English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (14 milliseconds)
English Persian
benined the curtain پشت پرده
Search result with all words
tapestries پرده قالیچه نما
tapestries پرده نقش دار
tapestries پرده منقوش
tapestries پرده دیوارکوب
tapestry پرده قالیچه نما
tapestry پرده نقش دار
tapestry پرده منقوش
tapestry پرده دیوارکوب
ridden پرده محراب
collage اختلاط رنگهای مختلف درسطح پرده نقاشی
collages اختلاط رنگهای مختلف درسطح پرده نقاشی
backstage در پس پرده
hymen پرده بکارت
hymens پرده بکارت
bluntly بی پرده
half note نیم پرده
half-note نیم پرده
half-notes نیم پرده
membrane پرده پوست
membrane پرده
membranes پرده پوست
membranes پرده
panel پرده شبکه مخابرات
panel پرده مخابرات
panels پرده شبکه مخابرات
panels پرده مخابرات
blind پرده
blinded پرده
blinds پرده
osmosis ازیک پرده
eardrum پرده گوش
eardrum پرده صماخ
eardrums پرده گوش
eardrums پرده صماخ
roundly بی پرده اشکار
webbed پرده دار
chamberlain نافر پرده دار
chamberlains نافر پرده دار
fretted پرده دار
curtain-raiser پرده کوتاه پیش ازاغازنمایش بزرگ
curtain-raisers پرده کوتاه پیش ازاغازنمایش بزرگ
vane پرده
vane علامت بادنما پرده جدا کننده
vanes پرده
vanes علامت بادنما پرده جدا کننده
tableau پرده نقاشی
tableaus پرده نقاشی
tableaux پرده نقاشی
hydrofoil سطح صاف یا موربی که دراثر حرکت اب از خلال ان بحرکت وعکس العمل دراید وغالبابشکل پرده یا باله ای ست
hydrofoils سطح صاف یا موربی که دراثر حرکت اب از خلال ان بحرکت وعکس العمل دراید وغالبابشکل پرده یا باله ای ست
diaphragm میان پرده
diaphragm پرده
diaphragms میان پرده
diaphragms پرده
straight بی پرده
straighter بی پرده
straightest بی پرده
pert بی پرده
straightforward بی پرده
frank بی پرده حرف زن رک
frank بی پرده
franked بی پرده حرف زن رک
franked بی پرده
franker بی پرده حرف زن رک
franker بی پرده
frankest بی پرده حرف زن رک
frankest بی پرده
franking بی پرده حرف زن رک
franking بی پرده
franks بی پرده حرف زن رک
franks بی پرده
unveil نمودار کردن پرده برداری
unveiled نمودار کردن پرده برداری
unveiling نمودار کردن پرده برداری
unveils نمودار کردن پرده برداری
screening نمایش بر روی پرده تلویزیون
blunt بی پرده
blunted بی پرده
blunter بی پرده
bluntest بی پرده
blunting بی پرده
blunts بی پرده
veil پرده
veil پرده زدن
veils پرده
veils پرده زدن
pall پرده
pall با پرده یاروپوش پوشاندن
palled پرده
palled با پرده یاروپوش پوشاندن
palling پرده
palling با پرده یاروپوش پوشاندن
palls پرده
palls با پرده یاروپوش پوشاندن
scruff پرده نازک غشاء
foreshortening پرده ازروبرو
flipper پرده یا عضو شنای حخیوانات دریایی
flippers پرده یا عضو شنای حخیوانات دریایی
stage پرده گاه مرحله
stages پرده گاه مرحله
Other Matches
membranaceous دارای غشاء پرده پرده غشایی
tone and semitone پرده ونیم پرده
tringle چوب پرده میل پرده چوب دیرک
tympanon پرده
purdah پرده
tympan پرده
fin footed پرده پا
velum پرده
free spoken بی پرده
paintings پرده
painting پرده
unreserved بی پرده
window shade پرده
mantles پرده
mantle پرده
plain spoken بی پرده
pecten پرده
straight out بی پرده
straightforwardly بی پرده
patagium پرده
screening, screenings پرده
screened پرده
curtains پرده
outspokenly بی پرده
door curtain پرده در
uninhibited بی پرده
smokescreen پرده
hangings پرده
door curtain پرده
at the rear of the stage <adj.> <adv.> در پس پرده
screen پرده
screens پرده
marking panel پرده مخابرات
light screen پرده نور
screens پرده سینما
lambrequin یا روی پرده
mediastinum میان پرده
marking panel پرده شناسایی
maidenhead پرده بکارت
living picture پرده نقاشی
hymenopteral or terous پرده بال
screens پرده پوشش
deadlight پرده کرکره
grout curtain پرده تزریق
glozing پرده پوشی
dorsel پرده محراب
diaphrgam میان پرده
drumhead پرده صماخ
endocardium پرده درونی دل
entracte میان پرده
curtain rod چوب پرده
bituminous facing پرده قیری
alkekengi عروسک پس پرده
balloon barrage پرده دود
it is wrapt in mystery در پرده است
hymenoptera پرده بالان
he has a loose tongue پرده در است
curtain of fire پرده اتش
half tone نیم پرده
endoderm پرده درونی
panel code کد پرده مخابرات
brise-soleil پرده عمودی
balustrata پرده شبستان
tympanum پرده گوش
tympanic membrane پرده گوش
eardrum پرده گوش
brise-soleil پرده افقی
dossal پرده محراب
dossel پرده محراب
drapery panel چین پرده ای
