Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (3 milliseconds)
English
Persian
To turn over the pages .
ورق زدن ( کتاب وغیره )
Search result with all words
tailpiece
ارایش ته فصل کتاب وغیره
Other Matches
capitulary
کتاب راهنمای کلمات کتاب مقدس کتاب دعا
deuteronomic
وابسته به کتاب تثنیه که دومین کتاب تورات است
caxton
کتاب کاکستون نخستین کتاب چاپ کن انگلیسی
reader
مصصح چاپخانه کتاب قرائت کتاب خواندنی
readers
مصصح چاپخانه کتاب قرائت کتاب خواندنی
book of reference
کتاب برای مراجعه گاهگاهی کتاب راهنما
invisible hand
منشاء این اصطلاح کتاب "ثروت ملل "ادام اسمیت است . بر اساس این کتاب
et cetera
وغیره
etcaetera
وغیره
And so on and so forth. Etcetera et cetera .
وغیره وغیره
dales
خلیج وغیره
snapped
قفلکیف وغیره
snap
قفلکیف وغیره
pile
پرزقالی وغیره
piled
پرزقالی وغیره
dale
خلیج وغیره
snapping
قفلکیف وغیره
sheeting
ملافه وغیره
snaps
قفلکیف وغیره
furnace
تون حمام وغیره
Dont move . Hold it. Keep stI'll.
بی حرکت ( در عکاسی وغیره )
furnaces
تون حمام وغیره
sashes
حمایل نظامی وغیره
propeller
پروانه هواپیماوکشتی وغیره
propellor
پروانه هواپیماوکشتی وغیره
seance
جلسه احضارارواح وغیره
stations
ایستگاه اتوبوس وغیره
ratoon
نهال موز وغیره
snouts
لوله کتری وغیره
subsidence
تخفیف درد وغیره
snout
لوله کتری وغیره
dollop
دسته علف وغیره
dollops
دسته علف وغیره
tube
لوله خمیرریش وغیره
station
ایستگاه اتوبوس وغیره
tamp
سوراخی را با شن وغیره پرکردن
sash
حمایل نظامی وغیره
frontlet
پیشانی اسب وغیره
stationed
ایستگاه اتوبوس وغیره
shells
پوست فندق وغیره
To score a goal .
گل زدن ( درفوتبال وغیره )
pillbox
قوطی حب دارو وغیره
coronel
هاله خورشید وغیره
tubes
لوله خمیرریش وغیره
curlicue
تزئینات خطاطی وغیره
dower
لانه خرگوش وغیره
dossel
پشتی صندلی وغیره
dossal
پشتی صندلی وغیره
coronal
هاله خورشید وغیره
trap
زانویی مستراح وغیره
service charge
سرویس مهمانخانه وغیره
vases
گلدان نقره وغیره
clop
لنگی اسب وغیره
shelling
پوست فندق وغیره
shell
پوست فندق وغیره
vase
گلدان نقره وغیره
coequal
درشان ومقام وغیره
pillboxes
قوطی حب دارو وغیره
To hit a wining streak.
شانس آوردن ( درقمار وغیره )
horologe
ساعت مچی ودیواری وغیره
closures
دریچه درب بطری وغیره
The kI'lled and the wounded.
کشته وزخمی ( در جنگ وغیره )
nephews
پسربرادر زن و خواهر شوهر وغیره
lysis
زوال وفساد سلول وغیره
loge
جای ویژه در تاتر وغیره
choreography
رقص مخصوصا درتئاتر وغیره
My hair stood on end .
مو بر بدنم راست شد ( از وحشت وغیره )
nephew
پسربرادر زن و خواهر شوهر وغیره
closure
دریچه درب بطری وغیره
Known and unknown .
معلوم ومجهول ( درریاضیا ؟ وغیره )
Please pay the bearer .
دروجه حامل بپردازید ( چک وغیره )
To be decorated .
