Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (13 milliseconds)
English
Persian
satsuma
پرتقال کوچک و پوست شل
satsumas
پرتقال کوچک و پوست شل
Other Matches
orange juice
آب پرتقال
oranges
پرتقال
orange
پرتقال
orangeade
اب پرتقال
To squeeze an orange .
پرتقال را فشردن
chino
پرتقال شیرین
I'd like some orange juice.
من آب پرتقال میخواهم.
e f t a (european free trade association
پرتقال دانمارک
portuguese
اهل کشور پرتقال
He gulped down the orange juice .
آب پرتقال رایکباره سر کشید
endermic
انجه که درروی پوست یا دربین پوست عمل میکند
scleroderma
مرض پینه خوردگی پوست تصلب پوست
Good oranges are very scarce .
پرتقال خوب خیلی کم پیدا می شود
dermatological
مربوط به پوست شناسی یا امراض پوست
daiquiri
مشروب مخلوط از شراب واب پرتقال و شکر
infante
جوانترین پسر پادشاه و ملکه اسپانیا و پرتقال
skins
پوست کندن با پوست پوشاندن
skin
پوست کندن با پوست پوشاندن
skinned
پوست کندن با پوست پوشاندن
skinning
پوست کندن با پوست پوشاندن
slough
پوست دله زخم پوسته پوسته شدگی پوست انداختن
petty cash
صندوق ویژه وجوه کوچک حساب هزینه های کوچک
gemmule
یاخته کوچک که ازان جانورتازه پدیدمیاید غنچه کوچک
peels
پوست انداختن پوست
peel
پوست انداختن پوست
tegumnentum
پوست طبیعی پوست
widget
آلت کوچک
[ابزار ]
[اسباب مکانیکی کوچک]
pig board
تخته کوچک برای موجهای کوچک
increment
فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
increments
فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
jigger
بادبان کوچک یکجور کرجی کوچک
pannikin
لیوان کوچک پیمانه کوچک
knobble
برامدگی کوچک گره کوچک
One mustn't sk apple trees for oranges, France for sun, women for love, life for happiness.
نباید از درخت پرتقال انتظار سیب، از فرانسه انتظار آفتاب، از زنان انتظار عشق و از زندگی انتظار شادی داشت.
xanthochroid
شخص بور و سفید پوست شخص مو زرد و سفید پوست
applet
1-برنامههای کاربردی کوچک 2-برنامه کوچک برای بهبود کارایی برنامه کاربردی وب که توسط Activex یا برنامه جا وا تامین میشود3-
small scale
طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
small-scale
طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
storage
1-حافظه داخلی کوچک با دستیابی سریع سیستم که حاوی برنامه جاری است . 2-حافظه کوچک داخلی سیستم
skinning
پوست
shell
پوست
skins
پوست
goatskins
پوست بز
barks
پوست
goatskin
پوست بز
dermatalgia
پوست
shelling
پوست
barking
پوست
husk
پوست
husks
پوست
peltry
پوست
shale
پوست
goat
پوست بز
goats
پوست بز
skin
پوست
rinds
پوست
integument
پوست
neurilemma or lema
پوست پی
rind
پوست
skinned
پوست
dermis
پوست
parer
پوست کن
hides
پوست
hide
پوست
glume
پوست
peeling
پوست
hulls
پوست
stripper
پوست کن
strippers
پوست کن
flayer
پوست کن
encrustation
پوست
encrustations
پوست
scalp
پوست سر
cortices
پوست
cortex
پوست
peels
پوست
hull
پوست
tunc
پوست
cuticle
پوست
swanskin
پوست قو
crustal
پوست
barked
پوست
tegmen
پوست
skinner
پوست کن
shells
پوست
bark
پوست
peel
پوست
tegmentum
پوست
skinless
بی پوست
sheds
پوست ریختن
peeled
پوست کنده
scalp
پوست سر بامو
pigskin
پوست گراز
scrotum
پوست بیضه
scalps
پوست کندن از سر
scrotums
پوست بیضه
scalps
پوست سر بامو
scalps
پوست فرق سر
scalp
پوست فرق سر
sheds
پوست انداختن
scrota
پوست بیضه
crusted
پوست دار
beaver
پوست سگ ابی
chafing
پوست رفتگی
mantle
پوست روکش
taxidermy
پوست ارایی
picked
پوست کنده
aboveboard
پوست کنده
albinism
سفیدی پوست
alphosis
بیرنگی پوست
apple peel
پوست سیب
chafes
پوست رفتگی
chafe
پوست رفتگی
skins
پوست پوستی
beavers
پوست سگ ابی
shedding
پوست ریختن
skin
پوست پوستی
shedding
پوست انداختن
skinned
پوست پوستی
shed
پوست ریختن
skinning
پوست پوستی
shed
پوست انداختن
scalp
پوست کندن از سر
peels
پوست کندن
moulted
پوست انداختن
moults
پوست انداختن
slough
پوست مار
peel
پوست انداختن
slough
پوست سبوس
husky
پوست دار
huskiest
پوست دار
pelt
پوست خام
pelt
پوست کندن
pelted
پوست خام
pelted
پوست کندن
huskies
پوست دار
moult
پوست انداختن
molts
پوست انداختن
molting
پوست انداختن
peels
پوست انداختن
rawhide
پوست خام
rawhides
پوست خام
peel
پوست کندن
bran
پوست گندم
peeling
پوست انداختن
slouched
پوست انداختن
slouches
پوست انداختن
peel to
پوست کندن
molted
پوست انداختن
pelts
پوست خام
huskier
پوست دار
slouching
پوست انداختن
buckskins
پوست اهو
buckskins
پوست گوزن
astrakhan
پوست بخارا
astrachan
پوست قره کل
deerskin
پوست اهو
deerskin
پوست گوزن
skinny
پوست واستخوان
astrachan
پوست بخارا
mantles
پوست روکش
moulting
پوست اندازی
scab
پوست زخم
buckskin
پوست گوزن
buckskin
پوست اهو
pares
پوست کندن
pelts
پوست کندن
fret
پوست را بردن
frets
پوست را بردن
astrakhan
پوست قره کل
flay
پوست کندن از
flayed
پوست کندن از
flaying
پوست کندن از
flays
پوست کندن از
rind
پوست کندن
rinds
پوست کندن
pare
پوست کندن
pared
پوست کندن
scabs
پوست زخم
negress
زن سیاه پوست
scalable
پوست کندنی
scarf skin
پوست برونی
scscalable
پوست کندنی
shuck
پوست نخودوغیره
skin and bone
پوست واستخوان
skin effect
اثر پوست
skinner
پوست فروش
skiver
پوست تراش
slipe
پوست کندن از
taxidermist
پوست ارا
tegmentum
پوست طبیعی
thick skinned
پوست کلفت
thin skinned
پوست نازک
transcutaneal
عبورکننده از پوست
whitey
سفید پوست
ross
پوست کندن
ross
پوست درخت
onionskin
پوست پیاز
oxhide
پوست گاو
pachydermatous
ستبر پوست
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com