English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 155 (7 milliseconds)
English Persian
to sit under a pre cher پای وعظ واعظی نشستن
Other Matches
preachership واعظی
dominican راهب واعظی که ازسلک سنت دومینیک باشد
to sit out نشستن بیشتر نشستن از
forward seat حالت نشستن سوارکار روی زین در پرش حالت نشستن سوارکار بر روی زین
to take a chair نشستن
awaiting نشستن
awaits نشستن
perches نشستن
await نشستن
perching نشستن
sit نشستن
sits نشستن
to give ground پس نشستن
running aground به گل نشستن
perch نشستن
to lose ground پس نشستن
seizes نشستن
seize نشستن
recoil پس نشستن
recoiled پس نشستن
perched نشستن
recoiling پس نشستن
recoils پس نشستن
seized نشستن
awaited نشستن
dwit koobi نشستن به عقب
setback عقب نشستن
give way عقب نشستن
setbacks عقب نشستن
ground position در خاک نشستن
outsit بیشتر نشستن از
ambushing در کمین نشستن
bow out عقب نشستن
ambushes در کمین نشستن
benches بر کرسی نشستن
bench بر کرسی نشستن
to fall back عقب نشستن
thrones برتخت نشستن
throne برتخت نشستن
straddle گشاد نشستن
ambushed در کمین نشستن
straddled گشاد نشستن
straddles گشاد نشستن
ambush در کمین نشستن
insidiate در کمین نشستن
to come to the throne بر تخت نشستن
to take the wheel پشت رل نشستن
sitting duck <idiom> بی خیال نشستن
sit up <idiom> بیدار نشستن
hunker down روی پا نشستن
to hunker down چمباتمه نشستن
to take ground بخاک نشستن
to take ground بگل نشستن
to sit up راست نشستن
sit up راست نشستن
stranding به گل نشستن کشتی
suppurate چرک نشستن
take sanctuary بست نشستن
to a the throne برتخت نشستن
to f. the throne برتخت نشستن
to fill the chair برکرسی نشستن
to lie in a درکمین نشستن
to lie in w درکمین نشستن
to run aground بگل نشستن
to knock back عقب نشستن
subside فرو نشستن
landings نشستن هواپیما
ground بزمین نشستن
landing نشستن هواپیما
rankled چرک نشستن
sag فرو نشستن
sagged فرو نشستن
sags فرو نشستن
rankles چرک نشستن
land به زمین نشستن
rankling چرک نشستن
land بزمین نشستن
abate فرو نشستن
strand به گل نشستن کشتی
strands به گل نشستن کشتی
subsiding فرو نشستن
subsides فرو نشستن
sprawling پهن نشستن
rankle چرک نشستن
swamped به گل نشستن قایق
sprawl پهن نشستن
swamp به گل نشستن قایق
swamping به گل نشستن قایق
land به گل نشستن کشتی
subsided فرو نشستن
swamps به گل نشستن قایق
sprawls پهن نشستن
waylay درکمین کسی نشستن
primer setback عقب نشستن چاشنی
waylaying درکمین کسی نشستن
waylays درکمین کسی نشستن
sit out تا پایان چیزی نشستن
slump test ازمایش فرو نشستن
stranding به گل نشستن تصادفی کشتی
To come to grief. To be runied. بخاک سیاه نشستن
sprawl بی پروا درازکشیدن یا نشستن
sprawling بی پروا درازکشیدن یا نشستن
to sit on the bench روی نیمکت نشستن
beaches بگل نشستن کشتی
beached بگل نشستن کشتی
beach بگل نشستن کشتی
sprawls بی پروا درازکشیدن یا نشستن
sit idly by <idiom> عین ماست نشستن
landings بزمین نشستن هواپیما
landing بزمین نشستن هواپیما
waylaid درکمین کسی نشستن
scrawled خط خطی کردن گشاد نشستن
scrawl خط خطی کردن گشاد نشستن
To incite someone. زیر پای کسی نشستن
To sit (walk) straight. راست نشستن ( راه رفتن )
hatches نصفه در روی تخم نشستن
hatched نصفه در روی تخم نشستن
hatch نصفه در روی تخم نشستن
scrawling خط خطی کردن گشاد نشستن
scrawls خط خطی کردن گشاد نشستن
sprawls گشاد نشستن هرزه روییدن
sprawl گشاد نشستن هرزه روییدن
clogged به گل نشستن گیر کردن چسبیدن
sprawling گشاد نشستن هرزه روییدن
round out دورزدن هواپیما برای نشستن
still hunting شکار باروش در کمین نشستن
clogs به گل نشستن گیر کردن چسبیدن
clog به گل نشستن گیر کردن چسبیدن
mump خاموش وعبوس نشستن ترشرو بودن
grabble پهن نشستن جمع اوری کردن
bench روی نیمکت یامسند قضاوت نشستن یانشاندن
benches روی نیمکت یامسند قضاوت نشستن یانشاندن
to be in the pouts در گوشه ای نشستن و قهر کردن [اصطلاح مجازی]
To accpt the consequences . to face the music . پای لرزش نشستن ( عواقب کاری را پذیرفتن )
to have the pout در گوشه ای نشستن و قهر کردن [اصطلاح مجازی]
swatting ضربت سخت خوردن یازدن چمباتمه نشستن
swatted ضربت سخت خوردن یازدن چمباتمه نشستن
swat ضربت سخت خوردن یازدن چمباتمه نشستن
pewage پولی که بابت نشستن درجاهای خانوادگی یانیمکتهای چندنفری درکلیسامیدهند
deflation port سوپاپ بزرگ در بالای بالن برای خروج هوا هنگام نشستن
squatted وزنه برداری یکضرب المانی چمباتمه نشستن زیر وزنه
squats وزنه برداری یکضرب المانی چمباتمه نشستن زیر وزنه
squat وزنه برداری یکضرب المانی چمباتمه نشستن زیر وزنه
squatting وزنه برداری یکضرب المانی چمباتمه نشستن زیر وزنه
landing gear چرخ هواپیما که هنگام نشستن هواپیما وزن انراتحمل میکند
landing approach مسیر نشستن هواپیما مسیر پیاده شدن به ساحل
landing area منطقه نشستن هواپیما منطقه پیاده شدن به ساحل
clevis bolt پیچ مخصوصی با سر گردشکافدار برای نشستن پیچ گوشتی
parquet محل نشستن اعضا دادگاه در دادسرامحوطه دادگاه
head dip نشستن روی تخته موج وفروبردن سر به موج
putrefy چرک نشستن چرک کردن
putrefies چرک نشستن چرک کردن
putrefying چرک نشستن چرک کردن
putrefied چرک نشستن چرک کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com