English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (8 milliseconds)
English Persian
shell پوست فندق وغیره
shelling پوست فندق وغیره
shells پوست فندق وغیره
Other Matches
nutshell پوست فندق و بادام و غیره مختصرا
hides پوست خام گاووگوسفند وغیره
hide پوست خام گاووگوسفند وغیره
taxidermy پرکردن پوست حیوانات با کاه وغیره
taxidermist ویژه گر پر کردن پوست حیوانات باکاه وغیره
skiver چرم نازک شده پوست گوسفند تیماج صحافی وغیره
filbert فندق
hazelnut فندق
hazel nut فندق
hazelnuts فندق
nuttree درخت فندق
nutlet فندق کوچک
nut cracker فندق شکن
nippers فندق شکن
filbert درخت فندق
crackers فندق شکن
nutcrackers فندق شکن
nutcracker فندق شکن
calliper فندق شکن
hazel درخت فندق
hazel چوب فندق
hazels درخت فندق
hazels چوب فندق
nipper فندق شکن
nutters فندق جمع کن
nutter فندق جمع کن
cobnut فندق درشت
cracker فندق شکن
caliper فندق شکن
nutting فندق جمع کنی
nut oil روغن گردو یا فندق
endermic انجه که درروی پوست یا دربین پوست عمل میکند
scleroderma مرض پینه خوردگی پوست تصلب پوست
dermatological مربوط به پوست شناسی یا امراض پوست
skins پوست کندن با پوست پوشاندن
skinning پوست کندن با پوست پوشاندن
skinned پوست کندن با پوست پوشاندن
skin پوست کندن با پوست پوشاندن
slough پوست دله زخم پوسته پوسته شدگی پوست انداختن
peel پوست انداختن پوست
peels پوست انداختن پوست
tegumnentum پوست طبیعی پوست
xanthochroid شخص بور و سفید پوست شخص مو زرد و سفید پوست
And so on and so forth. Etcetera et cetera . وغیره وغیره
etcaetera وغیره
et cetera وغیره
pile پرزقالی وغیره
dales خلیج وغیره
dale خلیج وغیره
snaps قفلکیف وغیره
piled پرزقالی وغیره
snap قفلکیف وغیره
snapped قفلکیف وغیره
snapping قفلکیف وغیره
sheeting ملافه وغیره
sashes حمایل نظامی وغیره
dossel پشتی صندلی وغیره
dossal پشتی صندلی وغیره
Dont move . Hold it. Keep stI'll. بی حرکت ( در عکاسی وغیره )
dollop دسته علف وغیره
vase گلدان نقره وغیره
coronal هاله خورشید وغیره
coronel هاله خورشید وغیره
curlicue تزئینات خطاطی وغیره
clop لنگی اسب وغیره
pillbox قوطی حب دارو وغیره
propellor پروانه هواپیماوکشتی وغیره
tamp سوراخی را با شن وغیره پرکردن
tubes لوله خمیرریش وغیره
tube لوله خمیرریش وغیره
coequal درشان ومقام وغیره
seance جلسه احضارارواح وغیره
vases گلدان نقره وغیره
frontlet پیشانی اسب وغیره
ratoon نهال موز وغیره
dower لانه خرگوش وغیره
subsidence تخفیف درد وغیره
pillboxes قوطی حب دارو وغیره
trap زانویی مستراح وغیره
snouts لوله کتری وغیره
stationed ایستگاه اتوبوس وغیره
station ایستگاه اتوبوس وغیره
furnace تون حمام وغیره
sash حمایل نظامی وغیره
propeller پروانه هواپیماوکشتی وغیره
furnaces تون حمام وغیره
service charge سرویس مهمانخانه وغیره
stations ایستگاه اتوبوس وغیره
snout لوله کتری وغیره
To score a goal . گل زدن ( درفوتبال وغیره )
dollops دسته علف وغیره
floats بستنی مخلوط با شربت وغیره
closures دریچه درب بطری وغیره
float بستنی مخلوط با شربت وغیره
To hit a wining streak. شانس آوردن ( درقمار وغیره )
tank farm محوطه مخازن نفت وغیره
sick bay بهداری کشتی ودانشکده وغیره
floated بستنی مخلوط با شربت وغیره
hobs با دندانه ماشین وغیره بریدن
sick bays بهداری کشتی ودانشکده وغیره
lysis زوال وفساد سلول وغیره
skyrockets ازدیاد سریع قیمت وغیره
barn انبار کاه و جو وکنف وغیره
barns انبار کاه و جو وکنف وغیره
skyrocket ازدیاد سریع قیمت وغیره
nephew پسربرادر زن و خواهر شوهر وغیره
skyrocketing ازدیاد سریع قیمت وغیره
downswing تنزل کارهای تجارتی وغیره
wreckage لاشه هواپیما یا ماشین وغیره
skyrocketed ازدیاد سریع قیمت وغیره
closure دریچه درب بطری وغیره
tailpiece ارایش ته فصل کتاب وغیره
To turn over the pages . ورق زدن ( کتاب وغیره )
cess سرازیری کنار رودخانه وغیره
horologe ساعت مچی ودیواری وغیره
nephews پسربرادر زن و خواهر شوهر وغیره
blear تاری حاصل از اشک وغیره
sick berth بهداری کشتی ودانشکده وغیره
Please pay the bearer . دروجه حامل بپردازید ( چک وغیره )
bisk ماهی وغیره درست میکنند
To be decorated . نشان گرفتن ( مدال وغیره )
The kI'lled and the wounded. کشته وزخمی ( در جنگ وغیره )
copartner سهیم وشریک در تجارت وغیره
