Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
deadman
پایه استقرارسنگر دستک مقاوم
Other Matches
hardened site
حفاظ مقاوم پایگاه مقاوم در مقابل تک ش م ر و اتمی
levelling rod
دستک
stake
دستک
staked
دستک
piled
دستک
stakes
دستک
pile
دستک
pickets
دستک
poles
دستک
pole
دستک
picket
دستک
roof batten
دستک
picketed
دستک
levers
اهرم دستک
levelling rod
دستک مساحی
lever
اهرم دستک
aiming stake
دستک نشانه روی
manhelper
دستک رنگ امیزی
angle-modillion
دستک زیر قرنیز
double hammer-beam
دستک پاچه بند
hammer beam
تیر یا دستک پاچه بند
resistor
مقاوم
plasma plating
مقاوم
resisters
مقاوم
renitent
مقاوم
tolerant
مقاوم
resister
مقاوم
refractory
مقاوم
resistant
مقاوم
resistors
مقاوم
hatch beam
پایه دریچه پایه دهلیز
base width
عرض پایه پهنای پایه
hardened site
پایگاه مقاوم
forcing cone
مخروط مقاوم
counterpoise
نیروی مقاوم
moment of resistence
لنگر مقاوم
resisting moment
لنگر مقاوم
resistive force
نیروی مقاوم
rigid cores
هستههای مقاوم
stabile
مقاوم در برابرگرما
adamant
مقاوم یکدنده
stand up
<idiom>
مقاوم بودن
adamantly
مقاوم یکدنده
water resistant
مقاوم در برابر اب
weatherproof
مقاوم در برابرهوا
heat resisting steels
فولادهای مقاوم حرارتی
passive earth pressure
رانش مقاوم خاک
passive earth pressure
فشار مقاوم خاک
wear resistant
مقاوم در بربر سائیدگی
drag chain conveyor
نقاله با زنجیر مقاوم
swelling resistant
مقاوم در برابر تورم
windproof
مقاوم در مقابل باد
lightfast
مقاوم در برابر نور
drag force
نیروی مقاوم حرکت
internal resisting moment
لنگر مقاوم درونی
torsion resistant
مقاوم در برابر پیچش
resistance to cracking
مقاوم در برابر شکستگی
resistance to failure
مقاوم در برابر ترک
resistance to tempering
مقاوم در برابر بازپخت
resistant to heat
مقاوم در برابر گرما
creep resistant
مقاوم در برابر خزش
heat fast paint
رنگ مقاوم گرما
shell proof
مقاوم در مقابل گلوله
defendant
مقاوم درمقابل زور و فشار
earthquake proof foundation
غیر مقاوم درمقابل زلزله
insulant
ماده مقاومت کننده مقاوم
defendants
مقاوم درمقابل زور و فشار
resistance to corrosion
مقاوم در برابر زنگ زدگی
thermistor
الت مقاوم درمقابل برق
resisters
اسباب مقاوم دربرابر برق
resister
اسباب مقاوم دربرابر برق
acid resistant
ماده مقاوم در برابر اسید
resistance to plastic deformation
مقاوم در برابر تغییر شکل
fracture proof
مقاوم در برابر شکستگی نشکن
resistors
اسباب مقاوم دربرابر برق
stainless steel
فولاد مقاوم در برابر خوردگی
resistor
اسباب مقاوم دربرابر برق
resistance to deflaction
مقاوم در برابر تغییر شکل خمشی
acid fast
مقاوم در برابر رنگ بری اسید
phosphate esters
مایعات هیدرولیکی مقاوم در برابراتش و حرارت
bomb proof
پناهگاه یاساختمانی که در مقابل بمب مقاوم باشد
incolen
الیاژهای مقاوم اهن و کرم با نیکل زیاد
cold wet clothing
لباس گرم و مقاوم در مقابل رطوبت و برودت
decimals
تبدیل یک عدد دهدهی بر پایه ده به یک عدد دودویی بر پایه دو
decimal
تبدیل یک عدد دهدهی بر پایه ده به یک عدد دودویی بر پایه دو
cassette
پوشش مقاوم برای نگهداری و محافظت نوار نغناطیسی
pressure cabin
