English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (4 milliseconds)
English Persian
escarpment پرتگاه یا شیب تندی که توسط عوامل طبیعی به وجود امده است
escarpments پرتگاه یا شیب تندی که توسط عوامل طبیعی به وجود امده است
Other Matches
microsoft word یک برنامه پردازش کلمه که توسط شرکت microsoft به وجود امده است مایکروسافت ورد
natural agents عوامل طبیعی
self buried مدفون شده در اثر عوامل طبیعی
physiocracy حکومت بخکم عوامل طبیعی عقیده باینکه زمین یگانه سرچشمه ثروت است
in nature همه جا دارای وجود خارجی یا طبیعی
standard خصوصیات خاص که به صورت طبیعی در سیستم کامپیوتری وجود دارد
standards خصوصیات خاص که به صورت طبیعی در سیستم کامپیوتری وجود دارد
outputs که نمیتواند با سرعت طبیعی پردازش کند به علت وجود رسانه جانبی کندتر
output که نمیتواند با سرعت طبیعی پردازش کند به علت وجود رسانه جانبی کندتر
federal privacy act قانون فدرال که از اشکار شدن پرونده پرسنلی افراد توسط عوامل دولتی یا طرفهای قرارداد ان جلوگیری میکند
united nations organization سازمان جهانی که در تاریخ 42 اکتبر5491 در واقع به عنوان نتیجه قهری جنگ وکنفرانسهای راجع به ان به وجود امده است و در حقیقت جانشین جامعه ملل میباشد
orthoferrite یک ماده که به صورت طبیعی وجود دارد و از نواحی متناوب مارپیچ با پلاریته مغناطیسی متضاد تشکیل یافته است
craggy پرتگاه مانند پرتگاه دار
cragged پرتگاه مانند پرتگاه دار
chemical survey بررسی منطقه از نظر شیمیایی تجسس از نظر وجود عوامل شیمیایی
MTA نرم افزاری که پیام پستی جدید را متوقتا ذخیره میکند و پس به مقصد صحیح می فرستد. در بیشتر برنامههای کاربردی پست الکترونیکی عوامل ارسال پیام مقصدی وجود دارند. هر یک برای یک نوع روش ارسال .
elasticity of factor substitution کشش جانشینی عوامل مقیاسی از درجه قابلیت جانشینی بین عوامل تولید در هر فرایند تولیدی
wagners law براساس این قانون که توسط اقتصاددان المانی بیان شده رابطه مستقیمی بین افزایش مخارج دولت و افزایش رشد وتوسعه اقتصادی وجود دارد
functional distribution of income توزیع درامد بر حسب کارکرد توزیع درامد بین عوامل تولیدبدون توجه به مالکیت عوامل تولید
external diseconomies عوامل زیان اور خارجی عوامل نامطلوب خارجی
natural rate hypothesis فرضیهای که بر اساس ان یک حداقل نرخ بیکاری وجود دارد که چنانچه میزان بیکاری از این حد کمتر شود در این صورت تورم با شتاب بیشتری افزایش می یابد . در این نرخ طبیعی بیکاری
monofilament الیاف تک رشته بلند [این نوع از لیف که دارای طول بسیار بلندی است بصورت طبیعی فقط در الیاف ابریشم وجود داشته ولی الیاف مصنوعی یا شیمیایی می توانند بصورت الیاف بلند یا کوتاه تهیه شوند.]
