English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 177 (11 milliseconds)
English Persian
loading bridge پل بارگیری
material handling bridge پل بارگیری
well deck پل بارگیری
Search result with all words
roll-on/roll-off بارگیری- تخلیه
charging بارگیری
apron محوطه اسفالت مقابل اشیانه هواپیما محوطه بارگیری هواپیما
apron محوطه بارگیری
aprons محوطه اسفالت مقابل اشیانه هواپیما محوطه بارگیری هواپیما
aprons محوطه بارگیری
switching مرکز مخابرات مرکزتلفن خودکار حرکت دادن خودروها از یک نقطه به نقطه دیگر برای بارگیری یاتخلیه
stow بارگیری کردن
stowed بارگیری کردن
stowing بارگیری کردن
stows بارگیری کردن
laden بارگیری شده
loading بارگیری
loading بارگیری کردن سوارشدن به خودرو یاهواپیما
loading بارگیری مهمات درهواپیما
loading فرفیت بارگیری
stevedore متصدی یانافر بارگیری وباراندازی
stevedore بارگیری وباراندازی کردن
stevedore متصدی بارگیری و تخلیه
stevedore متصدی بارگیری و حمل و نقل
stevedores متصدی یانافر بارگیری وباراندازی
stevedores بارگیری وباراندازی کردن
stevedores متصدی بارگیری و تخلیه
stevedores متصدی بارگیری و حمل و نقل
load بارگیری مهمات
load بارگیری کردن
load فرفیت بارگیری
loads بارگیری مهمات
loads بارگیری کردن
loads فرفیت بارگیری
embarkation بارگیری کشتی یا خودرو سوار شدن در کشتی یاخودرو
port شراب شیرین بارگیری کردن
pallet کفه بارگیری
pallets کفه بارگیری
quay سکوی بارگیری
quays سکوی بارگیری
shipping بارگیری
accessorial services خدمات بارگیری و تخلیه بار
accumulator charge بارگیری اکومولاتور
actual obligated space محل یا جا در بارگیری دریایی
actual placement قرار دادن بار در محل تخلیه و بارگیری
ammunition loading line خط بارگیری مهمات
ammunition loading line صف بارگیری مهمات صف بارکردن مهمات
back haul بارگیری در بازگشت از یک ماموریت بارگیری دوسره باربرگشت
base loading بارگیری انجام شده در پایگاه
block stowage loading بارگیری وسایل هم مقصد دریک قسمت از وسیله ترابری
bridge plate پل بین سکوی بارگیری وخودرو
bucket charging بارگیری با سطل
bulk load method روش استفاده از بارگیری قوال
bulk load method روش بارگیری با بارقوال
bulk loading بارگیری مخزن به طور یک جا
bulk loading بارگیری در مخازن
burdening بارگیری
capacity load حداکثر فرفیت بارگیری ناو
carburizing pot فرف بارگیری
cargo net تور بارگیری
cargo plan طرح بارگیری ناو
cargo port دریچه بارگیری ناو
carload shipment حمل بار مطابق با فرفیت بارگیری خودرو یا کشتی ارسال باربه اندازه فرفیت حمل بار
casualty staging unit یکان بارگیری بیماران وزخمیها درهواپیما یکان بارگیری بیماران
charge and discharge محل بارگیری و باراندازی
charging berth اسکله بارگیری
charging wharf اسکله بارگیری
charging car واگن بارگیری
charging crane جرثقیل بارگیری
charging side محل بارگیری کوره
combat cargo officer افسر مسئول ترابری رزمی افسر مسئول بارگیری کالاهای رزمی
combat loading بارگیری رزمی هواپیما بارگیری جنگی
commercial loading بارگیری تجارتی
commercial loading بارگیری کالای تجارتی
commodity loading بارگیری کالاهای مختلف
constructive placement تعیین محل برای بارگیری یاتخلیه مناسب کشتیها
deadweight تناژ بارگیری
deck cargo بار روی عرشه کشتی بارگیری برروی عرشه
demurrage بیکار و معطل نگهداشتن کشتی بیش از مدتی که جهت بارگیری یا تخلیه یا طی مسافت مبداء به مقصد لازم است
despatch money جایزه بارگیری یا تخلیه سریع
despatch money پاداش جهت بارگیری یاتخلیه سریع
dispatch money جایزه یا انعام بارگیری یاتخلیه سریع
download بارگیری پایین
drayage چهارچرخه یاگاری مخصوص بارگیری وباراندازی
drayage هزینه بارگیری وبار اندازی
embarkation area محوطه بارگیری
embarkation element یکان مخصوص کمک به بارگیری یا سوار شدن
embarkation officer افسر مسئول بارگیری یا سوارشدن افسر نافر سوار شدن ستون
embarkation order دستورالعمل بارگیری یا سوارشدن دستور بارگیری
embarkation order ترتیب سوار شدن یا بارگیری
embarkation table جدول بارگیری
