Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
G-string
پارچهی باریک که برخی رقاصههابا آن ستر عورت میکنند
G-strings
پارچهی باریک که برخی رقاصههابا آن ستر عورت میکنند
Other Matches
churchwarden
هر یک از دو نفر اعضای غیر روحانی که به برخی از امور کلیسا رسیدگی میکنند
churchwardens
هر یک از دو نفر اعضای غیر روحانی که به برخی از امور کلیسا رسیدگی میکنند
cable weft
پود ضخیم
[بعد از کامل شدن یک ردیف گره جهت محکم کردن آنها در اکثر فرش ها از یک پود نازک و سپس یک پود کلفت استفاده می شود در برخی مناطق نیز از دو پود نازک و یک پود کلفت بصورت یک در میان استفاده میکنند]
renumber
خصوصیت برخی زبانهای کامپیوتری که به برنامه نویس امکان اختصاص دادن مقدار جدید به همه یا برخی از شماره خط های برنامه میدهد
polka dots
پارچهی خالخال
polka dot
پارچهی خالخال
anything that a man conceals
عورت
privy parts
عورت
sexual organ
عورت
Bolivia
پارچهی پشمی ضخیم و نرم
cheesecloth
پارچهی پنبهای درشت باف
exhibitionist
عورت نما
exhibitionism
عورت نمایی
cheesecloth
پارچهی درشت باف که در آن پنیر میریختند
pudic
وابسته به عورت یا شرمگاه
pudendal
وابسته به عورت یا شرمگاه
to cover one's nakedness
ستر عورت کردن
swathes
ردیف باریک راه باریک
swathe
ردیف باریک راه باریک
swath
ردیف باریک راه باریک
cretain
برخی
several
برخی از
some
برخی
certain
برخی
scundine quid
از برخی جهات
source
خصوصیت برخی bridge ها که
On certain considerations .
طبق برخی ملاحظات
attributes
در برخی سیستم عامل ها
attributing
در برخی سیستم عامل ها
attribute
در برخی سیستم عامل ها
glue sniffing
بو کردن برخی از انواع چسب
ARQ
قابل استفاده در برخی مودم ها
O.K.
در برخی سیستم ها به کار می رود
betting shop
جائیکهرویاسبهاشرط بندی میکنند
lamplighter
با ان چراغ را روشن میکنند
podesta
رئیس شهرداری در برخی شهرهای ایتالیا
landgravine
لقب برخی از شاهزادگان المانی است
Some friends who shall be nameless.
برخی از دوستان که اسمشان رانمی برم
drainpipes
لولهای که با ان چرک را خارج میکنند
trampoline
توری که در اکروبات از ان استفاده میکنند
barbette
سنگری که از انجاتوپها رااتش میکنند
trampolines
توری که در اکروبات از ان استفاده میکنند
aeroscope
اسبابی که غباروذرات هواراجمع میکنند
Havana
سیگاربرگی که درهاوانایاcuba درست میکنند
bisk
ماهی وغیره درست میکنند
drainpipe
لولهای که با ان چرک را خارج میکنند
airbed
تشکی که آنرا با باد پر میکنند
ghosts
نشانگر دوم که در برخی برنامه ها استفاده میشود
Brit
نوزاد شاه ماهی و برخی ماهیهای دیگر
herd book
نژادنامه برخی جانوران همچون گاو وخوک
ghost
نشانگر دوم که در برخی برنامه ها استفاده میشود
Brits
نوزاد شاه ماهی و برخی ماهیهای دیگر
collarette
یقه زنانه که ازتوریاخزیاچیزهای دیگردرست میکنند
they are under serveillance
انهارا نظارت میکنند انهارامی پایند
they overtax our strength
بما تکلیف میکنند که زیادنیروی خودرابکاراندازیم
coffee mills
دستگاهی که با آن دانههای قهوه را آرد میکنند
Plants store up the sun's energy.
گیاهان انرژی خورشید را ذخیره میکنند.
needleful
نخی که یکبار درته سوزن میکنند
endoparasite
انگلهایی که درداخل بدن زندگی میکنند
kick about
فوتبالی که بدون قانون بازی میکنند
gilded youth
جوانان دولتمندکه بسبک روززندگی میکنند
moulding board
تختهای که خمیر را روی ان قالب میکنند
kumiss
قومیس نوشابهای که تاتارهاازشیرمادیان درست میکنند
bedbug
ساس که از خون انسان تغذیه میکنند
bedbugs
ساس که از خون انسان تغذیه میکنند
skipjack
بازیچهای که از جناغ مرغ درست میکنند
prints
فاهر نوشتن در برخی چاپگرها یا برای متنهای خاص
ergotism
مرض قارچی برخی گیاهان دراثرسگاله مباحثه منطقی
page of presence
لقب هایی که به برخی گماشتگان خانواده سلطنتی میدهند
printed
فاهر نوشتن در برخی چاپگرها یا برای متنهای خاص
semicolon
که انتهای خط برنامه یا عبارت را در برخی زبان ها نشان میدهد.
