Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English
Persian
replier
پاسخ دهنده
responsorial
پاسخ دهنده
Other Matches
reply
[answer]
پاسخ نامه ای
[پاسخ به پیام پست الکترونیکی ]
[پاسخ زبانی دفاعیه]
answering
پاسخ دادن یا یافتن پاسخ یک سوال
answered
پاسخ دادن یا یافتن پاسخ یک سوال
answers
پاسخ دادن یا یافتن پاسخ یک سوال
answer
پاسخ دادن یا یافتن پاسخ یک سوال
voice answer back
یک دستگاه پاسخ صوتی که میتواندسیستم کامپیوتری را به یک شبکه تلفنی وصل کند تا پاسخ صوتی را به درخواستهای انجام شده از ترمینالهای تلفنی فراهم اورد
trimmer
زینت دهنده تغییر عقیده دهنده بنابمصالح روز
originated
با مودم دیگر که منتظر تماس است تماس برقرار می گیرد. مودم اصلی به پاسخ مودم راه دور پاسخ می فرستد
originates
با مودم دیگر که منتظر تماس است تماس برقرار می گیرد. مودم اصلی به پاسخ مودم راه دور پاسخ می فرستد
originating
با مودم دیگر که منتظر تماس است تماس برقرار می گیرد. مودم اصلی به پاسخ مودم راه دور پاسخ می فرستد
originate
با مودم دیگر که منتظر تماس است تماس برقرار می گیرد. مودم اصلی به پاسخ مودم راه دور پاسخ می فرستد
conglutinative
التیام دهنده جوش دهنده
exhibitor
نمایش دهنده ارائه دهنده
exhibitors
نمایش دهنده ارائه دهنده
extender
توسعه دهنده ادامه دهنده
bailer
امانت دهنده کفیل دهنده
bailor
امانت دهنده کفیل دهنده
exhibiter
نمایش دهنده ارائه دهنده
catalyst
تشکیلات دهنده سازمان دهنده
catalysts
تشکیلات دهنده سازمان دهنده
it is inexpedient to reply
پاسخ دادن مصلحت نیست پاسخ دادن مقتضی نیست
answerback
در پاسخ
responses
پاسخ
rebutter
پاسخ رد
no
: پاسخ نه
response
پاسخ
in answer to
در پاسخ به
negative reply
پاسخ رد
responsions
پاسخ
counterplea
پاسخ رد
responds
پاسخ
replication
پاسخ
replied
پاسخ
replies
پاسخ
representation
[statement]
پاسخ
reply
پاسخ
answered
پاسخ
respond
پاسخ
replying
پاسخ
in reply to
در پاسخ
statement
پاسخ
reaction
[answer, commentary]
پاسخ
answering
پاسخ
answer
پاسخ
item of written comment
پاسخ
answers
پاسخ
response
[commentary]
پاسخ
responded
پاسخ
indicator
نشان دهنده دستگاه نشان دهنده
conditioned response
پاسخ شرطی
running rate
اهنگ پاسخ
consummatory response
پاسخ پایانی
content response
پاسخ محتوایی
delayed response
پاسخ درنگیده
response strength
نیرومندی پاسخ
solutions
پاسخ یک مشکل
correct response
پاسخ درست
solution
پاسخ یک مشکل
right answer
پاسخ درست
response intensity
شدت پاسخ
to definitive answer
پاسخ قطعی
responds
پاسخ دادن
come up with
<idiom>
یافتن پاسخ
color response
پاسخ رنگ
whole response
پاسخ کلی
responded
پاسخ دادن
voice answer back
پاسخ سمعی
w response
پاسخ کلی
vab
پاسخ سمعی
respond
پاسخ دادن
impluse response
پاسخ ایمپولز
answerable
پاسخ دار
to make a response
پاسخ دادن
vaccum response
پاسخ غیابی
plea
پاسخ دعوی
position response
پاسخ مکانی
manipulandum
ابزار پاسخ
irresponsive
پاسخ ندهنده
distal response
پاسخ دوربرد
discriminatory response
پاسخ افتراقی
response amplitude
دامنه پاسخ
rejoins
در پاسخ گفتن
rejoining
پاسخ دادن
operandum
ابزار پاسخ
moro response
پاسخ مورو
movement response
پاسخ حرکت
preparatory response
پاسخ مقدماتی
popular response
پاسخ رایج
oracles
پاسخ مبهم
oracle
پاسخ مبهم
emitted response
پاسخ صدوری
frequency respone
پاسخ فرکانس
original response
پاسخ ابتکاری
reflection response
پاسخ قرینه
rejoining
در پاسخ گفتن
rejoined
پاسخ دادن
rejoined
در پاسخ گفتن
image response
پاسخ تصویر
response threshold
استانه پاسخ
response time
زمان پاسخ
rejoinders