نشان گرفتن ( مدال وغیره )
skyrocket
ازدیاد سریع قیمت وغیره
hobs
با دندانه ماشین وغیره بریدن
floats
بستنی مخلوط با شربت وغیره
floated
بستنی مخلوط با شربت وغیره
float
بستنی مخلوط با شربت وغیره
spinule
خارهای ریز چرخ وغیره
stancher
بند اور خون وغیره
skyrocketed
ازدیاد سریع قیمت وغیره
downswing
تنزل کارهای تجارتی وغیره
skyrocketing
ازدیاد سریع قیمت وغیره
skyrockets
ازدیاد سریع قیمت وغیره
barns
انبار کاه و جو وکنف وغیره
eversion
برگرداندن پلک چشم وغیره
hides
پوست خام گاووگوسفند وغیره
speedup
ازدیاد تولید یا سرعت وغیره
sick bays
بهداری کشتی ودانشکده وغیره
blear
تاری حاصل از اشک وغیره
hob
با دندانه ماشین وغیره بریدن
tank farm
محوطه مخازن نفت وغیره
cess
سرازیری کنار رودخانه وغیره
barn
انبار کاه و جو وکنف وغیره
sick berth
بهداری کشتی ودانشکده وغیره
wreckage
لاشه هواپیما یا ماشین وغیره
hide
پوست خام گاووگوسفند وغیره
sick bay
بهداری کشتی ودانشکده وغیره
copartner
سهیم وشریک در تجارت وغیره
bisk
ماهی وغیره درست میکنند
stow away
مسافرت قاچاقی کردن باکشتی وغیره
To decay . To go bad .
فاسد شدن ( مواد خوراکی وغیره )
Black and white.
سیاه وسفید ( عکس ؟ فیلم وغیره )
tele communication
مخابرات تلفنی وغیره ازمسافات دور
tick
انواع ساس وکنه وغریب گز وغیره
To knock someone down.
کسی رازمین زدن ( درکشتی وغیره )
stenotype
دستگاه ضبط مکالمات سخنرانی وغیره
workbenches
میز کار مکانیکی و نجاری وغیره
workbench
میز کار مکانیکی و نجاری وغیره
A concession
امتیاز بهره برداری ( از معادن وغیره )
To climb down.
پایین آمدن ( از کوه ،نردبان وغیره )
ticks
انواع ساس وکنه وغریب گز وغیره
ticked
انواع ساس وکنه وغریب گز وغیره
To dismount from a horse(bicycle).
از اسب ( دوچرخه وغیره ) پایین آمدن
To air the clothes (bed-sheets etc).
آفتابب دادن لباس ،( ملحفه وغیره )
In a state of despair(anxiety,etc).
درحالت یأس ونومیدی (تشویش وغیره )
No vacancies.
جاموجود نیست ( درهتل ؟رستوران وغیره )
I have a toothache (headache).
دندانم ( سرم وغیره ) درد می کند
A strong (weak)coffee (tea,etc. )
قهوه ( چای وغیره ) پررنگ (کم رنگ )
pailette
زینت الات بدلی مانندمنجوق وغیره
giblet
احشاء خوراکی مرغ خانگی وغیره
citriculture
کاشتن مرکبات مانند لیمووپرتقال وغیره
lictor
پیشرو حاکم وغیره متصدی مجازات
shortening
روغن ترد کننده شیرینی وغیره
backboard
تختهء پشت قاب عکس وغیره
suspended animation
وقفه موقت فعالیتهای حیاتی وغیره
speed limit
حداکثر سرعت مجز در جاده ها وغیره
taxidermy
پرکردن پوست حیوانات با کاه وغیره
wreckage piece
تکه ای از لاشه هواپیما یا ماشین وغیره
mannite
ماده قندی شیر خشت وغیره
To behead ( decapitate ) someone .
کسی را گردن زدن (با شمشیر وغیره )
mannitol
ماده قندی شیر خشت وغیره
brakeman
متصدی ترمز ماشین وترن وغیره
fuller's earth
خاکی که درصافی اب وغیره بکار میرود
speed limits
حداکثر سرعت مجز در جاده ها وغیره
twiddled
باساعت مچی وغیره بازی کردن وررفتن
sgraffito
تزئینات هنری روی فروف سفالین وغیره
taster
کارشناس چشیدن مزه شراب وچای وغیره
tasters
کارشناس چشیدن مزه شراب وچای وغیره
sea fire
شب تابی دریا دراثر جانوران شب تاب وغیره
pits
سیاه چال هسته البالو و گیلاس وغیره
pit
سیاه چال هسته البالو و گیلاس وغیره
tubes
لامپ لاستیک تویی اتومبیل ودوچرخه وغیره
twiddle
باساعت مچی وغیره بازی کردن وررفتن
woodprint
کلیشه یا قالب چوبی مخصوص قلمکار وغیره
halm
ساقه وپوشال حبوبات وغیره که باانهاسقف رامیپوشانند
shook
روکش چوب مخصوص جعبه یا مبل وغیره
crater
دهانه یا حفره حاصله در اثر بمب وغیره
craters
دهانه یا حفره حاصله در اثر بمب وغیره
hutch
نوعی پیمانه قدیمی زغال سنگ وغیره
life preserver
وسیله نجارت غریق وغیره اسباب نجات
ants
: پیشوندیست بمعنی >ضد< و >مخالف < و>درعوض < و >بجای < وغیره
life preservers
وسیله نجارت غریق وغیره اسباب نجات
She has emotional entanglements (involvement ) .