embarkation table جدول قابلیت بارگیری
embarkation team تیم یا قسمت مخصوص کمک به سوار شدن یا بارگیری
endurance loading بارگیری با حداکثر فرفیت بارگیری کامل
entrucking table جدول حرکات و بارگیری خودروهای باری ارتشی
fio بدون هزینه تخلیه و بارگیری
free in and out بدون هزینه تخلیه و بارگیری
frequency loading بارگیری فرکانسی
horizontal loading بارگیری افقی کشتیها
ingot charging crane جراثقال بارگیری شمش
initial program load بارگیری برنامه اغازی
ipl Load Program Initail بارگیری اغازی برنامه
lade بارگیری کردن خالی کردن
lading بارگیری عمل بار کردن
Other Matches
preload loading بارگیری اولیه یا بارگیری قبل از بارگیری اصلی
unit loading بارگیری کردن یکانها برای حمل و نقل بارگیری یکان
wet storage بارگیری روی عرشه کشتی درروی دریا بارگیری دریایی
staging unit یکان خدمات بارگیری یکان بارگیری
stowage بارگیری
line charging capacity فرفیت بارگیری خط
pre loading بارگیری اولیه
line charging current جریان بارگیری خط
stowage بارگیری و باراندازی
load factor ضریب بارگیری
load lines علایم بارگیری
roll on/roll off بارگیری- تخلیه
well deck عرشه بارگیری
point of loading نقطه بارگیری
loading apron نوار بارگیری
loading time زمان بارگیری
magnetic loading بارگیری مغناطیسی
on berth ناوحاضربه بارگیری
pack saddle زین بارگیری
pallete کفه بارگیری
pick up and delivery بارگیری و تحویل
Loading and unloading. بارگیری وتخلیه
plimsol mark مارک بارگیری
loading table جدول بارگیری
loading station ایستگاه بارگیری
loading scale مقیاس بارگیری
loading bucket سطل بارگیری
loading chart جدول بارگیری
loading diagram دیاگرام بارگیری
loading facilities وسایل بارگیری
loading point نقطه بارگیری
loading rack سکوی بارگیری
loading site سکوی بارگیری
loading site محل بارگیری
plimsol mark علایم بارگیری
loading space فضای قابل بارگیری
loading chart طرح بارگیری هواپیما
loading plan طرح بارگیری خودرو
stevedoring charges هزینههای بارگیری وباراندازی
loading list لیست بارگیری خودرو
tactical loading بارگیری رزمی یا جنگی
staging unit یکان بارگیری کننده
shiping agent کارگزار بارگیری کشتی
loading ramp راهروی شیب دار بارگیری
palletetisation درکفه بارگیری قرار دادن
p&d delivery and up pick بارگیری و تحویل
mutilation table جدول راهنمای بارگیری خودروها
maximum load rating قابلیت بارگیری نامی حداکثر
shiping agent حق العمل کار بارگیری کشتی
The ship is loading. کشتی درحال بارگیری است
lighterage هزینه بارگیری وباراندازی ازکشتی
railway end پل سکوی بارگیری راه اهن
lift on بارگیری کشتی توسط جرثقیل
laydays ایام بارگیری و باراندازی کشتی
lay day ایام بارگیری و باراندازی کشتی
lay day روز بارگیری وباراندازی کشتی
reloadable control storage انباره با کنترل بارگیری مجدد
roll on roll off روش بارگیری مستقیم ناو
portcall درخواست حمل وسایل به بندربرای بارگیری
pickup zone منطقه بارگیری و بار کردن وسایل
mutilation table جدول بارگیری پیش بینی شده
portcapacity فرفیت بندر از نظر بارگیری یاتخلیه بار
prestowage plan طرح پیش بینی باربندی و بارگیری وسایل
lighterage هزینه بارگیری و باراندازی از کشتی توسط دوبه
turnaround cycle مدت زمان بارگیری و رفت وبرگشت خودرو یا هواپیما یاکشتی
load line خط دورکشتی که وقتی کشتی کاملا بارگیری شداب تا انجا میرسد
stowage plan طرح بارگیری ناو یا هواپیمایا چیدن بارها در هواپیما یاناو
long shoreman گماشته بارگیری و بار خالی کنی در بندریا ماهی گیری در کرانه
primage اضافه کرایهای که به خاطر مراقبت در بارگیری و تخلیه به ناخدای کشتی داده میشود
over shipment ارسال بار بیش از حد فرفیت کشتی بارگیری بیش از حد
staging area منطقه بارگیری پرسنل و وسایل دربین راه منطقه سوخت گیری و اماده شدن برای پرواز
take on <idiom> ضبط کردن،بارگیری کردن
lighterage هزینه دوبه هزینه بارگیری و تخلیه کشتی توسط دوبه
station time زمان اماده شدن برای پرواز زمان بارگیری و اماده شدن هواپیما برای پرواز
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com