Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (9 milliseconds)
English
Persian
border
پشته خاکی
bordered
پشته خاکی
bordering
پشته خاکی
Other Matches
tractor group
گروه ناوچههای اب خاکی مخصوص پیاده کردن نفرات و خودروهای شنی دار اب خاکی
antiamphibious minefield
میدان مین ضد اب خاکی یا ضدعملیات اب خاکی دشمن
assault craft
ناوچههای هجومی اب خاکی قایق نفربرهجومی اب خاکی
pops
برداشتن یک عنوان از بالای یک پشته کشیدن یا بازیابی داده از بالای پشته یک برنامه
pop
برداشتن یک عنوان از بالای یک پشته کشیدن یا بازیابی داده از بالای پشته یک برنامه
popped
برداشتن یک عنوان از بالای یک پشته کشیدن یا بازیابی داده از بالای پشته یک برنامه
naval landing party
تیم اب خاکی نیروی دریایی تیم اماده کردن ساحل برای عملیات اب خاکی
amphibious task group
گروه ماموریت اب خاکی گروه رزمی موقت اب خاکی
border
پشته
hillock
پشته
dykes
پشته
dyke
پشته
dikes
پشته
embankment
پشته
esker
پشته
heap
پشته
hills
پشته
stacker
پشته کن
knap
پشته
push down stack
پشته
mound
پشته
mounds
پشته
hurst
پشته
hummock
پشته
hillman
پشته
hillocks
پشته
hill
پشته
monticule
پشته
embankments
پشته
ricks
پشته
bordering
پشته
heaps
پشته
stacked
پشته
stack
پشته
ricking
پشته
bordered
پشته
ricked
پشته
heaping
پشته
butt
پشته
stacks
پشته
butted
پشته
butts
پشته
rick
پشته
sill
پشته زیردریایی
sills
پشته زیردریایی
hummocky
پشته دار
ridge
خاک پشته
downstream fill
پشته پایاب
cusp
پشته شنی
card stacker
کارت پشته کن
stacking
پشته سازی
banquette
جوی پشته
application heap
پشته کاربردی
downstream shell
پشته پایاب
ridges
خاک پشته
hay cock
پشته علف
stack indicator
پشته نما
stack pointer
اشاره گر پشته
mamelon
پشته گرد
stacked job processing
پردازش پشته یی
stacks
پشته کردن
stacker
پشته ساز
stacked
پشته کردن
tandem system
سیستم دو پشته
stack
پشته کردن
the ridge of a mountain
پشته کوه
agger
پشته ی دفاعی
barrow
پشته خاک
bed
بستر پشته
beds
بستر پشته
barrow
پشته توده
program stack
پشته برنامه
earthwork
پشته خاک
potential hill
پشته پتانسیل
sand bank
ریگ پشته
sand hill
ریگ پشته
potential barrier
پشته پتانسیل
barrows
پشته توده
stack indicator
نماینده پشته
snow covers
برف پشته
stack register
ثبات پشته
nests
پشته سخت افزار
pull
بازیابی داده از پشته
pulls
بازیابی داده از پشته
stack
انباشتن پشته کردن
ridged
دارای خر پشته مرزدار
nest
پشته سخت افزار
toft
پشته تپه کوچک
kopje
پشته تپه کوچک
bankside
پشته یا کناره رود
stacked
انباشتن پشته کردن
contact potential barrier
پشته پتانسیل مجاورتی
stacks
انباشتن پشته کردن
pop instruction
دستورالعمل بازیابی از پشته
sliping terrace
جوی پشته شیب دار
scarcement
پشته یا تل عقب تپه یااستحکامات
tumulus
پشته خاک روی قبر
razor edge
پشته کوه که تیز باشد
ridges
پشته تپههای دامنه کوه
stacks
آدرس ابتدا پایانه پشته
ridge