To draw the curtain . پرده را کشیدن
Shrouded in mystrey. در پرده اسرار
sun blind پرده پنجره
straightaway رک وبی پرده
steel facing membrane پرده فولادی
smoke screen پرده دود
silver screen پرده سینما
signal panel پرده مخابرات
say it frankly بی پرده بگو
round unvarnished tale سخن بی پرده
quater tone یک چهارم پرده
pellicular پرده دار
the curtain falls پرده میافتد
to draw the c. forth پرده کشیدن
to draw the c. forth پرده افتادن
A 4-cat play. نمایش در 4 پرده
smokescreen دود پرده
watertight facing پرده اب بندی
watertight diaphragm پرده اب بندی
wanelength طول پرده
veil nebula سحابی پرده
veil nebula ابری پرده
upholster پرده زدن
unreserve بی پرده گویی
tympanum پرده گوش
tympanic membrane پرده صماخ
palmated پرده دار
screening, screenings پرده پوشش
disclosures بی پرده گویی
upholstery پرده فروشی
pelmet چوب پرده
pelmets چوب پرده
disclosure بی پرده گویی
Iron Curtain پرده اهنین
film پرده نازک
filmed پرده نازک
shutter پرده گذاشتن
shutters پرده گذاشتن
curtains جدار پرده
screen پرده پوشش
screened پرده پوشش
screened پرده سینما
screening, screenings پرده سینما
screen پرده سینما
curtains پرده پوشش
tympanic مثل پرده صماخ
sconce پرده یاپوشش محافظ
to reveal itself از پرده برون افتادن
tapestried دارای پرده منقوش
tieback رسن یابند پرده
to blanch over پرده پوشی کردن
speak out بی پرده سخن گفتن
to mince matters در پرده سخن گفتن
to screen [from] [با پرده] محافظت کردن [از]
On the movie screen. روی پرده سینما
fair and square <idiom> راست وبی پرده
helioscene [نوعی پرده کرکره]
To draw the curtain. پرده راکنارزدن (کشیدن)
webfoot پای پرده دار
winter cherry کاکنج عروس پس پرده
soft furnishings متکا پرده نورتابوروکشمبلمان
to speak candidly <idiom> بی پرده صحبت کردن
To pay money. To make a payment. بی پرده صحبت کردن
fire curtain پرده محافظ اتش
drop scene پرده جلوصحنه نمایش
drop curtain پرده جلو صحنه
blanket پرده دود یا مه ابر
patagium پرده پای پرندگان
decidua پرده افتنده زهدان
deadlight پرده مانع عبورروشنایی
screen روی پرده افکندن
drop scene پرده اخرداستان زندگی
endometrium پرده درونی زهدان
blanketed پرده دود یا مه ابر
hymenopteral or terous وابسته به پرده بالان
interlude ایست میان دو پرده
iteract فاصله میان دو پرده
interludes ایست میان دو پرده
mischief is brewing شیطنتی در پس پرده است
entracte رقص یاسازمیان دو پرده
entracte فاصله میان دو پرده
endosperm پرده داخلی هاگ
curtain lecture صحبتهای پشت پرده
screened روی پرده افکندن
screens روی پرده افکندن
portiere پرده درب ورودی
reinforced concrete facing پرده بتن مسلح
screening, screenings روی پرده افکندن
adrama in acts درام درپنج پرده
screens الک پرده چتر
screening, screenings الک پرده چتر
screen الک پرده چتر
brush off پرده در بازی لاکراس
buffy coat پرده لیفی خون
central concrete membrane پرده میانی بتنی
screened الک پرده چتر
chamberlainship پرده داری گنجوری
blankets پرده دود یا مه ابر
chorion پرده بیرونی جنین
positive cut off پرده اب بندی کامل
What is going on behind the scenes? در پشت پرده چه خبر است ؟
glasnost صراحت و احتراز از پرده پوشی
gall wasp حشره پرده بال مازو
fin footed دارای پاهای پرده دار
act ii Šscene iv پرده دوم مجلس چهارم
endocardial وابسته به پرده درونی دلhypoblast
tympanic membrane injury آسیب دیدگی پرده گوش
alphabet code flag پرده مخابره حروف یا اعداد
downstage درجلو پرده تاتر ونمایش
The unveil a statue. پرده ساعت 8 شب بالامی رود
marking panel پرده علامت گذاری مین
the murder is out پرده از روی کار برداشته شد
these is pomrthing brooding چیزی درپس پرده است
palmiped دارای پای پرده دار
upholsterer خیاط رومبلی و پرده و غیره
shutters پشت پنجرهای پرده روزنه
unreservedl بی قید وژشرط اشکارا بی پرده
shutter پشت پنجرهای پرده روزنه
palmipede دارای پنجههای پرده دارپرده پا
to screen a scene در روی پرده نشان دادن
to throw off the mask پرده از روی کار برداشتن
roller blind پرده فنردار قرقره ایی
palmate دارای پای پرده دار
screenable قابل نمایش بر روی پرده
physalis عروسک پس پرده و گلهای همجنس ان
reinforced concrete facing membrane پرده بتن مسلح نما
reredos پرده یا دیوار پشت محراب
to speak out بی پرده سخن گفتن بلندترحرف زدن
smoke curtain پرده دود برای استتار از دیدزمینی
pleura پرده جنب غشاء مایی ریوی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com