English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (7 milliseconds)
English Persian
combat airlift support پشتیبانی رزمی حمل و نقل هوایی پشتیبانی رزمی ترابری هوایی
Other Matches
field services قسمتهای پشتیبانی رزمی یکانهای رزمی
steered در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
steer در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
steers در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
combat support پشتیبانی رزمی
tactical support پشتیبانی رزمی
airlift service سرویس حمل و نقل هوایی خدمات ترابری هوایی قسمت ترابری هوایی
combat support arms یکان پشتیبانی رزمی
combat support arms رسته پشتیبانی رزمی
combat support troops یکانهای پشتیبانی رزمی
combat support troops عدههای پشتیبانی رزمی
combat service support پشتیبانی خدمات رزمی
field service پشتیبانی سرویس رزمی
air distant support پشتیبانی هوایی دور پشتیبانی هوایی از راه دور
call mission درخواست پشتیبانی فوری هوایی ماموریت هوایی طبق درخواست
combat air patrol هواپیمای گشتی رزمی گشتی رزمی هوایی
air support پشتیبانی هوایی
deep air support پشتیبانی هوایی دور
aerial fire support پشتیبانی اتش هوایی
close air support پشتیبانی هوایی نزدیک
night cap گشتی رزمی هوایی شبانه
mission call درخواست پشتیبانی هوایی کردن
direct air support center مرکز پشتیبانی مستقیم هوایی
locap گشتی رزمی هوایی مخصوص ارتفاع پست
zipper گشتی رزمی هوایی 42 ساعته در منطقه هدف
zippers گشتی رزمی هوایی 42 ساعته در منطقه هدف
break off فرمان قطع تک در عملیات پشتیبانی نزدیک هوایی
target cap گشتی هوایی رزمی مخصوص تجسس منطقه هدف
combat cargo officer افسر مسئول ترابری رزمی افسر مسئول بارگیری کالاهای رزمی
service test ازمایش از وضعیت تجهیزات و وسایل پشتیبانی ازمایش امادگی رزمی وسایل
airlift capacity مقدورات ترابری هوایی مقدورات حمل و نقل هوایی
duty with troops در یکان رزمی خدمت کردن شغل رزمی گرفتن
combat team گروهان مرکب رزمی گروه رزمی پیاده
combat developer وسیله اموزش دهنده رزمی مربی رزمی
airlift command فرماندهی ترابری هوایی قسمت حمل و نقل هوایی فرماندهی حمل و نقل هوایی
support command فرمانده پشتیبانی یکان مسئول پشتیبانی
airlift control element عنصر کنترل ترابری هوایی عنصر کنترل حمل و نقل هوایی
airlifts ترابری هوایی
airlifted ترابری هوایی
airlift ترابری هوایی
airlifting ترابری هوایی
combat orders دستورات رزمی دستورالعملهای رزمی
combatcommand فرماندهی رزمی قرارگاه رزمی
combat power نیروی رزمی استعداد رزمی
air transportable قابل ترابری هوایی
air movement of patients ترابری هوایی بیماران
air transport group گروه ترابری هوایی
tactical airlift ترابری تاکتیکی هوایی
air transport operation عملیات ترابری هوایی
air carrier شرکت ترابری هوایی
attached airlift service یکان ترابری هوایی زیرامر
air transport liaison officer افسر رابط ترابری هوایی
air tropping ترابری هوایی غیر تاکتیکی پرسنل
task force گروه رزمی مشترک امفی بی گروه رزمی موقت زمینی
task forces گروه رزمی مشترک امفی بی گروه رزمی موقت زمینی
air transport allocations board هیئت تعیین کننده سهمیه ترابری هوایی
fire support coordination هماهنگ کردن پشتیبانی اتش تطبیق پشتیبانی اتش
