English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
warison پاداش شیپور حمله
Other Matches
tabard نوار تزیینی ترمپت یا شیپور پرچم شیپور
bugle call علامت دادن به وسیله شیپور شیپور جمع
velimirovic attack حمله ولیمیروویچ در حمله سوزین از دفاع سیسیلی شطرنج
hysterics حمله خنده غیر قابل کنترل حمله گریه
counter riposte حمله شمشیرباز پس از دفع حمله متقابل حریف
vortex breakdown/brust جدایی ناگهانی جریانهای حلقوی از لبه حمله بالهای دلتا در زاویه حمله معین که واماندگی این نوع بالها رانشان میدهد
rio treaty اکوادور ونیکاراگوئه به سال 7491 که به موجب ان در صورت حمله به یک از کشورهای امریکایی همه کشورهای دیگر حق حمله مسلحانه را دارند
hysteroid حمله تشنجی شبیه حمله
hysterogenic حمله تشنجی شبیه حمله
ond shot بیک حمله دریک حمله
trom'ba شیپور
tooter شیپور زن
bugles شیپور
cornu شیپور
bugle شیپور
key bugle شیپور
clarion شیپور
trumpet شیپور
trumpeting شیپور
trumpeted شیپور
trombonist شیپور زن
trumpeters شیپور زن
cones شیپور
trombonists شیپور زن
trumpeter شیپور زن
cone شیپور
front line خط حمله خط حمله یادفاع
premium پاداش
allowances پاداش
incentive pay پاداش
allowance پاداش
guerdon پاداش
backs پاداش
rewardable پاداش
premiums پاداش
rewarding پر پاداش
rewardless بی پاداش
quittance پاداش
back پاداش
bonus پاداش
remuneration پاداش
remunerations پاداش
nonreward بی پاداش
mense پاداش
incentives پاداش
incentive پاداش
solatium پاداش
bonuses پاداش
compensation پاداش
rewarded پاداش
reward پاداش
recompensing پاداش
recompenses پاداش
recompensed پاداش
consideration پاداش
considerations پاداش
rewards پاداش
compensations پاداش
reinforcement پاداش
fee پاداش
gratuity پاداش
unvalued بی پاداش
gratuities پاداش
recompense پاداش
curfews شیپور خاموشی
curfew شیپور خاموشی
service calls شیپور خدمت
trump صدای شیپور
clang صدای شیپور
clanged صدای شیپور
clanging صدای شیپور
clangs صدای شیپور
trumps صدای شیپور
reveille شیپور بیدارباش
trumpet شیپور زدن
cornet نوعی شیپور
taps شیپور خاموشی
call to quarters شیپور احضار
clarion شیپور بلند
clarion شیپور جنگ
heave out شیپور بیداری
cornett نوعی شیپور
first call شیپور جمع
drill call شیپور مشق
eustachian tube شیپور استاش
assembly شیپور جمع
last port شیپور خاموشی
chamade شیپور امان
salpingitis اماس شیپور
French horn نوعی شیپور
trumpeted شیپور زدن
cornets نوعی شیپور
tuba شیپور بزرگ
tubas شیپور بزرگ
tantara صدای شیپور
air operated horn شیپور بادی
last post شیپور خاموشی
last port شیپور عزا
trumpeting شیپور زدن
tantara شیپور زدن
to blow atrumpet نواختن شیپور
to the color شیپور احترام
horn شیپور پیاله
syrint شیپور بیداری
the sound of a bugle صدای شیپور
turn in شیپور خاموشی
turn out شیپور بیداری
to sound a parley با زدن شیپور
testimonials پاداش جایزه
testimonial پاداش جایزه
reward training اموزش با پاداش
rewardable پاداش دادن
awarded پاداش دادن
rewardable پاداش دادنی
reward پاداش دادن
rewarded پاداش دادن
bonuses پاداش قرضه
compensable قابل پاداش
compensative پاداش دهنده
valuable consideration پاداش پربها
yielder پاداش دهنده
come-uppance پاداش عمل بد
feoff پول پاداش
meed پاداش ارزش
extra premium پاداش اضافی
extrinsic reward پاداش برونی
external reward پاداش برونی
negative reward پاداش منفی
requite پاداش دادن
requited پاداش دادن
requites پاداش دادن
requiting پاداش دادن
incentive pay پاداش کار
rewards پاداش دادن
awards پاداش تقدیر
awarded پاداش تقدیر
award پاداش تقدیر
hay تختخواب پاداش
premiums پاداش عوض
secondary reward پاداش ثانوی
premium پاداش عمل
premium پاداش نیکو
award پاداش دادن
awarding پاداش دادن
smart money پاداش زیان
awarding پاداش تقدیر
bonus پاداش قرضه
premiums پاداش نیکو
premiums پاداش عمل
premium پاداش عوض
awards پاداش دادن
pipe down بوسیله شیپور یا نای
alarm شیپور حاضرباش اشوب
trom'ba شاخ شیپور زدن
trumpeting شیپورچی شیپور زدن
officers call شیپور افسر پیش
to the color شیپور احترام پرچم
alarmingly شیپور حاضرباش اشوب
trumpet شیپورچی شیپور زدن
trumpeted شیپورچی شیپور زدن
alarmed شیپور حاضرباش اشوب
blast صدای شیپور بادزدگی
alarms شیپور حاضرباش اشوب
starke با شیپور علامت دادن
sousaphone شیپور زنگوله دار
service calls شیپور جمع عمومی
general muster شیپور جمع عمومی
campanula [شبیه شیپور مینیاتوری]
alarum اخطار شیپور حاضرباش
first seargeant's call شیپور سرگروهبان پیش
first post شیپور خبر شبانه
blasts صدای شیپور بادزدگی
target date زمان حمله به هدف یا تاریخ حمله به هدف
self rewarding پاداش دهنده بخود
incentive bonus scheme طرح پاداش تشویقی
rewarder جایزه یا پاداش دهنده
to merit reward سزاوار پاداش بودن
point fund پاداش پایان فصل
primage پاداش ناخدای کشتی
dispatch money پاداش سرعت کار
saxtuba شیپور برنجی دارای صدای بم
call-ups شیپور احضار بخاطر اوردن
call up شیپور احضار بخاطر اوردن
assembly شیپور خاموشی دستگاه مرکب
call-up شیپور احضار بخاطر اوردن
drill call شیپور شروع مشق صف جمع
to sound a retreat شیپور عقب نشینی زدن
to sound the retire شیپور عقب نشینی زدن
hand-out <idiom> پاداش ،معمولا از طرف دولت
underemployed دارای شغل کم تخصص و کم پاداش
trombone شیپور دارای قسمت میانی متحرک
foghorns شیپور اعلام خطرمه گرفتگی اژیر مه
foghorn شیپور اعلام خطرمه گرفتگی اژیر مه
sennet شیپور علامت شروع نمایش یا ختم ان
despatch money پاداش جهت بارگیری یاتخلیه سریع
alarms اعلام خطر شماطه ساعت شیپور اشوب
alarm اعلام خطر شماطه ساعت شیپور اشوب
alarmed اعلام خطر شماطه ساعت شیپور اشوب
alarmingly اعلام خطر شماطه ساعت شیپور اشوب
lostlabour کارذوقی که کننده انراچشم داشت پاداش نیست
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com