English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 87 (9 milliseconds)
English Persian
light shelter پناهگاه سبک
Search result with all words
burrow نقب پناهگاه
burrowed نقب پناهگاه
burrowing نقب پناهگاه
burrows نقب پناهگاه
tax haven پناهگاه مالیاتی
tax havens پناهگاه مالیاتی
lean-to پناهگاه موقت
lean-tos پناهگاه موقت
cover بوته زار پناهگاه شکار
coverings بوته زار پناهگاه شکار
covers بوته زار پناهگاه شکار
refuge پناهگاه
refuges پناهگاه
hold نگهداشتن پناهگاه گرفتن
holds نگهداشتن پناهگاه گرفتن
covert پناهگاه
awning پناه پناهگاه
awnings پناه پناهگاه
cove خور پناهگاه ساحلی دامنه کوه
coves خور پناهگاه ساحلی دامنه کوه
hovel پناهگاه خیمه
hovels پناهگاه خیمه
asylum پناهگاه
asylums پناهگاه
resort پناهگاه
resorted پناهگاه
resorts پناهگاه
sanctuaries پناهگاه تحصین
sanctuary پناهگاه تحصین
stronghold سنگر پناهگاه
strongholds سنگر پناهگاه
haven پناهگاه
dugout پناهگاه موقتی
dugout پناهگاه کنار زمین بازیگران
dugouts پناهگاه موقتی
dugouts پناهگاه کنار زمین بازیگران
ambush پناهگاه
ambushed پناهگاه
ambushes پناهگاه
ambushing پناهگاه
shelter پناهگاه
shelter پناهگاه پناه بردن
sheltered پناهگاه
sheltered پناهگاه پناه بردن
sheltering پناهگاه
sheltering پناهگاه پناه بردن
shelters پناهگاه
shelters پناهگاه پناه بردن
harbored پناهگاه
harboring پناهگاه
harbors پناهگاه
harbour پناهگاه
harboured پناهگاه
harbouring پناهگاه
harbours پناهگاه
action station پناهگاه ضد تک هوایی دشمن
air raid shelter پناهگاه حمله هوائی
alee پناهگاه کشتی
bomb proof پناهگاه یاساختمانی که در مقابل بمب مقاوم باشد
bursting layer لایههای سقفی پناهگاه
case mate پناهگاه توپ
case mate پناهگاه توپ پناهگاه بمب جای نصب توپ در ناو
casemate پناهگاه توپ
cuddy پناهگاه کوچک مسقف در قایق
dispersal lays محوطههای تفرقه وسایل وخودروها محوطههای پناهگاه وسایل و خودروها
dug out پناهگاه زیرزمینی
elephant shelter پناهگاه فلزی
elephant shelter پناهگاه ضدگلوله
erfuge پناهگاه روی زمینی در وسط خیابان
funk hole پناهگاه موقتی
gone away رانده شده از پناهگاه
harbor پناهگاه
harborage پناهگاه
haven ofrest پناهگاه
howf پناهگاه
howff پناهگاه
institutionalization نهادی شدن به پناهگاه سپردن
on berth ناوی که داخل پناهگاه یا بندرلنگرانداخته است
pup tent چادر پناهگاه
sanctury پناهگاه
snowshed پناهگاه روستایی در برابربرف
tallyho فریاد شکارچی هنگام دیدن روباه که از پناهگاه بیرون دویده
transitory shelter پناهگاه یا سنگر پیش ساخته فلزی سرپناه فلزی
view halloo فریاد شکارچی پس ازمشاهده بیرون جستن روباه از پناهگاه
wind shadow منطقه اب نسبتا راکد در سمت پناهگاه قایق از باد
emergency shelter پناهگاه اضطراری
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com