هواپیمای دارای دستگاه تهویه مقاوم با فشار هوا
cassettes
پوشش مقاوم برای نگهداری و محافظت نوار نغناطیسی
monel
الیاژی از نیکل و کبالت که دربرابر خوردگی مقاوم است
picketed
ناو گشتی نرده کشیدن دستک یا نرده
picket
ناو گشتی نرده کشیدن دستک یا نرده
pickets
ناو گشتی نرده کشیدن دستک یا نرده
base piece
پایه پایه استقرار
immune
مقاوم دربرابرمرض بر اثر تلقیح واکسن دارای مصونیت قانونی وپارلمانی
wire pike
راهنمای سیم دستک سیم کشی
stiffest
مسیر مقاوم در مقابل گوی بولینگ ثبات داشتن قایق درمقابل باد
plasma plating
ضد خوردگی و مقاوم دربرابر سایش روی سطح توسط جریان بسیار داغ
stiffer
مسیر مقاوم در مقابل گوی بولینگ ثبات داشتن قایق درمقابل باد
stiff
مسیر مقاوم در مقابل گوی بولینگ ثبات داشتن قایق درمقابل باد
socle
پایه ستون برامدگی پایه ستون وامثال ان
cylinder liner
رگکش سخت و مقاوم در برابرسایش در جدار داخلی سیلندراز جنس الیاژهای سبک یامواد نرم دیگر
photoresist
روش تبدیل تصاویر فتوگرافیک پس از تغییر فضاهای مقاوم نسبت به نور. در مسافت PCB به کار می رود
carbon seal
وسیلهای مقاوم در برابرگرما که در موتورهای توربینی برای جلوگیری ازخروج یا نشت روغن ازمحفظه یاتاقان بکار میرود
row marker
دستک نشانه ردیف مین علامت ردیف مین
accelerators
ماده معینی که به بتن اضافه میشود تا مقاوم شدن بتن رادر مراحل اولیه تسریع نماید. کلرور کلسیم تا دو درصدیکی از معمولترین این مواداست
accelerator
ماده معینی که به بتن اضافه میشود تا مقاوم شدن بتن را در مراحل اولیه تسریع نماید. کلرور کلسیم تا دو درصد یکی از معمولترین این مواد است
back berm
سکوی پایه خارجی خاکریز سکوی شیببر پایه خارجی خاکریز
stanchion
پایه
legs
پایه
tristylous
سه پایه
trivet
سه پایه
two legged
دو پایه
leg
پایه
jacks
پایه
jack
پایه
pillars
پایه
level
هم پایه
level
پایه
pile bent
پایه
point d'appui
پایه
poppet head
پایه
pousto
پایه
principium
پایه
radix
پایه
sheer legs
سه پایه
sheers
سه پایه
thallus
پایه
the pier of a bridge
پایه پل
tressel
سه پایه
tripos
سه پایه
leveled
هم پایه
pillar
پایه
mounting foot
پایه
presser foot
پایه
equal
هم پایه
roots
پایه
root
پایه
poles
پایه
pole
پایه
marks
پایه
mark
پایه
platforms
پایه
platform
پایه
equaled
هم پایه
equaling
هم پایه
equalled
هم پایه
from within the ranks of
از پایه
probed
پایه
probe
پایه
grades
پایه
grade
پایه
equals
هم پایه
equalling
هم پایه
probes
پایه
compeer
هم پایه
sills
پایه
sill
پایه
seats
پایه
seated
پایه
seat
پایه
bottoms
پایه
bottom
پایه
levels
پایه
foot rest
پایه
fundament
پایه
groundsel
پایه
fundamental
پایه
abutment
پایه
datum line
خط پایه
cantilever bridge
پایه پل
cantilever
پایه
bridge pier
پایه پل
coordinate
هم پایه
bipod
دو پایه
corner stone
پایه
cutwater
پایه پل
base line
خط پایه
base 0
پایه 01
basal age
سن پایه
dead load
پایه پل
andiron
سه پایه
datum
پایه
propping
پایه
strut
پایه
groundwork
پایه
head stock
پایه
headstock
پایه
feet
پایه
degrees
پایه
degree
پایه
isomer
هم پایه
mountings
پایه
one legged
یک پایه
levels
هم پایه
levelled
پایه
levelled
هم پایه
leveled
پایه
struts
پایه
propped
پایه
prop
پایه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com