English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 69 (6 milliseconds)
English Persian
privacy پوشیدگی پنهانی
Other Matches
occultness پوشیدگی
mysteriousness پوشیدگی
latency پوشیدگی
encasing پوشیدگی
mysticalness پوشیدگی
reconditeness پوشیدگی
privacy پوشیدگی
in defilade تحت پوشیدگی
mossiness پوشیدگی از خزه
downiness پوشیدگی ازکرک
pubes پوشیدگی ازکرک
immersion پوشیدگی فرورفتن در اب
snowiness پوشیدگی از برف
featheriness پوشیدگی باپر
grassiness پوشیدگی از علف
weediness پوشیدگی ازعلف هرزه
secrecy راز پوشی پوشیدگی
pilosity پوشیدگی از مویاکرک پشمالویی
turfines پوشیدگی از ریشه یا چمن
disguisement تغییر قیافه یا جامه پوشیدگی
hoariness پوشیدگی ازموهای سفید وکوتاه
knobbiness پوشیدگی ازگره یابرامدگی قپه
scaliness پوشیدگی از پولک یا فلس جرم گرفتگی
villosity پوشیدگی از کرک و پرز پرزدار یا مخملی بودن
hugger mugger پنهانی
latently به پنهانی
occultness پنهانی
taking refuge پنهانی
hideousness پنهانی
deliescence پنهانی
covert پنهانی
hiding پنهانی
cryptographic پنهانی
hidings پنهانی
concealed پنهانی
furtiveness پنهانی
under hand درنهان به پنهانی
clandestine سازمان پنهانی
sneaks حرکت پنهانی
sneaked حرکت پنهانی
sneak حرکت پنهانی
latency مرحله پنهانی
potential نهانی پنهانی
encryption پنهانی کردن
cryptogram پیام پنهانی
abditory انبار پنهانی
covert operations عملیات پنهانی
cache memory حافظه پنهانی
latency پنهانی ناپیدایی
autotelic دارای عزم پنهانی
encryption algorithm الگوریتم پنهانی کردن
to be in cahoots with somebody [ to connive with somebody] [to make common cause with somebody] <idiom> همدستی پنهانی با کسی
secrecy پنهانی بودن سریت
undercurrent عمل پنهانی زیر موج
undercurrents عمل پنهانی زیر موج
to skive off early [British English] با عجله و پنهانی [جایی را] ترک کردن
to decamp با عجله و پنهانی [جایی را] ترک کردن
tamper مذاکرات پنهانی وزیر جلی داشتن
escape line مسیر نجات پرسنل درگیر در عملیات پنهانی وچریکی
bugged اطاق یا شیئی که حاوی یک وسیله استراق سمع پنهانی باشد
ratline عملیات عبور دادن مواد وپرسنل بطور پنهانی از مرزیا داخل داخل منطقه دشمن
to have a nibble پنهانی تکه تکه [کوچک] خوردن
clandestine assembly area منطقه تجمع قوای زیرزمینی منطقه تجمع نیروی پنهانی
clandestine سازمان زیرزمینی نهضت زیرزمینی نهضت براندازی پنهانی
reserve price قیمت پنهانی [در حراجی های فرش و در بازارهای خارج استفاده می شود یعنی صاحب فرش، یک قیمت حداقل در نظر می گیرد و اگر در مزایده قیمت پیشنهادی از آن پایین تر باشد، از فروش امتناع می کند.]
extending فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
extends فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
extend فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com