Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
gladiator
پهلوان از جان گذشته
gladiators
پهلوان از جان گذشته
Other Matches
championing
پهلوان
championed
پهلوان
giantlike
پهلوان وش
kemp
پهلوان
heroically
زن پهلوان
athletes
پهلوان
athlete
پهلوان
pancratist
پهلوان
champion
پهلوان
championess
زن پهلوان
champions
پهلوان
pot valiant
پیاله پهلوان
punches
پهلوان کچل
heroes
پهلوان داستان
hero
پهلوان داستان
cock of the walk
پهلوان میدان
bravado
پهلوان پنبه
punched
پهلوان کچل
bullied
پهلوان پنبه
punchinello
پهلوان کچل
paladin
پهلوان افسانه یی
paper tiger
پهلوان پنبه
bullying
پهلوان پنبه
paper tigers
پهلوان پنبه
punch
پهلوان کچل
bullies
پهلوان پنبه
samsonian
پهلوان وار
bully
پهلوان پنبه
punchinello
نمایش پهلوان کچل
siegfried
پهلوان افسانهای المان
giantess
زن پهلوان یاقوی هیکل
bottle holder
نوکر یا ملازم پهلوان مشت زن
heraclidae
اولادهرکول پهلوان نامی یونان
hermitically
پهلوان شخص بلند همت
hercules
پهلوان نامی اساطیریونان و روم
heroize
خود را پهلوان وانمود کردن قهرمان وپهلوان وانمودکردن
antaeus
پهلوان غول اسای لیبی که پسر زمین بود
due out
از وقت مصرف گذشته از وقت گذشته
older
گذشته
historical
گذشته
not to mention
<conj.>
گذشته از
aside from
گذشته از
beyoned the pale
از حد گذشته
agone
گذشته
old
گذشته
not to speak of
<conj.>
گذشته از
to say nothing of
<conj.>
گذشته از
and certainly not
<conj.>
گذشته از
oldest
گذشته
by gone
گذشته
last night
شب گذشته
What is past is past . what is gone is gone .
گذشته ها گذشته
last a
گذشته
yesternight
شب گذشته
over with
گذشته
forepast
گذشته
forepassed
گذشته
foreby
گذشته
due out
گذشته
foretime
گذشته
spun or span
گذشته
gone by
گذشته
bypast
گذشته
let
[leave]
alone
<conj.>
گذشته از
bygone
گذشته
asides
گذشته از
preceded
گذشته
aside
گذشته از
past
گذشته
departed
گذشته
over and above
<adv.>
به جز آن
[گذشته از این]
what is more
<adv.>
به جز آن
[گذشته از این]
upheld
گذشته uphold
outdid
گذشته outdo
bled
گذشته Bleed
pt
زمان گذشته
beyond that
<adv.>
به جز آن
[گذشته از این]
on top of this
<adv.>
به جز آن
[گذشته از این]
moreover
<adv.>
به جز آن
[گذشته از این]
in addition
<adv.>
به جز آن
[گذشته از این]
further on
از این گذشته
furthermore
از این گذشته
further
[moreover]
<adv.>
به جز آن
[گذشته از این]
furthermore
<adv.>
به جز آن
[گذشته از این]
on top of that
<adv.>
به جز آن
[گذشته از این]
on to
<adv.>
به جز آن
[گذشته از این]
whish
بسرعت گذشته
the past tense
زمان گذشته
sware
گذشته swear
self giving
از خود گذشته
sup.latest or last
تازه گذشته
stale cheque
چک تاریخ گذشته
the present and the past
اکنون و گذشته
the present and the past
حال و گذشته
ultimo
در ماه گذشته
ultimo
ماه گذشته
the year past
سال گذشته
the preterite tense
زمان گذشته
the present and the past
گذشته و حال
forby
<adv.>
به جز آن
[گذشته از این]
on top of that
<adv.>
گذشته از این
on to
<adv.>
گذشته از این
additionally
<adv.>
از این گذشته
also
[moreover]
<adv.>
