English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (33 milliseconds)
English Persian
billet پروانه ورقه رای را ثبت کردن اجازه نامه جا و خوراک صادرکردن
billeted پروانه ورقه رای را ثبت کردن اجازه نامه جا و خوراک صادرکردن
billeting پروانه ورقه رای را ثبت کردن اجازه نامه جا و خوراک صادرکردن
billets پروانه ورقه رای را ثبت کردن اجازه نامه جا و خوراک صادرکردن
Other Matches
clearance اجازه ترخیص اجازه نامه
lincense اجازه یا پروانه یا امتیاز دادن به
full power of attorney اجازه نامه
warrant of attorney اجازه نامه
billeting اجازه نامه
power of attorney اجازه نامه
billets اجازه نامه
power of authority اجازه نامه
letter of attorney اجازه نامه
license اجازه نامه
billet اجازه نامه
certificate of authority اجازه نامه
billeted اجازه نامه
licensing اجازه نامه
power of procuration اجازه نامه
chartered منشور اجازه نامه
indult اجازه نامه امتیاز
charters منشور اجازه نامه
chartering منشور اجازه نامه
exequatur اجازه نامه قونسول
charter منشور اجازه نامه
letter missive اجازه نامه ابلاغیه
letters of reprisal اجازه نامه انتقام
layers مطبق کردن ورقه ورقه
layer مطبق کردن ورقه ورقه
laminate ورقه ورقه ورقه ورقه کردن
sheets ورقه ورقه کردن ورقه
sheet ورقه ورقه کردن ورقه
foliate ورقه شده ورقه ورقه شدن
spall ورقه ورقه کردن
pourparler جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
pourparley جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
policy بیمه نامه ورقه بیمه
policies بیمه نامه ورقه بیمه
marmolite یک جور سنگ سماق ورقه ورقه که رنگ ان کمی سبزاست
flakiness خاصیت چیزی که ورقه ورقه است
gastronome EPICURE) خوراک شناس خوش خوراک
butterfly saddle rug قالیچه نقش پروانه ای [این نوع از قالیچه زین اسبی بیشتر در شمال هند و تبت رواج داشته و حالت ذوزنقه ای آن شبیه پروانه می باشد]
issue صادرکردن
issued صادرکردن
issues صادرکردن
habeas corpus صادرکردن
circularize بخشنامه صادرکردن
interlaminate ورقه ورقه بین هم گذاردن
to shell off ورقه ورقه شدن ورامدن
flaky ورقه ورقه ورقه شونده
letter of marque پروانه دستگیر کردن کشتی بازرگانی دشمن و غارت کردن اتباع ایشان
licence پروانه دادن مرخص کردن
licences پروانه دادن مرخص کردن
licensing پروانه دادن مرخص کردن
license پروانه دادن مرخص کردن
licenses پروانه دادن مرخص کردن
lincense or cence مجاز کردن پروانه دادن
sheet ورقه کردن
sheets ورقه کردن
charter پروانه دادن امتیازنامه صادر کردن
chartered پروانه دادن امتیازنامه صادر کردن
chartering پروانه دادن امتیازنامه صادر کردن
charters پروانه دادن امتیازنامه صادر کردن
pitch into به خوراک حمله کردن
to serve a legal p on any one ورقه قانونی بکسی ابلاغ کردن
cleavages ورقه ورقه شدگی
cleavage ورقه ورقه شدگی
exfoliaion ورقه ورقه شدن
sheet متورق ورقه ورقه
lamination ورقه ورقه شدن
laminate ورقه ورقه شدن
exfoliate ورقه ورقه شدن
sheets متورق ورقه ورقه
delaminate ورقه ورقه شدن
refect با مشروب یا خوراک تجدید قوا کردن
post script مطلبی که در هنگام تهیه نامه فراموش شده و بعدا درذیل نامه ذکر میگردد
letter of intent تمایل نامه نامه علاقه مندی به انجام معامله
cryptoparts بخشهای یک نامه رمز قسمتهای رمزی نامه
copper foil ورقه بسیار نازک مسی ورقه مسی زرورق مسی
warrant اجازه کتبی حکم قانونی تعهد کردن ضمانت کردن کسی
warranted اجازه کتبی حکم قانونی تعهد کردن ضمانت کردن کسی
warrants اجازه کتبی حکم قانونی تعهد کردن ضمانت کردن کسی
warranting اجازه کتبی حکم قانونی تعهد کردن ضمانت کردن کسی
flattest برنامه پایگاه داده که به دادههای رابط های اجازه نمیدهند. و فقط اجازه ذخیره داده در یک فایل میدهد
flat برنامه پایگاه داده که به دادههای رابط های اجازه نمیدهند. و فقط اجازه ذخیره داده در یک فایل میدهد
libelled هجو نامه یا توهین نامه افترا
libels هجو نامه یا توهین نامه افترا
libel هجو نامه یا توهین نامه افترا
libeling هجو نامه یا توهین نامه افترا
libelling هجو نامه یا توهین نامه افترا
libeled هجو نامه یا توهین نامه افترا
the food was smoked خوراک بوی دود میداد خوراک بوی دود گرفته بود
perforations خط سوراخهای کوچک در یک ورقه کاغذ یا کاغذهای پیاپی برای کمک به پاره کردن آنها
leave اجازه مرخصی رها کردن ترک کردن
leaving اجازه مرخصی رها کردن ترک کردن
to pray permission در خواست اجازه کردن
to obtain permission تحصیل اجازه کردن