source مجموعه کدهای نوشته شده توسط برنامه نویس که مستقیماگ توسط کامپیوتر اجرا نمیشوند و باید به برنامه که هدف ترجمه شوند توسط کامپایلر یا منر
physiographic وابسته به اوضاع طبیعی یاجغرافیای طبیعی
naturalism فلسفه طبیعی مذهب طبیعی
v , series سری عوامل شیمیایی بی بو وبی رنگ عصبی سری عوامل شیمیایی عصبی
bluff پرتگاه
bluffed پرتگاه
head land پرتگاه
bluffing پرتگاه
To the brind of a precipice . تا لب پرتگاه
bluffs پرتگاه
krantz پرتگاه
an abrupt place پرتگاه
headland پرتگاه
headlands پرتگاه
downcome پرتگاه
scaur پرتگاه
cliffs پرتگاه
crags پرتگاه
crag پرتگاه
cliff پرتگاه
escarpment پرتگاه مصنوعی
precipices صخره پرتگاه
promontory پرتگاه برامدگی
promontories پرتگاه برامدگی
cliffy پرتگاه دار
chasm پرتگاه عظیم
lin ابشار پرتگاه
linn ابشار پرتگاه
escarpments پرتگاه مصنوعی
visual cliff پرتگاه دیداری
abrupt پرتگاه دار
chasms پرتگاه عظیم
precipice صخره پرتگاه
processor وارد کردن داده توسط اپراتور که توسط کامپیوتر اجرا میشود
feelings indigenous to man احساسات طبیعی انسان احساساتی که در انسان بومی یا طبیعی هستند
readable آنچه توسط کسی یا توسط یک وسیله الکترونیکی قابل خواندن و فهمیدن باشد
sacrp پرتگاه سرازیری تند
precipice پرتگاه سراشیبی تند
precipices پرتگاه سراشیبی تند
icebink پرتگاه یخ درسواحل دریا
digital read out نمایش داده ها توسط الات دقیق بصورت دیجیتالی و نه توسط حرکت عقربه روی صفحه مدرج
enclave economices اقتصادهائی که عمدتا درکشورهای در حال توسعه وجود دارد در این اقتصادهاتعداد کمی مناطق پیشرفته ازنظر اقتصادی وجود دارد وبقیه مناطق که وسیعترند ازرشد و پیشرفت بسیار کمی برخوردار میباشند
air turbine starter استارتری در موتورهای توربینی که توسط هوای فشرده توربین کوچکی را که توسط چرخدنده هایی باکمپرسور درگیراست میچرخاند
pull down menu فهرستی که میتواند توسط تیک کردن اشاره گر ماوس بر روی عنوان ان و یا توسط فشردن دکمه صفحه کلیدنمایش داده
gas plasma display صفحه نمایش سطح و سبک که از دو قطعه شیشهای پوشیده شده از هادی تشکیل شده است و توسط یک لایه توسط یک لایه نازک گاز نورانی جدا شده است که یک نقط ه صفحه توسط دو سیگنال الکتریکی انتخاب شده است
gas discharge display صفحه نمایش سطح و سبک که از دو قطعه شیشهای پوشیده شده از هادی تشکیل شده است و توسط یک لایه توسط یک لایه نازک گاز نورانی جدا شده است که یک نقط ه صفحه توسط دو سیگنال الکتریکی انتخاب شده است
environment متغیر تنظیم شده توسط سیستم یا کاربر در دستورات سیستم که توسط هر برنامهای قابل استفاده است
environments متغیر تنظیم شده توسط سیستم یا کاربر در دستورات سیستم که توسط هر برنامهای قابل استفاده است
menu برنامهای که دستورات آن از منو انتخاب می شوند توسط اپراتور و نه به صورت دستورات تایپی توسط کاربر
menus برنامهای که دستورات آن از منو انتخاب می شوند توسط اپراتور و نه به صورت دستورات تایپی توسط کاربر
effects عوامل
m factors عوامل ام
virtual که موجود نیست ولی توسط کامپیوتر شبیه سازی شده است و توسط کاربر به صورت مجازی قابل استفاده است
variable factors عوامل متغیر
institutional factors عوامل نهادی
motivational factors عوامل محرکه
demand factors عوامل تقاضا
elements of expense عوامل هزینهای
psychological factors عوامل روانی
growth factors عوامل رشد
constant factors عوامل ثابت
total factor productivity بازدهی کل عوامل
factor price قیمت عوامل
agents of production عوامل تولید
production factors عوامل تولید
adverse factors عوامل نامساعد
complementary factors عوامل مکمل
excusatory conditions عوامل رافعه
human factor عوامل انسانی