print
فاهر نوشتن در برخی چاپگرها یا برای متنهای خاص
histories
خصوصیت برخی برنامه ها که کارهایی که کاربر انجام داده
history
خصوصیت برخی برنامه ها که کارهایی که کاربر انجام داده
Bantu
عضو قبیلههایی که به زبانهای بانتو تکلم میکنند
injection engine
ماشینی که بوسیله تزریق اب سرد بخارانرامنقبض میکنند
gridiron
اهن مشبکی که روی ان گوشت کباب میکنند
library paste
نوعی خمیر چسبنده که ازنشاسته درست میکنند
hasty pudding
خوراکی که با ارد وشیروکره وگوشت درست میکنند
halophile
موجوداتی که درمحیط یا ابهای شور زندگی میکنند
circular dispersion
قطر کوچکترین دایرهای که 57% پرتابه ها به ان برخورد میکنند
there is a rush for the papers
مردم را برای خرید روزنامه هجوم میکنند
reference librery
کتابخانهای که مردم بدانجارفته بکتابهایی مراجعه میکنند
racket ball
گوی کوچکی که ازپنبه وریسمان درست میکنند)
promenade concert
مجلس ساز و اوازیکه تماشاکنندگان ان گردش میکنند
bacillus
باکتریهای میلهای شکل که تولید هاگ میکنند
wimble
هر نوع اسباب یاوسیلهای که باان سوراخ میکنند
rolling
نیمرخهای فولادی را با عمل نورد تهیه میکنند
gabionade
خط جان پناهی که ازسبدهای خاک درست میکنند
alpha privative
الف سالبه که در سر برخی واژههای انگلیسی نیز درمی اید
Some parent spoil their children .
برخی پدر ومادرها بچه هایشان را لوس بار می آورند
landgrave
لقب برخی از شاهزادگان المانی کنت زمین همان است
kinnikinnic
برگ وپوست برخی گیاهان که هندیهای امریکایی بجای تنباکوبکارمیبرند
dowsing rod
چوبی که برخی برانندکه بوسیله ان میتوان باب یافلزات زیرزمین پ
knight marshal
کسیکه در خانواده سلطنتی دارای برخی مامریتهای قضایی باشد
lanugo
کرکی که در روی جنین انسان و برخی جانوران دیده میشود
overseer of the poor
ماموری که رسیدگی به بی نوایان و برخی کارهای دیگریک ناحیه میکند
borrow
عملیات در برخی فرآیندهای ریاضی از قبیل تفریق از عدد کوچکتر
page of bonour
لقب هایی است که به برخی گماشتگان خانواده سلطنتی میدهند
numeric
حرفی که در برخی حالت برای نشان دادن یک عدد است .
borrowed
عملیات در برخی فرآیندهای ریاضی از قبیل تفریق از عدد کوچکتر
parish clerk
کشیش یا عامی که متصدی برخی کارهای کلیسای بخش می گرد د
borrows
عملیات در برخی فرآیندهای ریاضی از قبیل تفریق از عدد کوچکتر
s 00 bus
یک وسیله استاندارد اتصال میان برخی ریزکامپیوترها وتجهیزات جانبی
clearinghouse
سازمانی که چکهای بانکهای مختلف را دران مبادله میکنند
bloody mary
مشروبی که از ودکا و سوس گوجه فرنگی درست میکنند
american plan
مسافرخانهای که مسافرین پول غذا و اطاق را یکجاپرداخت میکنند
coach dog
یکجورسگ که برای رفتن دنبال درشکه تربیت میکنند
bloody marys
مشروبی که از ودکا و سوس گوجه فرنگی درست میکنند
fog curing room
اطاق نمداری که نمونههای بتن ازمایشی را در ان نگهداری میکنند
figure head
مجسمه ای که بر دماغه کشتی نصب میکنند
[رئیس پوشالی]
camp follower
اشخاص غیر نظامی که همراه قشون حرکت میکنند
litters
محمل برانکار یا چاچوبی که بیماران را با ان حمل میکنند اشغال
brainstorming
گردهمایی که در آن همه چارهها و اندیشههای خود را ابراز میکنند
crazing mill
اسیاب یا کارخانهای که قلع معدنی رادران خرد میکنند
embrasure
مزغل یا شکافی که ازانجا توپ و تفنگ رااتش میکنند
gingall
یکجورتفنگ سنگین که روی پایهای گذاشته اتش میکنند
kermis
جشن وعیدسالیانهای که درهلندوبلژیک بادادن نمایش وفریادهای ...میکنند
camp followers
اشخاص غیر نظامی که همراه قشون حرکت میکنند
