail out با ضمانت از زندان دراوردن
warrent ضمانت یاتعهد کردن
it is not protected by sanctions ضمانت اجرایی ندارد
stand surety for a person ضمانت کسی را کردن
to stand surety for any one ضمانت کسیرا کردن
the watch is warranted ضمانت شده است
to go bail for any one ضمانت کسی راکردن
i guarantee his appearance من ضمانت می کنم که حاضرشود
warrant ضمانت کردن مجوز
warranted ضمانت کردن مجوز
warranting ضمانت کردن مجوز
warrants ضمانت کردن مجوز
sanction ضمانت اجرایی قانون
act as surety کفالت یا ضمانت کردن
able to justify bail قادر به تقبل ضمانت
bail تضمین ضمانت کردن
sanctioned ضمانت اجرایی قانون
sanctions ضمانت اجرایی قانون
sanctioning ضمانت اجرایی قانون
bank guarantee ضمانت نامه بانکی
guaranteed شخص ضمانت شده
board exchange warranty ضمانت تعویض برد
bailment رهایی به قید ضمانت
guarantees شخص ضمانت شده
guarantee شخص ضمانت شده
collateral عین مرهونه مال گرویی وثیقه انجام تعهد
bondholder دارای صاحب سهام قرضه دارنده وثیقه یاکفالت
debt collection for realisation property pledged of وصول طلب با نقد کردن وثیقه
sanctioning ضمانت اجرایی معین کردن
guarantee ضمانت نامه تضمین کردن
sanctioned مجوز جریمه ضمانت اجرا
guaranteed ضمانت نامه تضمین کردن
to vouch for any one's honesty ضمانت درستی کسی را کردن
wages ضمانت حسن انجام کار
guarantees ضمانت نامه تضمین کردن
sanctioned ضمانت اجرایی معین کردن
sanction مجوز جریمه ضمانت اجرا
wage ضمانت حسن انجام کار
waged ضمانت حسن انجام کار
waging ضمانت حسن انجام کار
sanctioning مجوز جریمه ضمانت اجرا
tender guarantee ضمانت شرکت در مزایده یامناقصه
average bond ضمانت نامه جبران خسارت
performance guarantee ضمانت حسن انجام کار
open credit اعتبار بدون ضمانت نامه
pledgor دهنده ضمانت یابیعانه یا قول
bid bond ضمانت شرکت در مناقصه یا مزایده
repayment guarantee ضمانت استرداد پیش پرداخت
good performance guarantee ضمانت حسن انجام کار
sanction ضمانت اجرایی معین کردن
tender bonds ضمانت نامههای مناقصه یامزایده
sanctions ضمانت اجرایی معین کردن
sanctions مجوز جریمه ضمانت اجرا
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com