eversion برگرداندن پلک چشم وغیره
My hair stood on end . مو بر بدنم راست شد ( از وحشت وغیره )
Known and unknown . معلوم ومجهول ( درریاضیا ؟ وغیره )
stancher بند اور خون وغیره
spinule خارهای ریز چرخ وغیره
hob با دندانه ماشین وغیره بریدن
speedup ازدیاد تولید یا سرعت وغیره
loge جای ویژه در تاتر وغیره
choreography رقص مخصوصا درتئاتر وغیره
wreckage piece تکه ای از لاشه هواپیما یا ماشین وغیره
backboard تختهء پشت قاب عکس وغیره
mannite ماده قندی شیر خشت وغیره
stow away مسافرت قاچاقی کردن باکشتی وغیره
suspended animation وقفه موقت فعالیتهای حیاتی وغیره
citriculture کاشتن مرکبات مانند لیمووپرتقال وغیره
stenotype دستگاه ضبط مکالمات سخنرانی وغیره
lictor پیشرو حاکم وغیره متصدی مجازات
ticked انواع ساس وکنه وغریب گز وغیره
ticks انواع ساس وکنه وغریب گز وغیره
tick انواع ساس وکنه وغریب گز وغیره
pailette زینت الات بدلی مانندمنجوق وغیره
I have a toothache (headache). دندانم ( سرم وغیره ) درد می کند
A concession امتیاز بهره برداری ( از معادن وغیره )
To climb down. پایین آمدن ( از کوه ،نردبان وغیره )
To dismount from a horse(bicycle). از اسب ( دوچرخه وغیره ) پایین آمدن
mannitol ماده قندی شیر خشت وغیره
No vacancies. جاموجود نیست ( درهتل ؟رستوران وغیره )
In a state of despair(anxiety,etc). درحالت یأس ونومیدی (تشویش وغیره )
A strong (weak)coffee (tea,etc. ) قهوه ( چای وغیره ) پررنگ (کم رنگ )
workbenches میز کار مکانیکی و نجاری وغیره
workbench میز کار مکانیکی و نجاری وغیره
To knock someone down. کسی رازمین زدن ( درکشتی وغیره )
Black and white. سیاه وسفید ( عکس ؟ فیلم وغیره )
To behead ( decapitate ) someone . کسی را گردن زدن (با شمشیر وغیره )
To air the clothes (bed-sheets etc). آفتابب دادن لباس ،( ملحفه وغیره )
giblet احشاء خوراکی مرغ خانگی وغیره
speed limits حداکثر سرعت مجز در جاده ها وغیره
speed limit حداکثر سرعت مجز در جاده ها وغیره
fuller's earth خاکی که درصافی اب وغیره بکار میرود
shortening روغن ترد کننده شیرینی وغیره
brakeman متصدی ترمز ماشین وترن وغیره
To decay . To go bad . فاسد شدن ( مواد خوراکی وغیره )
tele communication مخابرات تلفنی وغیره ازمسافات دور
shook روکش چوب مخصوص جعبه یا مبل وغیره
halm ساقه وپوشال حبوبات وغیره که باانهاسقف رامیپوشانند
sea fire شب تابی دریا دراثر جانوران شب تاب وغیره
twiddling باساعت مچی وغیره بازی کردن وررفتن
twiddles باساعت مچی وغیره بازی کردن وررفتن
sgraffito تزئینات هنری روی فروف سفالین وغیره
stave بشکل چوب دستی یاچماق وغیره دراوردن
haulm ساقه وپوشال حبوبات وغیره که باانهاسقف رامیپوشانند
pailett زینت الات بدلی مانند منجوق وغیره
crater دهانه یا حفره حاصله در اثر بمب وغیره
lycanthropy تبدیل به هیبت گرگ در اثر جادو وغیره
twiddle باساعت مچی وغیره بازی کردن وررفتن
tubes لامپ لاستیک تویی اتومبیل ودوچرخه وغیره
pyrene تخم سیب وگلابی وغیره هسته میوه
gauger کسیکه گنجایش چلیک وغیره رامعین میکند
tube لامپ لاستیک تویی اتومبیل ودوچرخه وغیره
twiddled باساعت مچی وغیره بازی کردن وررفتن
lumpen محروم شده از حقوق اجتماعی وسیاسی وغیره
craters دهانه یا حفره حاصله در اثر بمب وغیره
pits سیاه چال هسته البالو و گیلاس وغیره
It is a perfect fit. کاملا" اندازه است ( لباس ،کفش وغیره )
posted تیر تلفن وغیره تیردگل کشتی وامثال ان
posts تیر تلفن وغیره تیردگل کشتی وامثال ان
fielder بازیکن میدان فوتبال وغیره صحرا نورد
A bare hourse . اسب لخت ( بدون زین ودهنه وغیره )
She has emotional entanglements (involvement ) . گرفتاریهای احساسی دارد ( عشق ؟ احساسات وغیره )
talking books صفحه گرامافون مخصوص تدریش زبان وغیره
To operate something . چیزی را بکار انداختن (موتور، دستگاه وغیره )
Proof – reading. غلط گیری (تصحیح مطا لب چاپی وغیره )
drylot محوطه محصور ومحدودی برای زراعت وغیره
cadre واحدی ازقبیل قضایی واداری ونظامی وغیره
He is a corrupt official . مأمور فاسدی است ( رشوه می گیرد وغیره )
To turn on the light(radio, T. V). چراغ ( رادیو ؟تلویزیون وغیره ) راروشن کردن
To turn off the lights. (T. V. ,radio). چراغ ( تلویزیون ؟ رادیو وغیره ) راخاموش کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com