English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 212 (11 milliseconds)
English Persian
newsboy پسر روزنامه فروش
Search result with all words
newsman روزنامه فروش
newsmen روزنامه فروش
news stand جایگاه فروش روزنامه
news-stand جایگاه فروش روزنامه
news-stands جایگاه فروش روزنامه
news agent روزنامه فروش
news vendor روزنامه فروش
sales d. دفتر فروش روزنامه
paper boy روزنامه فروش
paper boys روزنامه فروش
newspaperman روزنامه فروش
Other Matches
staffers مخبر روزنامه سردبیر روزنامه
staffer مخبر روزنامه سردبیر روزنامه
woollen draper پشمینه فروش ماهوت فروش شال فروش
on licence پروانه فروش ابجو یا نوشابههای دیگر که در همان جایگاه فروش گسازده شود
pearlies جامه میوه فروش یا سبزی فروش دوره گرد که دکمههای مروارید دارد
wine seller میفروش باده فروش شراب فروش خمار
sale maximization به حداکثر رسانیدن فروش ماکزیمم فروش
hard sell سخت کوشی در فروش فروش مجدانه
sales force نیروی فروش کارکنان قسمت فروش
optional claiming race مسابقهای که صاحب اسب ازادی در فروش یا خودداری از فروش اسب دارد
foreign military sales فروش نظامی خارجی فروش مواد و تجهیزات فروش مواد و تجهیزات نظامی به خارجیان
furriers خز فروش پوست فروش
furrier خز فروش پوست فروش
sales promotion افزایش فروش از راه تبلیغات افزایش فروش
papered روزنامه
journals روزنامه
journal روزنامه
papering روزنامه
the daily paper روزنامه
newspaper روزنامه
paper روزنامه
newspapers روزنامه
papers روزنامه
journals دفتر روزنامه
book of account دفتر روزنامه
column ستون روزنامه
columns ستون روزنامه
dailies روزنامه یومیه
gazetteer روزنامه نویس
daily روزنامه یومیه
daybook دفتر روزنامه
journal دفتر روزنامه
day book دفتر روزنامه
newspaper columns ستونهای روزنامه
newsstand روزنامه فروشی
official gazette روزنامه رسمی
official jurnal روزنامه رسمی
paper boys روزنامه رسان
daily news paper روزنامه یومیه
journalism روزنامه نگاری
editor سردبیر روزنامه
sportswriter خبرنگارورزشی روزنامه
publicist روزنامه نگار
publicists روزنامه نگار
newsprint طبع روزنامه
local paper روزنامه محلی
newspaperman روزنامه نگار
logbook روزنامه دریاپیمایی
newspapermen روزنامه نگار
journalist روزنامه نگار
journalists روزنامه نگار
paper boy روزنامه رسان
cutting برش روزنامه
newspaperman صاحب وگرداننده روزنامه
commonly read paper روزنامه کثیر الانتشار
newspapers روزنامه نگاری کردن
journal دفتر روزنامه یکان
newspaper روزنامه نگاری کردن
journals دفتر روزنامه یکان
newsprint ماشین چاپ روزنامه
newspapermen صاحب وگرداننده روزنامه
journalistic وابسته به روزنامه و روزنامهنگاری
headliner نویسنده سرمقاله روزنامه
a newspaper's political affiliation وابستگی سیاسی روزنامه ها
editoress مدیره روزنامه یامجله
newsstand دکه روزنامه فروشی
news room اطاق روزنامه خوانی
trade journal روزنامه یا مجله بازرگانی
intelligence journal دفتر روزنامه اطلاعات
gazette مجله رسمی روزنامه
head line عنوان سرصفحه روزنامه
purchase journal دفتر روزنامه خرید
unit journal دفتر روزنامه یکان
name plates نام و آرم روزنامه
semi monthly روزنامه یامجله دوهفتگی
newsstand دکه یا کیوسک روزنامه فروشی
he writes for the papers برای روزنامه هامقاله مینویسد
back issue نسخه قدیمی مجله یا روزنامه
back copy نسخه قدیمی مجله یا روزنامه
feuilleton پاورقی قسمت پایین روزنامه
editorial board هئیت مدیره یا کارکنان روزنامه
tabloids روزنامه نیم قطع و مصور
tabloid روزنامه نیم قطع و مصور
city article گزارش مختصرمالی یاتجاری در روزنامه
offprint مقاله نقل شده از روزنامه یامجله
oligopoly انحصار چند جانبه فروش انحصار چند قطبی فروش
