English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
direct file پرونده مستقیم
Other Matches
father file پرونده بنیادی پرونده اصلی
dasd Device Storage DirectAccess اسباب حافظه بادستیابی مستقیم دستگاه انباره دستیابی مستقیم
direct admission مراجعه مستقیم به بهداری پذیرش یامراجعه مستقیم بیماران
basic روش به هنگام سازی و بازیابی مستقیم بلاک داده مشخص که در یک وسیله با دستیالی مستقیم ذخیره شده است
basics روش به هنگام سازی و بازیابی مستقیم بلاک داده مشخص که در یک وسیله با دستیالی مستقیم ذخیره شده است
direct exchange تعویض مستقیم مبادله مستقیم قطعات
directs مستقیم یا بدون پردازش یا حرکت مستقیم
direct مستقیم یا بدون پردازش یا حرکت مستقیم
directed مستقیم یا بدون پردازش یا حرکت مستقیم
cost fraction نتیجه مستقیم هزینههای مستقیم تولید یا خدمت به تعداد واحدهای تولید شده یاکمیت خدمات
direct command فرماندهی مستقیم فرماندهی بلاواسطه تیراندازی به روش فرمان مستقیم
direct fire sights زاویه یا بهای تیر مستقیم دوربینهای تیر مستقیم
elicitation کسب اطلاعات غیر مستقیم بازجویی غیر مستقیم
direct dyes رنگینه های مستقیم [که بدون نیاز به دندانه بصورت مستقیم با آب و الیاف پنبه، ابریشم و پشم ترکیب داده شده و رنگ های روشن و براقی را بوجود می آورد ولی در عین حال در برابر شستشو، پایداری خوبی ندارد.]
direct access storage device اسباب حافظه با دستیابی مستقیم دستگاه با ذخیره دستیابی تصادفی دستگاه انباره دستیابی مستقیم
dossier پرونده
record پرونده
filed پرونده
file پرونده
dossiers پرونده
records پرونده ها
file management مدیریت پرونده
file management مدیریت پرونده ها
file maintenance نگاهداشت پرونده ها
file length درازای پرونده
filer پرونده دار
fill gap شکاف پرونده
file label برچسب پرونده
file index فهرست پرونده
file mark نشان پرونده
file name نام پرونده
file processing پرونده پردازی
file organization سازمان پرونده
file number شماره پرونده
file structure ساخت پرونده
file system سیستم پرونده ها
file compatibility همسازی پرونده ها
file protection حفافت پرونده
file identification هویت پرونده
file handling پرونده گردانی
active file پرونده فعال
detail file پرونده جزئیات
dead file پرونده راکد
data file پرونده داده ها
clinical record پرونده بیمارستانی
frame-up پرونده سازی
clinical record پرونده بالینی
card file پرونده کارتی
backup file پرونده پشتیبان
disk file پرونده گردهای
file gap شکاف پرونده
fiel conversion تبدیل پرونده
event file پرونده رویدادها
clinical record پرونده بهداشتی
end of file indicator انتهانمای پرونده
end of file انتهای پرونده
frame-ups پرونده سازی
document file پرونده اسناد
amendment file پرونده ترمیمی
policy book پرونده خط مشیها
qualification record پرونده خدمتی
random file پرونده تصادفی
tape file پرونده نواری
s.c همان پرونده
binder کلاسور پرونده
suspense file پرونده معلق
sequential file پرونده ترتیبی
file پرونده ستون
static file پرونده ایستا
system catalog پرونده شاخص
filed پرونده ستون
sysctlg پرونده شاخص
suspense file پرونده بلاتکلیف
string file پرونده رشتهای
tag file پرونده برچسب
problem file پرونده مسئلهای
binders پوشه پرونده
logical file پرونده منطقی
master file شاه پرونده
volatile file پرونده فرار
binders کلاسور پرونده
binder پوشه پرونده
target dossiers پرونده هدفها
test file پرونده ازماینده
threaded file پرونده نخی
transaction file پرونده تراکنش
documents پرونده ها [اسناد] [اوراق]
file layout طرح بندی پرونده
automated intelligence file پرونده اطلاعاتی کامپیوتری
end of file mark نشان انتهای پرونده
labeled file پرونده برچسب دار
multireel file پرونده چند حلقهای
file protect ring حلقه حفافت پرونده
evocations احالهء پرونده یادگار
pay records پرونده لیست حقوق