پاسخ دفاعی
rejoinder
پاسخ دفاعی
rejoins
پاسخ دادن
calculation
پاسخ تقریبی
response set
امایه پاسخ
rejoin
پاسخ دادن
rejoin
در پاسخ گفتن
response differentiation
تفکیک پاسخ
response duration
مدت پاسخ
response equivalence
هم ارزی پاسخ
response generalization
تعمیم پاسخ
response latency
نهفتگی پاسخ
response rate
سرعت پاسخ
pleas
پاسخ دعوی
answered
: پاسخ دادن
answers
پاسخ به یک سوال
anticipatory response
پاسخ انتظاری
answered
: جواب پاسخ
answers
: جواب پاسخ
an a answer
پاسخ مثبت
anatomy response
پاسخ کالبدی
answered
پاسخ به یک سوال
answer mode
حالت پاسخ
answerback
پاسخ برگشتی
answering
: جواب پاسخ
answering
: پاسخ دادن
answer
پاسخ به یک سوال
answer
: جواب پاسخ
early answer
پاسخ زود
answering
پاسخ به یک سوال
answer
: پاسخ دادن
answers
: پاسخ دادن
answer
[to something]
پاسخ
[به چیزی]
[راه حل]
to answer in the a
پاسخ مثبت دادن
pure color response
پاسخ خالص رنگ
electrodermal response
پاسخ برقی پوست
conditioned avoidance response
پاسخ اجتنابی شرطی
pilomotor response
پاسخ سیخ شدن مو
surrebutter
اخرین پاسخ خواهان
psychogalvanic response
پاسخ گالوانیکی- روانی
conditioned escape response
پاسخ گریز شرطی
to fail to provide an answer
درماندن در دادن پاسخ
stimulus response model
الگوی محرک- پاسخ
the answer is in the negative
پاسخ ان منفی است
solve
یافتن پاسخ یک مشکل
solved
یافتن پاسخ یک مشکل
stimulus response psychology
روانشناسی محرک- پاسخ
s r psychology
روانشناسی محرک- پاسخ
s r model
الگوی محرک- پاسخ
no reply necessary
[NRN]
نیازی به پاسخ نیست.
rejoinder
پاسخ دفاعی دادن
rejoining
پاسخ دفاعی دادن
rejoinders
پاسخ دفاعی دادن
return a negative
پاسخ منفی دادن
response hierarchy
سلسله مراتب پاسخ
achromatic color response
پاسخ رنگ بی فام
shading response
پاسخ سایه روشن
solves
یافتن پاسخ یک مشکل
solving
یافتن پاسخ یک مشکل
affirmative
پاسخ "بله " بود
phoning
پاسخ به تماس در تلفن
rejoins
پاسخ دفاعی دادن
phone
پاسخ به تماس در تلفن
phoned
پاسخ به تماس در تلفن
phones
پاسخ به تماس در تلفن
rejoin
پاسخ دفاعی دادن
response time
زمان پاسخ دهی
modulation frequency response
پاسخ فرکانس مدولاسیون
unconditioned response
پاسخ غیر شرطی
calculation
پاسخ به یک مشکل در ریاضی
i pause for a reply
منتظر پاسخ هستم
galvanic skin response
پاسخ برقی پوست
visual righting response
پاسخ تعادل دیداری
he returned a negative
پاسخ منفی داد
high frequency responce
پاسخ فرکانس بالا
rejoined
پاسخ دفاعی دادن
white space response
پاسخ به بخش سفید
inquiry system
سیستم پرسش- پاسخ
conditioned emotional response
پاسخ هیجانی شرطی
cer
پاسخ هیجانی شرطی
interrogator responsor
دستگاه پرسش- پاسخ
ucr
پاسخ غیر شرطی
stimulus response theory
نظریه محرک- پاسخ
all or none response
پاسخ همه یا هیچ
open ended question
پرسش باز پاسخ
let down easy
<idiom>
پاسخ منفی به طرز خوشآیندی
resolveme this
این پرسش را پاسخ دهید
fractional antedating goal response
خرده پاسخ انتظار هدف
replied
پاسخ دادن جواب کتبی
to press for an answer
با صرار یا فشار پاسخ خواستن
stimulus organism response model
الگوی محرک- جاندار- پاسخ
s o r model
الگوی محرک- جاندار- پاسخ
problem
یافتن پاسخ برای مشکلی
replies
پاسخ دادن جواب کتبی
problems
یافتن پاسخ برای مشکلی
reply
پاسخ دادن جواب کتبی
replying
پاسخ دادن جواب کتبی
to beg the question
در پاسخ به پرسشی جاخالی دادن
react
عمل کردن در پاسخ به چیزی
reacted
عمل کردن در پاسخ به چیزی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com