Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 151 (8 milliseconds)
English
Persian
pool
پارک موتوری
pooled
پارک موتوری
pools
پارک موتوری
motor pool
پارک موتوری
Search result with all words
physical motor pool
پارک موتوری ساختمان دار پارک موتوری تاسیسات دار
pool equipment
وسایل پارک موتوری
Other Matches
automotive
وسیله موتوری موتوری
paradise
پارک
vivary
پارک
park
پارک
parked
پارک
parks
پارک
parking
پارک کردن
car park
جای پارک
bosquet
پارک یا باغ
parkland
زمین پارک
amusement parks
پارک تفریحی
amusement park
پارک تفریحی
collective goods
پارک و غیره
natinal park
پارک ملی
bosket
پارک یا باغ
carriage drive
خیابان پارک
NO PARKING
پارک نکنید!
park bench
نیمکت پارک
double-parks
دوردیفه پارک کردن
double-parking
دوردیفه پارک کردن
double-parked
دوردیفه پارک کردن
double-park
دوردیفه پارک کردن
to park
پارک کردن
[دستگاهی]
double park
دوردیفه پارک کردن
parking
محوطه پارک کردن
laager
پدافنددور محل پارک هواپیما
parking plan
طرح پارک کردن هواپیماها
english garden
پارک انگلیسی
[قرن هجدهم]
impark
در پارک یا جنگل محصور کردن
Where can I park?
کجا می توانم پارک کنم؟
May I park there?
ممکن است اینجا پارک کنم؟
How long can I park here?
چه مدت می توانم اینجا پارک کنم؟
Where can I park my car?
کجا اتومبیلم را میتوانم پارک کنم؟
He parked the car right in front of the garage.
درست جلوی گاراژ اتومبیل را پارک کرد
parking
پارک کردن هواپیما یا وسیله توقفگاه خودرو
motor drive
محرکه موتوری
motorize
موتوری کردن
motorization
موتوری کردن
motor fule
سوخت موتوری
moped
دوچرخهی موتوری
mopeds
دوچرخهی موتوری
motorbikes
دوچرخهی موتوری
motorbike
دوچرخهی موتوری
motorboat engine
قایق موتوری
motor vessel
کشتی موتوری
motor vehicle
خودرو موتوری
motor unit
یکان موتوری
motor scooter
روروک موتوری
gasboat
قایق موتوری
ferrying
قایق موتوری
motorcade
کاروان موتوری
push bike
در برابردوچرخه موتوری
push bikes
در برابردوچرخه موتوری
motorboats
قایق موتوری
powerboats
قایق موتوری
ferried
قایق موتوری
ferries
قایق موتوری
motorcades
کاروان موتوری
ferry
قایق موتوری
motorized
یکان موتوری
aerodyne
هواپیمای موتوری
motorboat
قایق موتوری
powerboat
قایق موتوری
diver
راننده قایق موتوری
panel truck
بارکش کوچک موتوری
speedboats
قایق موتوری سرعت
to start a motor
موتوری را بکار انداختن
power driven vessel
یگان شناور موتوری
daycruiser
قایق موتوری کوچک
outboarder
راننده قایق موتوری
motorsports
ورزشهای با وسایل موتوری
motor transport
حمل و نقل موتوری
speedboat
قایق موتوری سرعت
motor vehicle
وسیله نقلیه موتوری
motor launch
قایق موتوری کرجی
powerboat racing
مسابقه با قایق موتوری
motorboat racing
مسابقه با قایق موتوری
powerboating
راندن قایق موتوری
parasailing
بلند شدن در هوا با چتر بکمک اتومبیل یا قایق موتوری بلند شدن در هوا با چتر بکمک قایق موتوری
hard stand
بارانداز داخل فرودگاه محل پارک اسفالت شده برای خودروها
convoys
کاروان دریایی ستون موتوری
convoy
کاروان دریایی ستون موتوری
cigarrette
قایق مسابقه بزرگ موتوری
motorized
یکان موتوریزه محمول موتوری
kick over
<idiom>
موتوری که شروع به کار میکند
outboard motors
موتوری که روی قایق سوارشده
outboard motor
موتوری که روی قایق سوارشده
drag boat
قایق موتوری مسابقه سرعت
movement table
جدول حرکت ستونهای موتوری
powerboats
قایق موتوری تفریحی یاماهیگیری
automotive
