Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
shamanism
پیروی از عقاید جادوگران وکاهنان دوران اولیه تمدن بشر
Other Matches
occidentalism
پیروی از فرهنگ و تمدن باختری
westernization
فرنگی مابی پیروی از تمدن مغرب زمین
presbyterianism
پیروی از عقاید کلیسای مشایخی پروتستان
naturism
عریان گری
[پیروی از عقاید جماعت برهنگان]
closed cycle reactor system
در هسته شناسی راکتوری که در ان گرمای اولیه حاصل ازشکافت برای انجام کار مفیدتوسط دوران یا گردش ماده سرد کننده در یک مدار بسته دارای مکانیزم تبادل حرارتی به خارج از هسته منتقل میشود
business cycle
دوران اقتصادی یا تجارتی دوران ترقی و تنزل فعالیت تجاری و اقتصادی
Ideal City
[شهر موجود در نمونه اولیه و نقشه اولیه]
basic communication
گزارش یا مدرک اولیه مکاتبات اولیه
witch-hunt
محاکمه و تعقیب جادوگران تعقیب توهمات
witch hunt
محاکمه و تعقیب جادوگران تعقیب توهمات
witch-hunts
محاکمه و تعقیب جادوگران تعقیب توهمات
Safavid period
دوران صفویه
[اوج دوران شکوفایی فرش ایران که دیگر هرگز تکرار نشد. ایجاد کارگاه های بزرگ قالبافی اصفهان و کاشان تحولی شگرف به دنبال داشت و شاهکارهای آن هنوز در موزه های جهان جلوه گری می کند.]
basic data
دادههای اولیه عناصر اولیه
civilization
تمدن
culturing
تمدن
kultur
تمدن
civilisations
تمدن
uncivil
بی تمدن
rugged
بی تمدن
civilizations
تمدن
cultures
تمدن
culture
تمدن
uncivilly
بی تمدن
restoration
احیا و مرمت فرش
[برای بازگرداندن فرش به حالت اولیه آن باید علاوه بر استفاده از مواد اولیه، از تجربه کافی نیز برخوردار بود.]
civilizable
تمدن پذیر
white civilization
تمدن نژاد سفید
westernised
تمدن غربی را پذیرفتن
westernising
تمدن غربی را پذیرفتن
westernize
تمدن غربی را پذیرفتن
decivilize
از تمدن خارج کردن
westernizing
تمدن غربی را پذیرفتن
westernized
تمدن غربی را پذیرفتن
westernizes
تمدن غربی را پذیرفتن
florescence
حد اعلای تمدن یک قوم
hun
مخرب تمدن المانی
westernises
تمدن غربی را پذیرفتن
basic issue list
اقلام مندرج در فهرست توزیع اولیه اقلام بار مبنای اولیه اقلام شارژ انبار
dogmatic marxism
مارکسیسم دگماتیک اصطلاح ابداعی لنین برای مارکسیسم اولیه و نیزبیان طرز فکر کسانی که معتقد به رعایت بی کم وکاست اصول اولیه ابراز شده به وسیله مارکس بدون جرح و تعدیل و تصحیح بودند
minoan
مربوط به تمدن باستان عصرمفرغ جزیره کرت
multiplicity of creeds
تعد د عقاید
mendelism
عقاید مندل
inquisitors
مفتش عقاید
inquisitor
مفتش عقاید
censorship
سانسور عقاید
dogmas
اصول عقاید
feet on the ground
<idiom>
عقاید عاقلانه
religious tenets
عقاید مذهبی
nihilism
عقاید نهیلیستی
dogma
اصول عقاید
colony
موسسه ای دور از تمدن برای گروهی از مردم
[مانند زندان]
soundboard
عامل انتشار عقاید
medievalism
عقاید قرون وسطایی
sounding boards
عامل انتشار عقاید
sounding board
عامل انتشار عقاید
small-minded opinions
عقاید کوته نظر
paradoxical
مخالف عقاید عمومی
rationale
توضیح اصول عقاید
leninism
عقاید اشتراکی لنین
symbolically
مط العه دلایل و عقاید
symbolic
مط العه دلایل و عقاید
neologize
دارای عقاید نوین
lutheranism
عقاید لوتر وکلیسای او
orientalism
عقاید یا سیاست شرقی
fascism
اصول عقاید فاشیست
sound off
<idiom>
عقاید را بیان کردن
orthodox
مطابق عقاید کلیسای مسیح
syncretism
اعتقاد به توحید عقاید همتایی
syncretic
تلفیق کننده عقاید مختلف
Machiavellian
وابسته به عقاید سیاسی "ماکیاولی "
junkerism
عقاید یا قلمرونفوذ اشراف پروسی
doctrinal
عقیدهای مبنی بر عقاید نظری
ultranationalism
عقاید ناسیونالیزم خیلی افراطی
junkerdom
عقاید یا قلمرونفوذ اشراف پروسی
to turn round
برگشتن عقاید دیگری پیدا کردن
russify
دارای عقاید وتمایلات روسی کردن
His political beliefs are old hat now .