policy file پرونده خط مشیها و دستورات
qualification record پرونده مهارت فنی
evocation احالهء پرونده یادگار
document file پرونده اسناد یکان
engineering documents پرونده های فناوری
file purging پاک سازی پرونده
file activity ratio نسبت فعالیت پرونده
chained file پرونده یا فایل زنجیر شده
medical records پرونده پزشکی مدارک بهداشتی
file structure ساخت پرونده ساختمان فایل
due in suspense file پرونده درخواستهای منتظردریافت معلق
partitioned file پرونده جزء بندی شده
file maintenaee اصلاح و نگهداری پرونده پشتیبانی فایل
to revisit a criminal case [judicial proceedings] یک پرونده جنایی [رسیدگی قضائی] را بازدید کردن
court of record دادگاهی که پرونده و سوابق دعاوی مطروحه را حفظ میکند
certiorari حکم فرستادن پرونده که ازمحکمه بالاتربمحکمه پایین ترابلاغ میشود
target dossiers پرونده اطلاعات جمع اوری شده درمورد هدفهای منطقه
multivolume file نوارمغناطیسی یا فلاپی دیسک جهت نگهداری ان میباشد پرونده چند حجمی
federal privacy act قانون فدرال که از اشکار شدن پرونده پرسنلی افراد توسط عوامل دولتی یا طرفهای قرارداد ان جلوگیری میکند
Startup folder پرونده خاص در دیسک سخت که حاوی برنامه هایی است که خودکار اجرا می شوند وقتی که کار ویندوز را آغاز میکند
straight line مستقیم
first-hand مستقیم
firsthand مستقیم
leveled مستقیم
beeline خط مستقیم
attributive مستقیم
levels مستقیم
levelled مستقیم
straight line خط مستقیم
unintermediate <adj.> مستقیم
bee line خط مستقیم
upstanding مستقیم
straightish مستقیم
straight line code کد خط مستقیم
straight line code کد مستقیم
level مستقیم
directed مستقیم
direct <adj.> مستقیم
straight مستقیم
straighter مستقیم
straightest مستقیم
righting مستقیم
right مستقیم
righted مستقیم
on line مستقیم
directs مستقیم
master data file پرونده مشخصات اصلی امادنظامی پروند خصوصیات اصلی اماد
to wipe the slate clean <idiom> شروع تازه ای کردن [تخلفات قبلی را کاملا از پرونده پاک کردن] [اصطلاح]
rectiliner مستقیم الخط
direct damage ضرر مستقیم
direct fire اتش مستقیم
direct fire تیر مستقیم
close supervision نظارت مستقیم
intuition درک مستقیم
straightest قسمت مستقیم
d.c جریان مستقیم
d.c. جریان مستقیم
forward voltage ولتاژ مستقیم
forward resistance مقاومت مستقیم
direct labour دستمزد مستقیم
intuitions درک مستقیم
direct tax مالیات مستقیم
direct taxation مالیات مستقیم
backstair غیر مستقیم
random access دستیابی مستقیم
proximate cause علت مستقیم
proximate بیفاصله مستقیم
positive relation رابطه مستقیم
direct object مفعول مستقیم
direct pressure فشار مستقیم
direct selling فروش مستقیم
direct dye رنگینه مستقیم
direct file فایل مستقیم
line storm طوفان مستقیم
direct coupling جفتگری مستقیم
direct cost هزینه مستقیم
direct hit اصابت مستقیم
direct processing پردازش مستقیم
direct reading قرائت مستقیم
direct relationship ارتباط مستقیم
direct relationship وابستگی مستقیم
direct access دسترسی مستقیم
direct selection انتخاب مستقیم
direct aggression پرخاشگری مستقیم
direct support کمک مستقیم
straight قسمت مستقیم
direct address نشانی مستقیم
direct address آدرس مستقیم
direct process فرایند مستقیم
direct coupling کوپلینگ مستقیم
direct hits اصابت مستقیم
direct access دستیابی مستقیم
direct conversion تبدیل مستقیم
direct control کنترل مستقیم
straighter قسمت مستقیم
direct observation دیدبانی مستقیم
rectilinear مستقیم الخط
direct outlet ابگیر مستقیم
direct lighting روشنایی مستقیم
spur offtake ابگیر مستقیم
direct load بارگذاری مستقیم
direct material مواد مستقیم
direct support پشتیبانی مستقیم
as the crow files بخط مستقیم
highroad صراط مستقیم
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com