پشته تپههای دامنه کوه
stacked
آدرس ابتدا پایانه پشته
putting
قرار دادن داده در پشته
puts
قرار دادن داده در پشته
stack
آدرس ابتدا پایانه پشته
put
قرار دادن داده در پشته
saddleback
قسمتی از پشته کوه که مانندزین گاواست
earthy
خاکی
earth dam
سد خاکی
dust colour
خاکی
embankment
سد خاکی
terrestrial
خاکی
tellurian
خاکی
wood louse
خر خاکی
terrene
خاکی
embankments
سد خاکی
earth-bound
خاکی
earth fill dam
سد خاکی
amphibious
اب خاکی
earthly
خاکی
mundane
خاکی
earthen
خاکی
worldly
خاکی
earthborn
خاکی
edaphic
خاکی
embankment dam
سد خاکی
amphibious pack
تک اب خاکی
enmesh
مثل توروپارچه پشته بندی سوراخ دارکردن
popped
خواندن و یا حفظ کردن آخرین داده از پشته
top
جدیدترین داده فایل که به پشته افزوده میشود
pop
خواندن و یا حفظ کردن آخرین داده از پشته
pops
خواندن و یا حفظ کردن آخرین داده از پشته
tenon saw
اره دستی با تیغه پهن و پشته باریک
vallation
دیوار خاکی
dun
سمند خاکی
amphibious operation
عملیات اب خاکی
landing forces
قوای اب خاکی
zoned earth dam
سد خاکی ناهمگن
homogeneous earth dam
سد خاکی همگن
khaki
خاکی رنگ
terrestrial
زمین خاکی
earthiness
طبیعت خاکی
earth work
عملیات خاکی
earth work
کارهای خاکی
earth road
راه خاکی
earth dam
بند خاکی
warping tug
یدک کش اب خاکی
earth born
خاکی فانی
earethliness
خاکی بودن
embankments
دیوار خاکی
earthiness
خاکی بودن
geophyte
گیاه خاکی
fuse plug
سرریز خاکی
earthworks
عملیات خاکی
vault formed in the earth
طاق خاکی
embankment
دیوار خاکی
amphibian
وسیله اب و خاکی
soils
خاکی کردن
soiling
خاکی کردن
soil
خاکی کردن
ground ivy
پاپیتال خاکی
alkaline earth
قلیایی خاکی
pulverulence
حالت خاکی
adaphic organism
زیستمند خاکی
dew worm
کرم خاکی
amphibious
خاکی و ابی
earthwork
ختل خاکی
rain worm
کرم خاکی
semiterrestrial
نیمه خاکی
earthworm
کرم خاکی
earthworms
کرم خاکی
amphibian
ابی خاکی
amphibian
هواپیمای اب و خاکی
amphibious force
نیروی اب خاکی
amphibious lift
ترابری اب و خاکی
mold etc
خاکی کردن
dust color
رنگ خاکی
landing party
گروه اب خاکی
staging
تمرین اب خاکی
angleworm
کرم خاکی
amphibious vehicle
خودروی اب خاکی
amphibious transport ship
ترابر اب خاکی
lobworm
کرم خاکی
terricolous
خاکزی خاکی
amphibious pack
بارهای اب خاکی
milliped
جنس خر خاکی
amphibious reconnaissance
شناسایی اب خاکی
milleped
جنس خر خاکی
amphibious tank
تانک اب خاکی
vales
زمین جهان خاکی
landing ship dock
اسکله فرود اب خاکی
joint amphibious operations
عملیات مشترک اب خاکی
man of mould
انسان خاکی یا فانی
vale
زمین جهان خاکی
landing threshold
استانه فرود اب خاکی
establishing authority
فرماندهی نیروهای اب خاکی
boat team
تیم قایق اب خاکی
navvies
کارگر کارهای خاکی
navvy
کارگر کارهای خاکی
amphibious transport dock
ناومخصوص ترابری اب خاکی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com