embrasures
مزغل یا شکافی که ازانجا توپ و تفنگ رااتش میکنند
litter
محمل برانکار یا چاچوبی که بیماران را با ان حمل میکنند اشغال
littered
محمل برانکار یا چاچوبی که بیماران را با ان حمل میکنند اشغال
littering
محمل برانکار یا چاچوبی که بیماران را با ان حمل میکنند اشغال
durometer
اسبابی که بوسیله ان سختی وسفتی اجسام را معین میکنند
gremial
پارچهای که اسقف هنگام اجرای برخی ایین هاروی دامن میاندازد
intuitionism
عقیده به اینکه برخی حقایق رامیتوان مستقیما وبدون استدلال دریافت
colon
علامت چاپ آنچه نشان دهنده انتهای خط یا دستور در برخی زبانهاست
degradation
اجازه داده به برخی قسمتهای سیستم به کارکردن پس از از بین رفتن یک قسمت
intuitionalism
عقیده به اینکه برخی حقایق را میتوان مستقیما وبدون استدلال دریافت
colons
علامت چاپ آنچه نشان دهنده انتهای خط یا دستور در برخی زبانهاست
propylite
یکجور خاره اتش فشانی که در برخی کانهای سیم خیزیافت میشود
IFF
استاندارد نحوه ذخیره سازی داده در Amiga در برخی سیستمهای گرافیکی
songfest
دستهای که اواز معروفومحبوب یا اهنگهای محلی جالبی را اجراء میکنند
happy family
دستهای ازجانوران جوربجورکه دریک قفس باهم زندگی میکنند
live box
جعبه یا قلمی که در اب اویزان میکنند تا موجودات ابزی را زنده نگاهدارند
creme
نام چند جورنوشابه خوش خوراک که از جوهرنعناع درست میکنند
fitting shop
کارگاهی که در انجا اجزای ماشین را سوار میکنند کارگاه مونتاژ
matriculated students
شاگردانی که ازدبیرستان بیرون امده دردانشگاه نام نویسی میکنند
moleskin
جامه وبویژه شلواری که ازپوست کورموش ومانندان درست میکنند
energetics
رشتهای ازعلم مکانیک که درباره نیرو وتحولات ان بحث میکنند
bowling alley
مسیری که توپ بولینگ را در راستای آن به سوی هدف پرتاب میکنند
vasculum
کبریت قوطی ای که گیاه شناسان دران نمونه جمع میکنند
bowling alleys
مسیری که توپ بولینگ را در راستای آن به سوی هدف پرتاب میکنند
dollar sign
که رد برخی زبانها برای بیان یک متغیر به عنوان نوع رشته به کار می رود
look ahead
عمل برخی CPUها برای بازیابی دستورات و بررسی آنها پیش از اجرا
preferentialism
اصول دادن امتیازات به برخی کشورها نسبت به حقوق گمرکی کالای انها
islets of langerhans
دستههای سلولی اثنی عشر بنام >جزایرلانگرهانس < که تولید انسولین میکنند
nowel
کلمه ایست که درسرود خوانی و هلهلههای عید میلادمسیح تکرار میکنند
bandstand
تختگاه یا صحنهی طاقدار که دستهی نوازندگان روی آن برنامه اجرا میکنند
autoharp
سنتوری که در ان بعضی ازسیمها را خفه میکنند تاسیمهای ازاد صدا کنند
bandstands
تختگاه یا صحنهی طاقدار که دستهی نوازندگان روی آن برنامه اجرا میکنند
clobbering
خمیر یاچسب سیاه رنگی که با ان ترک وشکافهای کفش را پر میکنند دنده
quiot
حلقه یاصفحه اهنی که دربازی پرت میکنند تاروی میخی بیفتد
sand iron
یکجور چوگان در بازی گلف که با ان گوی را از میان ریگ بلند میکنند
telescopic chimney
دود کشی که تیکههای انراتوی هم برده انرا کوتاه وبلند میکنند
get a word in
<idiom>
یافتن فرصتی برای گفتن چیزی بقیه دارند صحبت میکنند
chopsticks
میلههای عاج یا چوبی که چینی ها برای خوردن برنج از ان استفاده میکنند
clobber
خمیر یاچسب سیاه رنگی که با ان ترک وشکافهای کفش را پر میکنند دنده
clobbered
خمیر یاچسب سیاه رنگی که با ان ترک وشکافهای کفش را پر میکنند دنده
clobbers
خمیر یاچسب سیاه رنگی که با ان ترک وشکافهای کفش را پر میکنند دنده
orientated
زبان برنامه نویسی سطح بالا که امکان بیان ساده برخی مشکلات را میدهد
