English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 33 (3 milliseconds)
English Persian
poles دسته بلند چیزی
poles تیر چراغ برق
poles قطب دار کردن
poles تیردارکردن
poles با تیر یا دیرک محکم کردن
poles لهستانی
poles قطب
poles نیش ماگنترون
poles تیر
poles پایه
poles میله پرچم
poles قطب باطری
poles شمع
poles دستک
poles نیزه پرش با نیزه
poles چوبدستی اسکی تیرهای عمودی در کنارداخلی مسیر اسبدوانی نیزه پرش
poles دکل
Other Matches
They are poles apart. یک دنیا باهم فرق دارند ( بسیار متفاوتند )
1 and 2 are poles apart. <idiom> ۱ و ۲ یک دنیا باهم فرق دارند [بسیار متفاوت هستند] .
like poles قطبهای همنام
under bare poles با دکل خالی بی بادبان
poles of the universe قطبهای عالم
pitch of poles گام قطبها
magnetic poles قطبهای مغناطیسی
poles of the universe قطبهای اسمانی
lance poles پایه نیزهای سیم کشی
lance poles پایههای سیم کشی
geomagnetic poles قطبهای ژئومگنتیکی
geographical poles قطبهای جغرافیایی
celectial poles قطبهای عالم
celectial poles قطبهای اسمانی
totem poles تیر یا چوبی که نقوش جانوران محافظ قبایل مختلف سرخ پوستان روی ان منقوش بوده
growth poles قطبهای رشد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com