supporting arms نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
intersectional service قسمت پشتیبانی داخل منطقه مواصلات یکان پشتیبانی منطقه مواصلات
telling مخابره اطلاعات به دست امده از تجسس هوایی به یکانهای پدافند هوایی
holidays تولید رخنه در عکاسی هوایی محوطه پوشیده نشده درعکاسی هوایی
holiday تولید رخنه در عکاسی هوایی محوطه پوشیده نشده درعکاسی هوایی
antiair warfare جنگ ضدبرتری هوایی نبرد بر علیه برتری هوایی دشمن
air policing عملیات گشت زنی هوایی پاسوری هوایی در زمان صلح
restrictive fire plan طرح اتش محدود کننده حرکات هوایی یا تامینی هوایی
i stay در رهگیری هوایی به علامت ماموریت گشت هوایی راتحویل گرفتم اعلام میشود
pounce در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
line chief افسرجزء نیروی هوایی که درفرود امدن وبرخاستن هواپیمادرخطوط هوایی نظارت میکند
pounced در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
pounces در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
pouncing در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
broadcast controlled air interception نوعی رهگیری هوایی که هواپیمای رهگیر را مداوم درجریان تک هوایی دشمن قرارمی دهند
air delivery container جعبههای مخصوص حمل بارهای هوایی جعبه حامل بار در نقل و انتقال هوایی
air sentinel گارد هوایی نگهبان مخصوص اعلام خطرتک هوایی
defense readiness condition وضعیت امادگی رزمی ارتش وضعیت امادگی رزمی دفاعی
pigeons در رهگیری هوایی یعنی اینکه گرای مغناطیسی و مسافت پایگاه هوایی از هواپیما این قدر است
pigeon در رهگیری هوایی یعنی اینکه گرای مغناطیسی و مسافت پایگاه هوایی از هواپیما این قدر است
air scoop چاه هوایی صفحه تنظیم دریچه هوایی
sleeve target هدف کش هوایی استوانهای برای تیراندازی ضد هوایی
flak گلوله خودترکان ضد هوایی توپ پدافند هوایی
fly through عبور هدف هوایی از مخروط اتش ضد هوایی تقاطع هدف با اتش ضد هوایی
antisubmarine support پشتیبانی از عملیات ضدزیردریایی پشتیبانی ضدزیردریایی
air interdiction عملیات ممانعتی هوایی ممانعت هوایی
air pilots خلبانان نیروی هوایی راهنمایان هوایی
aviation pay معاش هوایی سختی خدمت هوایی
air superiority برتری موقت هوایی رجحان هوایی
air suprmacy برتری کامل هوایی سیادت هوایی
carrier air group دو یا چند گردان هوایی که درروی یک ناو مستقر باشند گروه هوایی ناو هواپیمابر
air material ماتریل هوایی وسایل هوایی
air branch قسمت هوایی رسته هوایی
air هوایی هواپیمایی نیروی هوایی
notice to airmen اعلامیه هوایی یا اعلان هوایی
aired هوایی هواپیمایی نیروی هوایی
airs هوایی هواپیمایی نیروی هوایی
splashing ترکیدن ترکیدن گلوله در پدافند هوایی یعنی کلیه هدفهای هوایی زده شد
splashes ترکیدن ترکیدن گلوله در پدافند هوایی یعنی کلیه هدفهای هوایی زده شد
splash ترکیدن ترکیدن گلوله در پدافند هوایی یعنی کلیه هدفهای هوایی زده شد
air station ایستگاه عکس برداری هوایی نقطه تمرکز عکسبرداری هوایی ایستگاه هواشناسی
code panel رمز ارتباطات در عملیات هوایی و زمینی کلید رمزارتباطات در عملیات هوایی وزمینی
tropopause منطقه چاه هوایی جوی بین استراتوسفر و تروپوسفر منطقه سکته هوایی
air picket هواپیمای مخصوص اکتشاف و گزارش و ردیابی هواپیماو موشکهای دشمن هواپیمای گشتی هوایی هواپیمای پیشقراول هوایی
air photographic شناسایی از طریق عکسبرداری هوایی شناسایی با استفاده ازعکس هوایی
