English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (13 milliseconds)
English Persian
initial پاراف اصلی
initialed پاراف اصلی
initialing پاراف اصلی
initialled پاراف اصلی
initialling پاراف اصلی
initials پاراف اصلی
Other Matches
paraph پاراف
initialled پاراف کردن
initialing پاراف کردن
initialed پاراف کردن
initials پاراف کردن
initial پاراف کردن
initialling پاراف کردن
initial پاراف در اغاز قرار دادن
initialled پاراف در اغاز قرار دادن
initialing پاراف در اغاز قرار دادن
initials پاراف در اغاز قرار دادن
initialling پاراف در اغاز قرار دادن
initialed پاراف در اغاز قرار دادن
VL bus مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
VL local bus مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
mastered سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
master data file پرونده مشخصات اصلی امادنظامی پروند خصوصیات اصلی اماد
master سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
masters سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
acciaccatura نت سریعی که نیم پرده کوتاه تر ازنت اصلی است وقبل از نت اصلی نواخته میشود
on board که در تخته اصلی یا PCB اصلی قرار دارد
initial reserves ذخایر اصلی احتیاط اولیه یا اصلی
generation کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
first generation computer کپی اصلی تصویر یا متن اصلی
generations کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
staple جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
stapling جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
prototypic وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
stapled جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
prototypal وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
main guard نیروی جلودار اصلی حفاظ اصلی
mainstays مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
mainstay مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
anastylosis [واژه ای برای ساختار دوباره سازی ساختمان با مواد اصلی و بر طبق سیستم ساختار اصلی]
master file فایل اصلی پرونده اصلی
fundamental unit یکای اصلی واحد اصلی
base unit یکای اصلی واحد اصلی
base camp پایگاه اصلی کمپ اصلی
expansion slots شکاف ها یا فضاهای خالی درون کامپیوتر اصلی برای اتصال تخته مدارهای کوچک به تخته مدار اصلی بکار می روند
mattering بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattered بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
matter بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
matters بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
DIMM سیستم مرتب کردن قط عات حافظه RAM در دوطرف کارت کوچک که قابل درج روی تخته اصلی کامپیوتر است تا حافظه اصلی بروز شود
external که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
externals که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
elegant یک برنامه با کمترین مقدارحافظه اصلی طراحی یک برنامه کارا که با کم کردن تعداد دستورالعملهای بکاربرده شده برای انجام کارهای گوناگون از حداقل ممکن حافظه اصلی استفاده کند
FEP پردازنده بین منبع ورودی و کامپیوتر اصلی که کار آن این است که داده دریافتی را پیش پردازش کند تا بار کاری کامپیوتر اصلی را کم کند
pilot tunnel تونل کوچکی که جلو تونل اصلی حفر میشود تا شیب وسمت واقعی تونل اصلی که بایستی حفر گردد تعیین شودو به تونل راهنما معروف است
bodies 1-بخش اصلی در یک متن 2-بخش اصلی یک برنامه
authentic document اصل سند مدارک اصلی سند اصلی
body 1-بخش اصلی در یک متن 2-بخش اصلی یک برنامه
source 1-لیست کردن متن به صورت اصلی . 2-لیست کردن برنامه اصلی
standby سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
standbys سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
echo check بررسی صحت عملیات ارسال اطلاعات که در ان اطلاعات دریافت شده به منبع اصلی برگشت داده شده و با اطلاعات اصلی مقایسه میشودمقابله به کمک طنین بررسی طنین
master compass قطبنمای الکتریکی اصلی قطبنمای اصلی
input/output فضای ذخیره سازی موقت برای داده دریافتی از حافظه اصلی پیش از ارسال به وسیله ورودی /خروجی یا دادهای که از وسیله ورودی /خروجی پردازش میشود یا در حافظه اصلی ذخیره میشود
fundametal اصلی
firsthand اصلی
immanent اصلی
ingrown اصلی
trunk خط اصلی
trunks خط اصلی
initial اصلی
inherent اصلی
arches اصلی
arch اصلی
organic اصلی
main خط اصلی
elementarily اصلی
head اصلی
isogeny هم اصلی
cardinal اصلی
majoring اصلی
majored اصلی
major اصلی
cardinals اصلی
line link خط اصلی
principals اصلی
parent اصلی
main attack تک اصلی
main deck پل اصلی
main door در اصلی
genuine اصلی
arch- اصلی
functional اصلی
masters اصلی
essentials اصلی
primitive اصلی
intrinsic اصلی
mastered اصلی
texts اصلی
elementary اصلی
normative اصلی
fundamental اصلی
elemental اصلی
primal اصلی
essential اصلی
initials اصلی
initialling اصلی
aboriginals اصلی
initialing اصلی
germinal اصلی
initialed اصلی
main <adj.> اصلی
primary اصلی
principle اصلی
aboriginal اصلی
primarily اصلی
initialled اصلی
primordial اصلی
master اصلی
first-hand اصلی
quintessential اصلی
seminal اصلی
main line خط اصلی
main lines خط اصلی
principal اصلی
original اصلی
mainline اصلی
mainlined خط اصلی
mainlines خط اصلی
mainlines اصلی
mainlining خط اصلی
mainlining اصلی
radical اصلی
primed اصلی
basics اصلی
basic اصلی
native code کد اصلی
mainlined اصلی
proto اصلی
rudimental اصلی
text اصلی
originals اصلی
mainline خط اصلی
primes اصلی
major <adj.> اصلی
vital <adj.> اصلی
main stem خط اصلی
substantive [essential] <adj.> اصلی
radicals اصلی
prime اصلی
essential <adj.> اصلی
quintessential <adj.> اصلی
principal punishment مجازات اصلی
primary vowel sounds صداهای اصلی
cardinal number عدد اصلی
cardinal numbers عدد اصلی
master switch کلید اصلی
master switches کلید اصلی
principal reason علت اصلی
habitat جای اصلی
principal stress خستگی اصلی
primary track شیار اصلی
substances ماده اصلی
substance ماده اصلی
avenue خیابان اصلی
principle axis محور اصلی
highroads راه اصلی
habitats جای اصلی
principal stress تنش اصلی
inessential غیر اصلی
inessentials غیر اصلی
principal in the first degree مجرم اصلی
main line نهر اصلی
principal planets سیارات اصلی
main roads راه اصلی
mainspring دلیل اصلی
main roads جاده اصلی
avenues خیابان اصلی
primary colours رنگهای اصلی
meat غذای اصلی
main road راه اصلی
main road جاده اصلی
main lines کانال اصلی
principal contractor پیمانکار اصلی
prime mover محرک اصلی
prime movers محرک اصلی
prime coat روکش اصلی
main line کانال اصلی
meats غذای اصلی
prime contract قرارداد اصلی
primum mobile محرک اصلی
principal axis محور اصلی
principal cause علت اصلی
principal clause قضیه اصلی
headquarters شعبه اصلی
main lines نهر اصلی
mainspring انگیزه اصلی
high-altar محراب اصلی
crown cornice کتیبه اصلی
crown cornice قرنیز اصلی
initialed اصلی اغازی
cour d'honneur حیاط اصلی
concourse سالن اصلی
atrium حیاط اصلی
pure color رنگ اصلی
motif نقش اصلی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com