از این گذشته
aside from that
<adv.>
از این گذشته
besides
<adv.>
از این گذشته
forby
<adv.>
از این گذشته
beyond that
<adv.>
گذشته از این
over and above
<adv.>
گذشته از این
forby
<adv.>
گذشته از این
also
[moreover]
<adv.>
گذشته از این
additionally
<adv.>
گذشته از این
further
[moreover]
<adv.>
گذشته از این
in addition
<adv.>
گذشته از این
moreover
<adv.>
گذشته از این
on top of this
<adv.>
گذشته از این
further
[moreover]
<adv.>
از این گذشته
in addition
<adv.>
از این گذشته
on top of that
<adv.>
از این گذشته
on to
<adv.>
از این گذشته
additionally
<adv.>
به جز آن
[گذشته از این]
also
[moreover]
<adv.>
به جز آن
[گذشته از این]
aside from that
<adv.>
به جز آن
[گذشته از این]
besides
<adv.>
به جز آن
[گذشته از این]
beyond that
<adv.>
از این گذشته
moreover
<adv.>
از این گذشته
what is more
<adv.>
گذشته از این
on top of this
<adv.>
از این گذشته
over and above
<adv.>
از این گذشته
what is more
<adv.>
از این گذشته
retrospective view
[on]
نگاه به گذشته
aside from that
<adv.>
گذشته از این
self devoted
از خود گذشته
in the p
درزمان گذشته
past
گذشته از ماورای
regression
بازگشت به گذشته
next week
هفته گذشته
last year
سال گذشته
lastmonth
ماه گذشته
yesterday
زمان گذشته
past tense
زمان گذشته
belatedly
ازموقع گذشته
belated
ازموقع گذشته
nostalgia
حسرت گذشته
retrospect
شامل گذشته
retrospect
نگاه به گذشته
last week
هفته گذشته
in a. to this
گذشته ازاین
ex post
به اعتبار گذشته
desperado
از جان گذشته
by gone
چیزهای گذشته
by gone
قدیمی گذشته ها
last sunday
یکشنبه گذشته
retroactive
معطوف به گذشته
furthermore
<adv.>
گذشته از این
furthermore
<adv.>
از این گذشته
late
تازه گذشته
out of date
از تاریخ گذشته
swore
گذشته sweatr
over
گذشته اضافی
back
عقبی گذشته
exposed
سر راه گذشته
past years
سالهای گذشته
desperate
از جان گذشته
redolence
خاطرات گذشته
over and above
گذشته ازاین
retrospective falsification
تحریف گذشته
over-
گذشته اضافی
backs
عقبی گذشته
sprang
گذشته gnirps
besides
<adv.>
گذشته از این
rode
گذشته ride
yesteryear
سال گذشته
also
گذشته از این
bygone
چیزهای گذشته
expired
گذشته از موعد
long
دیر گذشته ازوقت
ex post facto
شامل اصول گذشته
came
گذشته فعل امدن
In the course of the past centuries.
درطی قرنهای گذشته
one cannot put back the time
<proverb>
زمان گذشته نیاید به بر
long-
دیر گذشته ازوقت
longed
دیر گذشته ازوقت
longer
دیر گذشته ازوقت
latest
تازه گذشته اینده
longs
دیر گذشته ازوقت
secondary
حاکی از زمان گذشته
overdue
از موعد گذشته منقضی
got
زمان گذشته فعل get
longest
دیر گذشته ازوقت
took
زمان گذشته فعل take
retroact
شامل گذشته شدن
not to mention
گذشته از قطع نظر از
the last two years
دوسال اخیر یا گذشته
Joking apart.
از شوخی گذشته ( جدی )
overdue draft
برات سررسید گذشته
During the past few days.
طی چند روز گذشته
passe
کهنه مسلک گذشته
ultimo
مربوط به ماه گذشته
(a) while back
<idiom>
هفتها یا ماهای گذشته
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com