English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English Persian
voltage between lines ولتاژ بین خطوط
Other Matches
stepped lines خطوط کنگره ای [خطوط شکسته] [در اطراف نگاره ها و اشکال فرش های هندسی باف و روستایی. گاه بجای استفاده از خطوط صاف از این خطوط استفاده می شود.]
line voltage ولتاژ خطی ولتاژ زنجیرشده ولتاژ خط
isobars خطوط هم فشار خطوط متحدالفشار هوایی
isobar خطوط هم فشار خطوط متحدالفشار هوایی
isotherm خطوط هم حرارت خطوط متحدالحرارت اب دریا
transmissions که پاس ولتاژ و ولتاژ صفر توسط اعداد دو دویی نشان داده می شوند
transmission که پاس ولتاژ و ولتاژ صفر توسط اعداد دو دویی نشان داده می شوند
unipolar که پاس ولتاژ مثبت و ولتاژ صفر با اعداد دودویی نشان داده می شوند
isohaline خطوط هم نمک خطوط میزان منحنی نمایش غلظت نمک دریا
voltage regulator تنظیم کننده ولتاژ نافم ولتاژ
non return to zero سیستم ارسال سیگنال که ولتاژ مثبت نشان دهنده یک عدد دودویی و ولتاژ منفی عدد دیگر باشد. نمایش عدد دودویی که سیگنال در آن وقتی وضعیت داده تغییر میکند تغییر کند و پس از هر بیت داده به ولتاژ صفر برنگردد
surge یک تغییر ولتاژ یا جریان کوتاه ناگهانی و معمولا"نامطلوب در یک مدار در حال کار افزایش ناگهانی ولتاژ ضربه
surged یک تغییر ولتاژ یا جریان کوتاه ناگهانی و معمولا"نامطلوب در یک مدار در حال کار افزایش ناگهانی ولتاژ ضربه
surges یک تغییر ولتاژ یا جریان کوتاه ناگهانی و معمولا"نامطلوب در یک مدار در حال کار افزایش ناگهانی ولتاژ ضربه
voltage balance موازنه ولتاژ تعادل ولتاژ
coragne line خطوط جذر و مد یکسان خطوط کشند یکسان
electrically قطعه حافظه فقط خواندنی که مختوای آن با اعمال ولتاژ خاص به سوزن نوشتن فایل برنامه ریزی است و توسط نور یا ولتاژ مخصوص قابل پاک شدن است
isobath خطوط میزان منحنی نقشه عمق نما خطوط میزان عمق
piezoelectric ویژگی برخی کریستالها که به هنگام اعمال ولتاژ به انهاتحت فشار قرار می گیرند یابه هنگام قرار گرفتن درمعرض فشار مکانیکی یک ولتاژ تولید می کنند
auxiliary contours خطوط میزان منحنی واسطه خطوط میزان منحنی تکمیلی
isotach خطوط میزان منحنی سرعت جریان اب خطوط جریان هم سرعت
negative true logic سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
positive سیسم منط قی که در آن یک منط قی با سطح ولتاژ مثبت و صفر منط قی با سطح ولتاژ صفر یا منفی نشان داده میشود
cotidal lines خطوط هم مد
trick خطوط
tricked خطوط
tricking خطوط
outside lines خطوط حمله
lines of force خطوط نیرو
absorption spectrum خطوط جذبی
closed traverse خطوط متقاطع
zigzagging خطوط منکسر
lines of force خطوط قوا
grid lines خطوط شبکه
street railway خطوط تراموا
zigzagged خطوط منکسر
zigzags خطوط منکسر
zigzag خطوط منکسر
absorption lines خطوط دراشامی
along line در امتداد خطوط
stream lines خطوط جریان
symmetry lines خطوط تقارن
balmer lines خطوط بالمر
spectral lines خطوط طیفی
air way station خطوط هوایی
isochromatique خطوط همرنگ
extension lines خطوط دنباله
line to line fault تماس خطوط
lines of communication خطوط مواصلاتی
isovent خطوط هم باد
flowlines خطوط جریان
curvature lines خطوط مدور
curvature lines خطوط منحنی
front lines خطوط مقدم
dark lines خطوط تاریک
flow lines خطوط جریان
line of communications خطوط مواصلات
fraunhofer lines خطوط فرانهوفر
equipotential lines خطوط هم پتانسیل
line of induction خطوط القا
isocline خطوط هم شیب
line of flux خطوط قوا
isostatic lines خطوط ایزواستاتیک
emission spectrum lines خطوط نشری
line spacing فاصله خطوط
cotidal lines خطوط مدیکسان
leading فاصله خطوط
dedicated lines خطوط اختصاصی
air line of communications خطوط مواصلات هوایی
trackage خطوط راه اهن
domestic air traffic خطوط هوایی داخلی
electric line of force خطوط نیروی برق
sheetlines خطوط کناره نقشه
endline خطوط موازی با 04 مترفاصله
equal cost lines خطوط هزینه برابر
zigzags خطوط جناغی پیوسته
hypen ladder ردیف خطوط تیره
hypen ladder خطوط تیره نردبانی
contour interval فاصله خطوط واصل
collimate منطبق کردن خطوط
contour lines خطوط میزان منحنی
sheetlines خطوط حاشیه نقشه
magnetic lines of force خطوط قوای مغناطیسی
gules خطوط موازی عمودی
crawl trench خطوط رابط سنگرها
open lines خطوط باز شطرنج
retrace blanking خاموشی خطوط بازگشتی
curvilinear ornament زینتکاری با خطوط خمیده
cutting line of force قطع خطوط قوا
advance of defensive line در جلو خطوط پدافندی
front lines خطوط جلو جبهه