تکنولوژی وسایل نقلیه موتوری
powerboat
قایق موتوری تفریحی یاماهیگیری
power mower
چمن زن یا علف چین موتوری
motorcar
وسیله نقلیه موتوری اتومبیل
sea skiff
قایق موتوری به اندازه متوسط با کابین
storm boat
نوعی قایق سبک هجومی موتوری
motor traffic
رفت و امد وسایل نقلیه موتوری
contact ion engine
موتوری برای ایجاد تراست درفضا
motors
موتوری خودرویی وسیله به حرکت دراورنده
motored
موتوری خودرویی وسیله به حرکت دراورنده
tractive force
نیروی کشش وسایل نقلیه موتوری
speedboat
کرجی یا قایق موتوری سریع السیر
motor torpedo boat
قایق موتوری سریع السیراژدر انداز
cabin cruiser
کشتی کوچک موتوری ناو اتاقکدار
speedboats
کرجی یا قایق موتوری سریع السیر
convoy assembly port
بندر محل تجمع ستون موتوری
cabin cruisers
کشتی کوچک موتوری ناو اتاقکدار
motor
موتوری خودرویی وسیله به حرکت دراورنده
motor-
موتوری خودرویی وسیله به حرکت دراورنده
holes
نقطه شروع مسابقه قایقهای موتوری سوراخ
holed
نقطه شروع مسابقه قایقهای موتوری سوراخ
hole
نقطه شروع مسابقه قایقهای موتوری سوراخ
dead engine
موتوری که در حین پرواز ازکار افتاده است
holing
نقطه شروع مسابقه قایقهای موتوری سوراخ
stepping motor
موتوری که طبق دستوری کامپیوتر به آرامی می چرخد.
truck trailer
ارابه بی موتوری که توسط کامیون برده شود
stepper motor
موتوری که طبق دستوری کامپیوتر به آرامی می چرخد.
flag days
روزهای مناسب یا نامناسب برای حرکات موتوری
sportfisherman
قایق موتوری بزرگ برای ماهیگیری دورازساحل
tractor
تراکتور یا ماشین شخم زنی گاو اهن موتوری
tractors
تراکتور یا ماشین شخم زنی گاو اهن موتوری
hydroplane
نوعی قایق موتوری برای حرکت روی اب بجای شکافتن اب
hydroplaning
نوعی قایق موتوری برای حرکت روی اب بجای شکافتن اب
parakiting
بلند شدن در هوا با چتر بکمک اتومیبل یا قایق موتوری
predicted log racing
مسابقه قایق موتوری باپیشبینی قبلی زمان از طرف راننده
hydroplanes
نوعی قایق موتوری برای حرکت روی اب بجای شکافتن اب
hydroplaned
نوعی قایق موتوری برای حرکت روی اب بجای شکافتن اب
radialengine
موتوری که استوانههای ان بشکل پرههای چرخ قرارگرفته باشند موتورچرخی
critical engine
موتوری که از کارافتادن یانقص ان تاثیر زیادی درعملکرد هواپیما خواهد داشت
whaleboat
قایق موتوری یا پارویی درازو باریک مخصوص صید نهنگ و غیره
turbofan
موتوری با میزان سوخت معین که تراست بیشتری نسبت توربوجت ایجاد میکند
paddocks
منطقه پارک کردن اتومبیل واماده کردن ان پیش ازمسابقه
paddock
منطقه پارک کردن اتومبیل واماده کردن ان پیش ازمسابقه
scooters
روروک مخصوص بچه ها قایق موتوری ته پهن روروک سواری کردن
scooter
روروک مخصوص بچه ها قایق موتوری ته پهن روروک سواری کردن
to jump-start an engine
موتوری را با کابل باتری به باتری روشن کردن
motor vehicle industry
صنعت وسایل نقلیه موتوری صنعت اتومبیل
drives
راندن اسب باشلاق راندن قایق موتوری ترساندن شکار و راندن ان بسوی شکارچی
drive
راندن اسب باشلاق راندن قایق موتوری ترساندن شکار و راندن ان بسوی شکارچی
motor march
راهپیمایی موتوری راهپیمایی با خودرو
pace-setter
نفر یا خودرو نافم ستون موتوری نافم ستون راهپیمایی
pace setter
نفر یا خودرو نافم ستون موتوری نافم ستون راهپیمایی
pace-setters
نفر یا خودرو نافم ستون موتوری نافم ستون راهپیمایی
control officer
افسر کنترل ستون موتوری افسر کنترل کننده
line haul
زمان لازم برای حمل بار به وسیله ستون زمان حمل باریا زمان حرکت ستون موتوری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com