English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
safety post پایه ایمنی
Other Matches
base width عرض پایه پهنای پایه
hatch beam پایه دریچه پایه دهلیز
immunity ایمنی
safety ایمنی
security ایمنی
safe valve دریچه ایمنی
safety belt کمربند ایمنی
catching belt کمربند ایمنی
safety fuse فیوز ایمنی
life line طناب ایمنی
locking wire سیم ایمنی
log in sequrity ایمنی ورود
insecure بدون ایمنی
lifebelts کمربند ایمنی
lifebelt کمربند ایمنی
crash helmets کلاه ایمنی
immunology ایمنی شناسی
overall safety ایمنی کامل
arlbery strap تسمه ایمنی
safety trap تله ایمنی
immunodeficiency نقص ایمنی [پزشکی]
safety lamp چراغ ایمنی
goggles عینک ایمنی
safety motive انگیزه ایمنی
safety hazard مخاطره ایمنی
safety glasses عینک ایمنی
emotional security ایمنی هیجانی
safety glass شیشه ایمنی
cold iron watch پاس ایمنی
immune defect نقص ایمنی [پزشکی]
safety belts کمربند ایمنی
safety wire سیم ایمنی
security glass شیشه ایمنی
safety glass عینک ایمنی
safty face shield ماسک ایمنی
safety mechanism ساز و کار ایمنی
crash helmets کلاه خود ایمنی
immune defect کمبود ایمنی [پزشکی]
immunodeficiency کمبود ایمنی [پزشکی]
immunologic وابسته به ایمنی شناسی
immunochemistry علم ایمنی شیمیایی
reliability ایمنی در برابر خرابی
trycocks شیر ایمنی ناو
failure safety ایمنی در برابر خرابی
flame safety ایمنی در مقابل شعله اتش
combat helmet کلاه ایمنی جنگی [ارتش]
machanic کمربند ایمنی اویزان از سقف
safety locking device قفل ایمنی [تکنیک و تکنولوژی]
to put safety first [foremost] اولویت اول را به ایمنی دادن
immunochemistry مبحث ایمنی شناسی شیمیایی
AIDS سندرم نقص ایمنی اکتسابی
safety interlock قفل ایمنی [تکنیک و تکنولوژی]
helmets کلاه ایمنی اتش نشانها وکارگران
bindery یات ایمنی کاربر را یادداشت کند
buddy system شناگران بخاطر ایمنی دو نفره کردن
helmet کلاه ایمنی اتش نشانها وکارگران
safety interlocks قفل های ایمنی [تکنیک و تکنولوژی]
safety locking devices قفل های ایمنی [تکنیک و تکنولوژی]
decimal تبدیل یک عدد دهدهی بر پایه ده به یک عدد دودویی بر پایه دو
decimals تبدیل یک عدد دهدهی بر پایه ده به یک عدد دودویی بر پایه دو
strong safety مدافع ایمنی در سمت قوی خط تهاجم حریف
base piece پایه پایه استقرار
ergonomics علم و تکنولوژی ایمنی راحتی و سادگی استفاده ازماشین
socle پایه ستون برامدگی پایه ستون وامثال ان
SSL پروتکل طراحی شده توسط Netscape که حاوی اطلاعات ایمنی روی اینترنت است
wire locking بستن تعدادی مهره یا پیچ به یکدیگر توسط سیم ایمنی برای جلوگیری از شل شدن انها
palnut مهره نازکی معمولا از جنس فولاد پرس شده که بمنظورافزایش ایمنی و جلوگیری ازشل شدن مهرههای معمولی روی انها بسته میشود
back berm سکوی پایه خارجی خاکریز سکوی شیببر پایه خارجی خاکریز
pousto پایه
headstock پایه
stand پایه
pile bent پایه
compeer هم پایه
radix پایه
foundation پایه
erections پایه
poles پایه
pole پایه
platforms پایه
poppet head پایه
point d'appui پایه
degrees پایه
prop پایه
mark پایه
marks پایه
erection پایه
platform پایه
unfounded بی پایه
strut پایه
footpaths پایه
struts پایه
strutted پایه
tripod سه پایه
fundament پایه
groundwork پایه
groundsel پایه
head stock پایه
probed پایه
saddles پایه
saddled پایه
feet پایه
saddle پایه
footpath پایه
probe پایه
level پایه
propping پایه
datum line خط پایه
grades پایه
level هم پایه
probes پایه
leg پایه
jacks پایه
jack پایه
pillars پایه
pillar پایه
propped پایه
leveled هم پایه
grade پایه
equals هم پایه
equalling هم پایه
equalled هم پایه
equaling هم پایه
equaled هم پایه
equal هم پایه
roots پایه
coordinate هم پایه
root پایه
one legged یک پایه
outrigger پایه
tripods سه پایه
fundamental پایه
mountings پایه
datum پایه
dead load پایه پل
foot rest پایه
leveled پایه
levelled هم پایه
levelled پایه
levels هم پایه
levels پایه
legs پایه
isomer هم پایه
cutwater پایه پل
corner stone پایه
degree پایه
looser بی پایه
loosest بی پایه
piers پایه پل
socket پایه
pier پایه
pier پایه پل
andiron سه پایه
fulcrum پایه
piers پایه
loose بی پایه
basis پایه
bridge pier پایه پل
rest سه پایه
rests پایه
bipod دو پایه
mounting foot پایه
presser foot پایه
abutment پایه
rests سه پایه
principium پایه
from within the ranks of از پایه
sockets پایه
pedestal پایه
rates پایه
rate پایه
base line خط پایه
base 0 پایه 01
three legged سه پایه
ground پایه
measure پایه
spuds پایه
spud پایه
trestles پایه
trestles سه پایه
trestle پایه
trestle سه پایه
mounts پایه
basal age سن پایه
mount پایه
pedestals پایه
trivet سه پایه
bedrock پایه
mounting پایه
seat پایه
seated پایه
seats پایه
columns پایه
column پایه
shoe پایه
the pier of a bridge پایه پل
sheer legs سه پایه
sheers سه پایه
shoes پایه
shoeing پایه
bottom پایه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com