diplomatics شناسایی خطوط باستانی
dark line spectrum طیف خطوط تاریک
hoseline خطوط لوله لاستیکی
grid interval فاصله خطوط شبکه
zigzagging خطوط جناغی پیوسته
communications خطوط مواصلاتی ارتباطات
contours خطوط کناره نما
isohyetal map نقشه خطوط هم باران
phraseogram خط یا خطوط نماینده عبارات
inside lines خطوط حمله شمشیربازی
rivulose دارای خطوط مارپیچی
vermiculate دارای خطوط موجی
microwave transmission lines خطوط انتقال ریزموج
magnetic line of force خطوط قوای مغناطیسی
magnetic path مسیر خطوط قوا
meridians خطوط نصف النهار
zigzagged خطوط جناغی پیوسته
zigzag خطوط جناغی پیوسته
river سفیدی بین خطوط
rivers سفیدی بین خطوط
line of communications خطوط ارتباطی زمین
contours خطوط تراز زمین
meridian خطوط نصف النهار
leased line network شبکه با خطوط استیجاری
magnetic lines of force خطوط نیروی مغناطیسی
lineolate خط دار دارای خطوط ریز
convergent خطوط متقارب ومتلاقی همگرا
paleography شناسایی وکشف خطوط قدیمه
lineolated خط دار دارای خطوط ریز
magnetic path length طول مسیر خطوط قوا
ingrain خطوط وخالهای رنگارنگ کاغذدیواری
lineament خطوط چهره صفات مشخصه
lightface حروفی که خطوط ان ریزوفریف باشد
infiltrates در خطوط دشمن نفوذ کردن
infiltrated در خطوط دشمن نفوذ کردن
infiltrate در خطوط دشمن نفوذ کردن
sidelined خطوط طرفین میدان بازی
sideline خطوط طرفین میدان بازی
converging تقارب خطوط وجود تشابه
gridiron خطوط یا میلههای فلزی مشبک
overhead trolley خطوط هوایی ترن برقی
boundry lines خطوط اطراف زمین والیبال
converges تقارب خطوط وجود تشابه
converged تقارب خطوط وجود تشابه
sidelines خطوط طرفین میدان بازی
sidelining خطوط طرفین میدان بازی
lpm تعداد خطوط دردقیقه inutes
infiltrating در خطوط دشمن نفوذ کردن
converge تقارب خطوط وجود تشابه
floating lines خطوط مواج عکس هوایی
lineaments خطوط چهره صفات مشخصه
hierology علم خواندن خطوط قدیم مصر
ring straked دارای خطوط گرد در روی بدن
contour strip cropping کشت نواری برروی خطوط میزان
ring streaked دارای خطوط گرد در روی بدن
hierologist متخصص خواندن خطوط قدیمی مصر
agonic line خطوط رسم شده روی نقشه
stria نوار باریک هریک از خطوط موازی
crawl trench سنگرهای رابط بین خطوط مواضع
image sharpness خطوط مورب تحت زاویه معین
graticule خطوط مشخصه زمین درعکس هوایی
t square خطکش مخصوص ترسیم خطوط موازی
neatline خطوط باریک حدود کناره نقشه
line engraving گراور سازی با خطوط کوتاه وبلند
topographic map نقشه ایکه دارای خطوط ارتفاعی باشد
contour map نقشهای که دارای خطوط فاصل مشخصی باشد
bar pattern ترام با خطوط مورب با زاویه کوچکتر از 54 درجه
floating lines خطوط مواج برجسته نگاری وبرجسته بینی
foreshortening نمایش خطوط واقعی شکلی بصورت کوچک تر
oblique perspective پرسپکتیوی که تمام خطوط اصلی ان مایل باشد
granite paper کاغذی که دارای رشته ها و خطوط رنگارنگ میباشد
raster scan graphics نمایش بصری صفحه تصویربا خطوط افقی
main stripe [خط یا نوار اصلی در فرش مانند خطوط طرح محلات]
stereocomparagraph دستگاه رسم خطوط میزان منحنی به طریقه استریوسکوپی
line drawing خطوط جامدی که برای خط کشی در صفحه چاپی بکارمیرود
hachures خطوط مقطع کوتاه برای سایه زدن بعکس
line drawings خطوط جامدی که برای خط کشی در صفحه چاپی بکارمیرود
raster خطوط مورب تحت زاویه مخصوص بصورت هاشورترام
electric tension ولتاژ
voltages ولتاژ
potential ولتاژ
voltage ولتاژ
alternating voltage ولتاژ C.A
total voltage ولتاژ کل
line voltage ولتاژ خط
teleprompter اسباب مخصوص چرخاندن خطوط نوشته در جلو ناطق تلویزیون
laid paper کاغذی که در متن اصلی ان خطوط موازی وجود داشته باشد
lattices خطوط شبکه بندی ثابت مخصوص بزرگ کردن نقشه
lattice خطوط شبکه بندی ثابت مخصوص بزرگ کردن نقشه
perspective grid خطوط شبکه مختصاتی که روی عکس هوایی کشیده می شوند
line drop افت ولتاژ یک خط
idle voltage ولتاژ کور
impluse ضربه ولتاژ
no load voltage ولتاژ بی باری
generator voltage ولتاژ ژنراتور
hum voltage ولتاژ نویز
line voltage variation نوسان ولتاژ
forward voltage ولتاژ مستقیم
ignition voltage ولتاژ احتراق
nominal voltage ولتاژ اسمی
medium voltage ولتاژ متوسط
overpotential اضافه ولتاژ
firing voltage ولتاژ اشتعال
filament voltage ولتاژ فیلامان
line to neutral voltage ولتاژ فازی
filament voltage ولتاژ افروزه
field voltage ولتاژ میدان
line voltage ولتاژ شبکه
imaginary voltage ولتاژ راکتیو
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com