Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
to make a pile
پول بسیار اندوختن
Other Matches
vlsi
مجتمع سازی درمقیاس بسیار بزرگ تجمع مقیاس بسیار وسیع
infinity
حجم بسیار بسیار بزرگ که از بیشترین حد تصور هم بزرگتر باشد
super-
کامپیوتر main Frame بسیار قوی برای عملیات ریاضی بسیار سریع
ultra high frequency
بسامد بسیار بسیار زیاد
u.h.f.
بسامد بسیار بسیار زیاد
saves
اندوختن
hive
اندوختن
to put a way
اندوختن
to lay up
اندوختن
store
اندوختن
storing
اندوختن
save
اندوختن
saved
اندوختن
accumulating
اندوختن
lay in
اندوختن
roll up
اندوختن
piled
اندوختن
pile
اندوختن
salt away
اندوختن
put by
اندوختن
acquire
اندوختن
salt down
اندوختن
accumulate
اندوختن
accumulates
اندوختن
acquisitiveness
حس اندوختن مال
to a knowledge
دانش اندوختن
reserve
اندوختن اندوخته
reserving
اندوختن اندوخته
lay down
خریدن و اندوختن
to scratch up
بسختی اندوختن
to coffer
در صندوق اندوختن
to bunker
در انبار اندوختن
reserves
اندوختن اندوخته
cray
نوعی کامپیوتر بسیار بزرگ شرکت سازنده کامپیوترهای بسیار بزرگ
acquiring
حاصل کردن اندوختن
store
اندوختن انبار کردن
storing
اندوختن انبار کردن
acquires
حاصل کردن اندوختن
treasuring
گنجینه اندوختن گرامی داشتن
treasures
گنجینه اندوختن گرامی داشتن
treasured
گنجینه اندوختن گرامی داشتن
treasure
گنجینه اندوختن گرامی داشتن
chrematistic
پول جمع کن مربوط به اندوختن مال
to save for something
پس انداز کردن
[اندوختن ]
برای چیزی
quartz clock
بخش کوچکی از کریستال کواترنر که در فرکانس مشخص با اعمال ولتاژ مشخص مرتعش میشود و برای سیگنالهای ساعت بسیار دقیق کامپیوتر ها و سایر برنامههای زمانی بسیار دقیق به کار می رود
state-of-the-art
بسیار پیشرفته یا از نظر تکنیکی بسیار پیشرفته
refinance
تشکیلات جدید بکار تجاری خود دادن سرمایه اضافه اندوختن یابکار زدن
refinanced
تشکیلات جدید بکار تجاری خود دادن سرمایه اضافه اندوختن یابکار زدن
refinances
تشکیلات جدید بکار تجاری خود دادن سرمایه اضافه اندوختن یابکار زدن
refinancing
تشکیلات جدید بکار تجاری خود دادن سرمایه اضافه اندوختن یابکار زدن
an abundance of
بسیار
numerous
بسیار
abundant
بسیار
parlous
بسیار
powerfully
بسیار
sorely
بسیار
immortally
بسیار
far
بسیار
lashongs
بسیار
precious
بسیار
many
بسیار
overly
بسیار
beastby
بسیار
much
بسیار
multiplicity
بسیار
plenty
بسیار
unco
بسیار
ever so
بسیار
far and away
بسیار
thousand and one
بسیار
sopping
بسیار
very little
بسیار کم
by far
بسیار
multifarious
بسیار
detestable
بسیار بد
so mush
بسیار
very
بسیار
awfully
بسیار
seldom
بسیار کم
not a lettle
بسیار
awful
<adj.>
بسیار بد
muckle
بسیار
mickle or muckle
بسیار
mickle
بسیار
desperate
بسیار بد
all-
بسیار
all
بسیار
oftentimes
بسیار
no end of
بسیار
clinking
بسیار
multiped
بسیار پا
lot
بسیار
rotten
<adj.>
بسیار بد
lousy
<adj.>
بسیار بد
terrible
<adj.>
بسیار بد
sadly
بسیار بد
out and a way
بسیار
longeval
بسیار زی
galore
بسیار
multivincular
بسیار پیوند
bulimy
حرص بسیار
pianissimo
بسیار اهسته
precipitance
تعجیل بسیار
prepotency
نفوذ بسیار
multocular
بسیار چشم
of great importance
بسیار مهم
precisionist
بسیار دقیق
multitudinously
با گروه بسیار
multisonous
بسیار صدا
prepotent
بسیار توانا
precipitancy
تعجیل بسیار
multidentate
بسیار دندان
ultramodern
بسیار تازه
multiform
بسیار شکل
pleophagous
بسیار خوار
corking
بسیار عالی
inappreciable
نامحسوس بسیار کم
v.l.f.
بسامد بسیار کم
multisonant
بسیار صدا
multangular
بسیار گوشه
at railway speed
بسیار تند
death trap
بسیار خطرناک
peracute
بسیار حاد
death traps
بسیار خطرناک
addition resin
بسیار افزایشی
addition polymer
بسیار افزایشی
overrefinement
تصفیه بسیار
abysm
بسیار عمیق
overripe
بسیار رسیده
abysses
بسیار عمیق
amazedly
باشگفت بسیار
ambrosial
بسیار مطبوع
peracute
بسیار سخت
at full lick
بسیار تند
at a premium
بسیار مطلوب
at a great rat
بسیار تند
ad nauseam
بسیار زننده
all-powerful
بسیار نیرومند
ogygian
بسیار کهنه
perfervid
بسیار باحرارت
oliguresis
پیشاب بسیار کم
hunky dory
بسیار خوب
abyss
بسیار عمیق
polygonal
بسیار پهلو
hairline rule
خط بسیار نازک
meticulosity
دقت بسیار
polygram
شکل بسیار خط
sizzler
بسیار گرم
polyhistor
بسیار دانی
heart break
اندوه بسیار
polyhistor
دانش بسیار
heavy poll
ارا بسیار
high strung
بسیار حساس
the d. is in him
بسیار شروراست
thank you very much
بسیار ممنونم
supersubtlety
زرنگی بسیار
polygonal
بسیار گوشه
infernality
زشتی بسیار
many books
کتابهای بسیار
many persons
مردمان بسیار
polychromic
بسیار رنگ
supereminent
بسیار بلند
superfine
بسیار فریف
gelid
بسیار سرد
superheat
بسیار گرم
polyphagous
بسیار غذا
polyphonic
بسیار صدا
deep read
بسیار خوانده
dateless
بسیار قدیم
d. stupid
بسیار کودن
polystome
جانور بسیار
pointdovice
بسیار درست
point device
بسیار درست
primordiality
قدمت بسیار
much pleased
بسیار خوشتود
much rain
باران بسیار
delightsome
بسیار دلپسند
deluxe
بسیار زیبا
polystomatous
جانور بسیار
polychromatic
بسیار رنگ
polyphonous
بسیار صدا
polysemia
بسیار معنایی
e. use ful
بسیار سودمند
dozens of girls
ذختران بسیار
polysemous
بسیار معنی
dirt cheap
بسیار ارزان
diaphoresis
خوی بسیار
punctuality
دقت بسیار
much was said
بسیار چیزهاگفته شد
multitudes
گروه بسیار
monstrosities
شرارت بسیار
polygraphs
بسیار نویس
polygraph
بسیار نویس
superbly
بسیار خوب
regiment
گروه بسیار
well-to-do
<idiom>
بسیار ثروتمند
be unable to say boo to a goose
بسیار ترسو
oft
بسیار رخ دهنده
wary
بسیار محتاط
herculean
بسیار دشوار
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com