گرفتاریهای احساسی دارد ( عشق ؟ احساسات وغیره )
hutches
نوعی پیمانه قدیمی زغال سنگ وغیره
state aid
کمک دولت به موسسات عام المنفعه وغیره
talking book
صفحه گرامافون مخصوص تدریش زبان وغیره
ant
: پیشوندیست بمعنی >ضد< و >مخالف < و>درعوض < و >بجای < وغیره
gauger
کسیکه گنجایش چلیک وغیره رامعین میکند
tube
لامپ لاستیک تویی اتومبیل ودوچرخه وغیره
talking books
صفحه گرامافون مخصوص تدریش زبان وغیره
pyrene
تخم سیب وگلابی وغیره هسته میوه
twiddles
باساعت مچی وغیره بازی کردن وررفتن
stave
بشکل چوب دستی یاچماق وغیره دراوردن
posted
تیر تلفن وغیره تیردگل کشتی وامثال ان
tag line
جمله نهایی نمایش وغیره نقطه حساس
drylot
محوطه محصور ومحدودی برای زراعت وغیره
lumpen
محروم شده از حقوق اجتماعی وسیاسی وغیره
lycanthropy
تبدیل به هیبت گرگ در اثر جادو وغیره
To turn off the lights. (T. V. ,radio).
چراغ ( تلویزیون ؟ رادیو وغیره ) راخاموش کردن
pailett
زینت الات بدلی مانند منجوق وغیره
To turn on the light(radio, T. V).
چراغ ( رادیو ؟تلویزیون وغیره ) راروشن کردن
A bare hourse .
اسب لخت ( بدون زین ودهنه وغیره )
He is a corrupt official .
مأمور فاسدی است ( رشوه می گیرد وغیره )
To operate something .
چیزی را بکار انداختن (موتور، دستگاه وغیره )
fielder
بازیکن میدان فوتبال وغیره صحرا نورد
Proof – reading.
غلط گیری (تصحیح مطا لب چاپی وغیره )
twiddling
باساعت مچی وغیره بازی کردن وررفتن
cadre
واحدی ازقبیل قضایی واداری ونظامی وغیره
cadres
واحدی ازقبیل قضایی واداری ونظامی وغیره
haulm
ساقه وپوشال حبوبات وغیره که باانهاسقف رامیپوشانند
post
تیر تلفن وغیره تیردگل کشتی وامثال ان
It is a perfect fit.
کاملا" اندازه است ( لباس ،کفش وغیره )
post-
تیر تلفن وغیره تیردگل کشتی وامثال ان
posts
تیر تلفن وغیره تیردگل کشتی وامثال ان
taxidermist
ویژه گر پر کردن پوست حیوانات باکاه وغیره
tagboard
مقوای محکم بسته بندی وبرچسب زنی وغیره
tallow
پیه نهنگ وغیره که برای شمع سازی بکارمیرود
tartarsauce
سوس مایونز باترشی وروغن زیتون وترب وغیره
tartaresauce
سوس مایونز باترشی وروغن زیتون وترب وغیره
louse
هر نوع شپشه یا افت گیاهی وغیره شبیه شپش
corody
لباس وغذا وغیره که موسسات خیریه به محتاجان میدهند
swab
پنبه برای پاک کردن زخم وگوش وغیره
swabs
پنبه برای پاک کردن زخم وگوش وغیره
head stock
راهنمای عملیات ورزشی دسته جمعی در مدارس وغیره
photoemission
خروج الکترون از فلز در اثرنیروی تابشی نور وغیره
panade
نان جوشانده درشیر با زرده تخم مرغ وغیره
panada
نان جوشانده درشیر با زرده تخم مرغ وغیره
glove compartment
جعبه کوچک مخصوص اچار وغیره در جلو اتومبیل
glove compartments
جعبه کوچک مخصوص اچار وغیره در جلو اتومبیل
fob
فریب دادن جیب جلیقه مخصوص ساعت وغیره
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com