an open letter نامهای که بوسیله روزنامه به کسی عنوان شود
there is a rush for the papers مردم را برای خرید روزنامه هجوم میکنند
balaam موادکوتاه برای پرکردن جاهای خالی در روزنامه
shirt-tails اطلاعاتی که در آخر مقالهی روزنامه افزوده میشو
press campaingn or stunt مبارزه سیاسی بوسیله مقاله نویسی در روزنامه ها
tear sheet قطعه یا مقاله پاره شده ازمجله یا روزنامه
scraps عکس یا قسمتی از کتاب یا روزنامه که بریده شده
scrapping عکس یا قسمتی از کتاب یا روزنامه که بریده شده
scrapped عکس یا قسمتی از کتاب یا روزنامه که بریده شده
scrap عکس یا قسمتی از کتاب یا روزنامه که بریده شده
shirt-tail اطلاعاتی که در آخر مقالهی روزنامه افزوده میشو
vendible قابل فروش جنس قابل فروش
vendable قابل فروش جنس قابل فروش
personals بندهایی از روزنامه که درباره اشخاص خصوصی نوشته میشود
paragraphist کسیکه مطلب کوتاه برای روزنامه تهیه میکند
feuilleton کتاب یامقالهای که بصورت پاورقی در روزنامه چاپ شود
itemizer کسیکه مقالات کوچک برای روزنامه تهیه میکند
advertorial تبلیغ در مجله یا روزنامه که به شکل مقاله معمولی به نظر می رسد
papered ماده باریک برای ساخت کتاب یا روزنامه یا صفحات کاغذ کار روزمره
papers ماده باریک برای ساخت کتاب یا روزنامه یا صفحات کاغذ کار روزمره
papering ماده باریک برای ساخت کتاب یا روزنامه یا صفحات کاغذ کار روزمره
paper ماده باریک برای ساخت کتاب یا روزنامه یا صفحات کاغذ کار روزمره
penny a liner کسیکه مقالات ارزان برای روزنامه می فرستد و ازروی سطر شماری پول می گیرد
agony aunt شخصیکهدر ستونیاز روزنامه مطلبمینویسد کهدر آن پاسخ مشکلات و نامههای خوانندگان طرح میشود
screamer اگهی درشت وجالب توجه در روزنامه مطالب جالب توجه
iceman یخ فروش
offtake فروش
vendition فروش
sell فروش
sells فروش
retailer تک فروش
taverner می فروش
selling فروش
marketing فروش
turnover کل فروش
sale فروش
sales فروش
turnover فروش
personal column ستون فردی ستون خصوصی در روزنامه
marketing بازاریابی و فروش
linen draper کتان فروش
outlets محل فروش
killcalf گوشت فروش
herborist گیاه فروش
hosier جوراب فروش
hucksterer خرده فروش
sale بازار فروش
iron monger اهن فروش
jeweler گوهر فروش
herbist گیاه فروش
outlets بازار فروش
lumberer تیر فروش
milk man شیر فروش
businesses خرید یا فروش
salespersons متصدی فروش
money off offer فروش با تخفیف
business خرید یا فروش
proceeds حاصل فروش
dealers دست فروش
dealer دست فروش
salesperson متصدی فروش
merchantable قابل فروش
lumberer الوار فروش
lumberman تیر فروش
lumberman الوار فروش
outlet محل فروش
outlet بازار فروش
mass market product محصول پر فروش
mealman ارد فروش
mealmen ارد فروش
meatman گوشت فروش
mercer پارچه فروش
jewellers جواهر فروش
jeweller جواهر فروش
jewelers جواهر فروش
grocers خواربار فروش
grocer خواربار فروش
euphuist فصاحت فروش
excise taxes مالیات بر فروش
fellmonger پوست فروش
fellmonger پوستین فروش
duffre دست فروش
drysalter کالباس فروش
marketable قابل فروش
dead market بازار کم فروش
charwomen زغال فروش
charwoman زغال فروش
deed of sale سند فروش
direct selling فروش مستقیم
milkmen شیر فروش
drover گله فروش
milkman شیر فروش
whippersnappers خود فروش
whippersnapper خود فروش
drapers پارچه فروش
forward sales پیش فروش
dairymen لبنیات فروش
fruiterer میوه فروش
dairymen شیر فروش
dairyman لبنیات فروش
dairyman شیر فروش
haught جاه فروش
forward sales فروش سلف
pedlar دست فروش
draper ماهوت فروش
fish fag زن ماهی فروش
flesher گوشت فروش
fleshmonger گوشت فروش
forced sale فروش قانونی
forced sale فروش اجباری
draper پارچه فروش
pedlars دست فروش
forward sale پیش فروش
sale قابل فروش
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com