emulation رفتار یک چاپگر یا کامپیوتر که دقیقاگ مشابه دیگری باشد و به برنامههای مشابه اجازه اجرا و به دادههای مشابه اجازه پردازش می دهند
take on <idiom> استخدام کردن،اجازه دادن
affidavits شهادت نامه قسم نامه
certificates رضایت نامه شهادت نامه
certificate رضایت نامه شهادت نامه
written agreement موافقت نامه پیمان نامه
credential گواهی نامه اعتبار نامه
torsionmeter وسیله اندازه گیری دور پروانه ناو وسیله اندازه گیری نیروی چرخش پروانه ناو
lincense or cence مرخص کردن اجازه استفاده از چیزی
to empower somebody to participate به کسی اجازه شرکت کردن دادن
to reject [refuse] an application درخواست نامه ای را رد کردن
guarantee ضمانت نامه تضمین کردن
devise تعبیه کردن وصیت نامه
devising تعبیه کردن وصیت نامه
get a fix on something <idiom> نامه الکترونی دریافت کردن
devises تعبیه کردن وصیت نامه
guaranteed ضمانت نامه تضمین کردن
guarantees ضمانت نامه تضمین کردن
devised تعبیه کردن وصیت نامه
prior admission اجازه پرواز قبلی هوایی اجازه عبور قبلی
to sight-read something از روی ورقه [نت موسیقی] آلت موسیقی بازی کردن
pirate بدون اجازه ناشر یا صاحب حق طبع چاپ کردن
pirates بدون اجازه ناشر یا صاحب حق طبع چاپ کردن
pirated بدون اجازه ناشر یا صاحب حق طبع چاپ کردن
pirating بدون اجازه ناشر یا صاحب حق طبع چاپ کردن
to a. letter روی نامه عنوان نوشتن نامه نوشتن کاغذی رابعنوان
underwrite policy بیمه نامه را فهر نویسی کردن
subsequent filing [application, documents] ادا کردن پس از ارائه درخواست نامه
to file a petition بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
type front نوعی روش تایپ کردن نامه ها
to give notice to quit [one's residence] لغو کردن اجاره نامه [و ترک ساختمان]
to withdraw an application صرف نظر کردن از تقاضای درخواست نامه ای
to file an application to somebody از کسی بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
graceful degradation اجازه دادن به بخشهایی از سیستم برای کار کردن پس از خرابی یک بخش
CD E فرصتی که اجازه ضبط و پاک کردن داده را از دیسک فشرده میدهد
cleavable قابل شکافته شدن قابل ورقه ورقه شدن
testacy دارای وصیت نامه بودن نگارش وصیت نامه
restricts محدود کردن چیزی . اجازه ادان به اشخاص مشخص برای دستیابی به داده
restricting محدود کردن چیزی . اجازه ادان به اشخاص مشخص برای دستیابی به داده
restrict محدود کردن چیزی . اجازه ادان به اشخاص مشخص برای دستیابی به داده
PID متصل یاد شده به سیستم برای مشخص کردن یا تامین اجازه به کاربران
licenses اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
authorization to copy اجازه ناشر نرم افزار به کاربر برای کپی کردن از برنامه در تعدادی معین
licence اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
licences اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
processor کامپیوتر کوچک برای کار کردن با لغات , تولید متن , گزارش , نامه و...
passed پروانه
butterfly پروانه
purple emperor پروانه
moth پروانه
propeller پروانه
butterflies پروانه
indult پروانه
micro پروانه
passes پروانه
micros پروانه
pass پروانه
moths پروانه
licence پروانه
fan پروانه
fans پروانه
fanning پروانه
fanned پروانه
licenses پروانه
licensing پروانه
licences پروانه
license پروانه
licensure پروانه
transit bill پروانه عبور
papered جواز پروانه
paper جواز پروانه
licence پروانه جواز
licensable پروانه دار
hawk moth پروانه بید
papering جواز پروانه
f.for practising medicine پروانه پزشکی
papilionidae تبره پروانه
licensor پروانه دهنده
placard پروانه رسمی
licences پروانه جواز
breaststroke شنای پروانه
butterfly knot گره پروانه
impeller پروانه موتور
licensing پروانه جواز
licenser پروانه دهنده
papers جواز پروانه
ship propeller پروانه کشتی
papilionaceous پروانه وار
licencee دارنده پروانه
screwpropeller پروانه کشتی
fanned پروانه اتومبیل
fanning پروانه اتومبیل
fans پروانه اتومبیل
licence fee مخارج پروانه
propeller پروانه ناو
propeller پروانه کشتی
fan blade تیغه پروانه
butterfly plan طرح پروانه ای
placards پروانه رسمی
licensee دارنده پروانه
propeller blade تیغه پروانه
propeller fan پروانه گردان
licensee پروانه دار
fan پروانه اتومبیل
export licence پروانه صدور
licence number شماره پروانه
radiator fan پروانه رادیاتور
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com