technical data عوامل فنی
factor productivity بازدهی عوامل
factor demand تقاضای عوامل
factor proportion نسبت عوامل
allocative factors عوامل تخصیصی
justificatory conditions عوامل موجهه
balancing factors عوامل جبرانی
aerodynamic factors عوامل ایرودینامیکی
factors of production عوامل تولید
mechanisms عوامل مکانیکی مکانیزم
ingredients داخل شونده عوامل
ingredient داخل شونده عوامل
mechanism عوامل مکانیکی مکانیزم
factor markets بازارهای عوامل تولید
additional production personnel عوامل دیگر تولد
factor earnings درامد عوامل تولید
factor analysis تجزیه و تحلیل عوامل
polygene عوامل توارثی غیرهمردیف
elements of expense عوامل تولید هزینه
factor productivity بهره دهی عوامل
factor mobility تحرک عوامل تولید
retarding factors عوامل کند کننده
fixed factor عوامل تولید ثابت
weathering اثر عوامل جوی
factor price distortions انحراف قیمت عوامل
market forces عوامل موثردر بازار
fixed factor عوامل ثابت تولید
factor cost line خط هزینه عوامل تولید
diseconomies عوامل زیان اور
o technique تحلیل عوامل زمانی
cryptovariable عوامل متغیر رمز
factor price equalization برابرسازی قیمت عوامل
aiming group عوامل مثلث گیری
human factors engineering مهندسی عوامل انسانی
mobility of factors of production تحرک عوامل تولید
inputs عوامل تولید منابع
competitive factors عوامل محرک رقابت
non specific factors of production عوامل غیر اختصاصی تولید
variable factors عوامل قابل تغییر تولید
aerometeorograph دستگاه نگارش عوامل هواسنجی
geopolitics مطالعه نفوذ عوامل فیزیکی
net factor income from abroad خالص درآمد عوامل از خارج
factor payments پرداختهای عوامل تولید مانند
self propulsion حرکت توسط نیروی خود پیشروی توسط نیروی خویش
fordone از پا در امده
gibbous بر امده
incoming امده
who came? که امده
ridgy بر امده
who came? کی امده
unpredictable factors عوامل غیر قابل پیش بینی
elasticity of factor substitution وقتی که قیمت نسبی عوامل تغییرمیکند .
input output table این جدول جریان عوامل تولید
neutral technology تکنولوژی بی طرف در رابطه با عوامل تولید
ceteris paribus ثابت بودن تمام عوامل دیگر
mechanical powers نیروها یا عوامل مکانیکی ماشینهای ساده
columnar transposition تغییر مکان دادن عوامل در ستون
map k ضریب تصحیح عوامل یاعناصر نقشهای
peregrin or rine از خارجه امده
overdue دیر امده
worker ازکار در امده
aggregate جمع امده
exserted پیش امده
new come تازه امده
getting بدست امده
underhung پیش امده
unbred بدببار امده
get بدست امده
exserted بیرون امده
gets بدست امده
left over زیاد امده
aggregates جمع امده
prognathic پیش امده
overshot پیش امده
impassionate به جنبش امده
jutting پیش امده
enthetic ازبیرون امده
jamb تیربیرون امده
jambs تیربیرون امده
worked up ازکار در امده
prognathous پیش امده
red hot تاب امده
protrudent جلو امده
protractive جلو امده
saleint بیرون امده
exopathic ازبیرون امده
saleintiant بیرون امده
leavened bread نان ور امده
in- :رسیده امده
red-hot تاب امده
in :رسیده امده
projective جلو امده
landed فرود امده
protrusive جلو امده
protrusile جلو امده
group dynamics مطالعه عوامل و نیروهای موثر در یک گروه بشری
shift forward انتقال به عوامل بعدی حرکت به سمت جلو
quickness تندی
quick temper تندی
kicks تندی
wildly به تندی
abruptly به تندی
velocities تندی
sour temper تندی
nippiness تندی
easiness [quickness] تندی
alacrity [speed] تندی
previousness تندی
rigors تندی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com