ipomoea
حنس نیلوفر پیچ که برخی گیاهان دارویی نیز همچون جلب و جزو ان هستند
interchange file format
استانداردی که نحوه ذخیره سازی داده در Amiga و برخی برنامههای گرافیکی را نشان میدهد
beanpoles
چوبه یا تیرچه یا ترکهای که بر زمین فرو میکنند تا بته لوبیا از آن بالا رود
muslin
یکجور پارچه پشت نما که ازان جامههای زنانه و پرده درست میکنند
etna
فرف کوچکی که اندک ابی رادران بوسیله چراغ الکلی گرم میکنند
braced
گره فشاری که اجزاء دیگر ساختمان را نگهداری یابار انها را تحمل میکنند
beanpole
چوبه یا تیرچه یا ترکهای که بر زمین فرو میکنند تا بته لوبیا از آن بالا رود
following my lead
یک جور بازی که هر بازیکن را وادار میکنند هرکاری که استاد کرد او نیز بکند
funeral home
محلی که دران مرده را جهت انجام مراسم تدفین یا سوزاندن اماده میکنند
a hot potato
<idiom>
[بحث داغ که خیلی از مردم در موردش صحبت میکنند و مورد جدال هست]
brace
گره فشاری که اجزاء دیگر ساختمان را نگهداری یابار انها را تحمل میکنند
LSD
لیسرجیک اسید دی اتیل آمید
[دارویی توهم زا که در برخی باعث بروز حال عرفانی میشود]
users
زبان برنامه نویسی سطح بالا که بیان راحت برخی مشکلات و توابع را فراهم میکند
user
زبان برنامه نویسی سطح بالا که بیان راحت برخی مشکلات و توابع را فراهم میکند
mouses
خصوصیت برخی نرم افزارهای درایو mouse که نشانه گر آنرا با سرعت مختلف و طبق سرعتی
mouse
خصوصیت برخی نرم افزارهای درایو mouse که نشانه گر آنرا با سرعت مختلف و طبق سرعتی
admixtures
موادی بجز سیمان شن ماسه و اب که گاهی به عنوان ماده کمکی به بتن اضافه میکنند
blind dialling
توانایی مودم برای شماره گیری حتی وقتی که خط به نظر خراب است با استفاده از برخی خط وط خصوصی
HSSI
اتصالات سری که داده را تا نرخ مگابایت در ثانیه ارسال میکند. که در برخی شبکههای گسترده به کار می رود
MNP
سیستم تشخیص و تصحیح خطا ساخت Microcom Inc که در مودم و برخی نرم افزاری ارتباطی به کار می رود
griddle cake
نوعی نان شیرینی پهن ونازک که دو طرفش را روی اهن کلوچه پزی سرخ میکنند
fusion welding
اتصال دولبه فلزی به یکدیگرکه با ذوب کردن مستقیم انهاصورت میگیرد و دو فلز درهم نفوذ میکنند
jet flap
فلپی که جریان هوا یاگازهای پر انرژی خارج شده در امتداد لبه فرار از روی ان عبور میکنند
plotted
توانایی برخی کلمه پردازها برای تولید گراف با چاپ تعدادی حروف نزدیک تبه هم بجای پیکسهای جداگانه .
racism
اعتقادبه برتری برخی نژادها بربعضی دیگر و لزوم توجیه خصوصیات قومی و ملی وفرهنگی بر مبنای معیارهای نژادی
letter quality printing
خصوصیت برخی چاپگرهای matria-dot که حروف با کیفیت یکسان با ماشین تایپ را با نقاط بسیار نزدیک به هم تامین میکند
average clause
عبارتی که در بیمه نامه دریایی درج میشود و حاکی از ان است که برخی از کالاهااز شمول این خسارت خارج میباشد
plots
توانایی برخی کلمه پردازها برای تولید گراف با چاپ تعدادی حروف نزدیک تبه هم بجای پیکسهای جداگانه .
plot
توانایی برخی کلمه پردازها برای تولید گراف با چاپ تعدادی حروف نزدیک تبه هم بجای پیکسهای جداگانه .
hot money
منظورزمانی استکه مردم بدلیل نرخ تورم بالا مایل به نگهداری پول نیستند و انرا به کالاتبدیل میکنند
a dead language
<idiom>
زبان مرده و منقرض شده
[زبانی که دیگر آموزش داده نمی شود اما شاید برخی از کارشناسان از آن استفاده کنند.]
tendering
باریک
reedy
باریک
slats
باریک
attenute
باریک
slender
باریک
reediest
باریک
reedier
باریک
hairlike
باریک
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com