air scout هواپیمای دیده ور هوایی هواپیمای مخصوص گشت زنی هوایی
tactical air controler افسر کنترل عملیات هوایی مسئول مرکز کنترل هوایی
photogrammetry علم تهیه نقشه از روی عکس هوایی یا اندازه گیری فواصل زمینی از روی عکس هوایی
emergency scramble درگیری اضطراری هوایی فرمان درگیری سریع هوایی
air search attack unit تیم تجسس و نابودی هوایی تیم تک اکتشافی هوایی
air defense commander فرماندهی پدافند هوایی فرمانده پدافند هوایی یک منطقه
airspace prohibited area منطقه ممنوعه هوایی منطقه منع پرواز هوایی
channel airlift سرویس حمل و نقل هوایی موجود در هر یکان خدمات حمل و نقل هوایی امادی
combated رزمی
combats رزمی
combat رزمی
epics رزمی
combating رزمی
epical رزمی
epic رزمی
backing پشتیبانی
in support of در پشتیبانی
protection پشتیبانی
afloat support پشتیبانی
in support of در پشتیبانی از
support پشتیبانی
patronage پشتیبانی
task organization سازمان رزمی
field order دستورالعمل رزمی
combat formation ارایش رزمی
field ration جیره رزمی
combat outpost پاسدار رزمی
combat patrol گشتی رزمی
field commands قسمتهای رزمی
strengths استعداد رزمی
combat jump پرش رزمی
field duty خدمات رزمی
field officer افسر رزمی
field army ارتش رزمی
field duty ماموریت رزمی
c ration جیره رزمی
field grade رده رزمی
combat intelligence اطلاعات رزمی
combat , elements یکانهای رزمی
field gun توپ رزمی
field manual دستور رزمی
field commands یکانهای رزمی
field exercise تمرین رزمی
combat , elements عناصر رزمی
field service خدمات رزمی
readiness امادگی رزمی
non combatant غیر رزمی
non-combatant غیر رزمی
non-combatants غیر رزمی
field glasses عینک رزمی
martial arts ورزشهای رزمی
combat duty ماموریت رزمی
service ammunition مهمات رزمی
combat duty امور رزمی
combat efficiency کارایی رزمی
nonbattle غیر رزمی
combat development توسعه رزمی
combat crew خدمه رزمی
combat forces نیروهای رزمی
field type نوع رزمی
fighting load بار رزمی
combat exercise تمرین رزمی
combat , echelon رده رزمی
combat , echelon یکان رزمی
tactical missile موشک رزمی
herioic verse شعر رزمی
heroic verse شعر رزمی
combat arms رسته رزمی
operational route جاده رزمی
combat engineer مهندسی رزمی
fighting patrol گشتی رزمی
combat power قدرت رزمی
combat proficiency مهارت رزمی
combat ration جیره رزمی
combat troops عدههای رزمی
combat readiness امادگی رزمی
damage ضایعات رزمی
group گروه رزمی
groups گروه رزمی
strength استعداد رزمی
combatintelligence اطلاعات رزمی
combatcommand یکان رزمی
combatdrill تمرین رزمی
combat proficiency شایستگی رزمی
battle casualty ضایعات رزمی
combat vehicle خودروی رزمی
combat trains بنه رزمی
combat team تیم رزمی
combat surveillance مراقبت رزمی
battle problems مشکلات رزمی
battle station پایگاه رزمی
dispersal airfield فرودگاههای مخصوص تفرقه هوایی فرودگاه مخصوص تفرقه در اماده باش هوایی
trimetrogon عکاسی هوایی با استفاده ازسه بعد یا صفحه سه بعدی عکاسی سه بعدی هوایی
close support پشتیبانی نزدیک
vindicating پشتیبانی کردن از
vindicates پشتیبانی کردن از
vindicated پشتیبانی کردن از
vindicate پشتیبانی کردن از
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com