عقاید سیاسی اش دیگه کهنه شده
public opinion polling
استخراج عقاید و اراء عمومی رفراندوم
swelled head
دارای عقاید بزرگ خود فروش
self expression
ابراز وتصریح عقاید وخصوصیات خود
inquisitions
تفتیش عقاید مذهبی از طرف کلیسا
inquisition
تفتیش عقاید مذهبی از طرف کلیسا
stalinize
کسی را پیرو عقاید ونظرات استالین کردن
ideogram
تجسم و نمایش عقاید و افکارو اجسام با تصویر
brainwashing
تلقین عقاید و افکارسیاسی ومذهبی واجتماعی درشخص
heterodox
دارای مذهب وعقایدی مخالف عقاید عمومی
romanism
اصول عقاید کلیسای کاتولیک معتقدات کاتولیکی
shavian
پیرو عقاید اجتماعی وسیاسی وادبی برناردشاو
interfaith
شامل اشخاصی دارای عقاید وادیان مختلف
amenableness
پیروی
imitation
پیروی
following
پیروی
sequacity
پیروی
subsequent
پیروی
imitations
پیروی
subjection
پیروی
fundamentalism
اعتقاد به عقاید نیاکانی مسیحیت واصول دین پروتستان
brainwashes
تلقین عقاید ومسلک تازهای شستشوی مغزی دادن
Hungarian Activism
[جنبشی مربوط به عقاید سازندگی گرایی، کوبیستم و غیره]
brainwashed
تلقین عقاید ومسلک تازهای شستشوی مغزی دادن
modernism
نو گرایی سازش دادن عقاید قدیم باافکار جدید
brainwash
تلقین عقاید ومسلک تازهای شستشوی مغزی دادن
conforming
پیروی کردن
sectarianism
پیروی از یک فرقه
conformed
پیروی کردن
conform
پیروی کردن
go by
پیروی کردن از
to follow the example of
پیروی کردن از
faddism
پیروی از مد زودگذر
to do after
پیروی کردن
conscientiousness
پیروی وجدان
conventionalism
پیروی از رسوم
conformance
پیروی متابعت
follow
پیروی استنباط
conforms
پیروی کردن
pursuitmeter
پیروی سنج
followed
پیروی استنباط
follows
پیروی کردن از
listened
پیروی کردن از
follows
پیروی استنباط
listen
پیروی کردن از
law abidingness
پیروی قانون
religiousness
پیروی مذهب
orinality
پیروی ابتکار
listening
پیروی کردن از
listens
پیروی کردن از
followed
پیروی کردن از
follow
پیروی کردن از
autonomy
خود پیروی
sensuousness
پیروی جسمانی
Taoism
پیروی از طریقت چینی
to follow in ones footsteps
پیروی تاتقلیدازکسی کردن
scientism
پیروی از روش علمی
lyricism
پیروی از سبک اشعاربزمی
to go by a rule
ازقانونی پیروی کردن
episcopalianism
پیروی از کلیسای اسقفی
conformity
پیروی از رسوم یاعقاید
Jungian
پیروی یونگ
[روانشناسی]
islamism
پیروی از دین اسلام
Scientologist
پیروی دین ساینتولوژی
conventionality
پیروی از سنت قدیم
pursuit rotor
پیروی سنج چرخان
heteronomy
پیروی از قانون دیگری
psychologism
پیروی از اصول روانی
isolationism
پیروی از سیاست انزوا
rotary pursuit
پیروی سنج چرخان
manichaeism
پیروی از دین مانی
nudism
پیروی از عقایدجماعت برهنگان
sentimentality
پیروی از عواطف واحساسات
sentimentalism
پیروی از عواطف واحساسات
illuminism
پیروی ازفلسفه اشراقی
probity
پیروی دقیق از اصول
sensationalism
پیروی از عواطف واحساسات
censeur
ممانعت قدرت حاکمه یک کشور ازنشر عقاید مخالفین به هرشکلی که باشد
predestinarianism
پیروی از فلسفه قدری وجبری
specialism
پیروی علم یا پیشه ویژه
inflationism
پیروی از روش تورم اقتصادی
latitudinarianism
پیروی از وسعت نظر پنهاگرایی
lyrism
پیروی از سبک اشعار بزمی
sensualize
پیروی از هوای نفس کردن
classicism
پیروی از سبکهای یونان وروم
Methodism
پیروی از متد یا روش بخصوصی
consequentiality
پیروی به ترتیب منطقی خودگیری
sensationalism
پیروی از مسائل احساساتی وشورانگیز
secarianism
پیروی از تیره یا فرقه یاحزبی
syndicalism
پیروی از اصول اتحادیه صنفی
sansculottism
پیروی از اصول انقلاب افراطی
vigilantism
پیروی از اصول جمعیتهای مذهبی
self abandonment
افسارگسیختگی پیروی از هوی هوس
classicalism
پیروی سبکهاوانشاهاوادبیات وصنایع باستانی
specialisms
پیروی علم یا پیشه ویژه
biblicism
پیروی تحت لفظی از کتاب مقدس
teetotalism
پیروی از اصل منع استعمال مسکرات
classicize
ازسبک ادبی باستانی پیروی کردن
pedantry or pedantism
پیروی ازعلم کتابی یا قواعد نظری
trade unionism
پیروی از اصول وروشهای اتحادیه اصناف
italianism
پیروی از اداب و رسوم مردم ایتالیا
literalism
پیروی تحت اللفظی از چیزی ملانقطی
ideologies
بحث و گفتگو در موردافکار و عقاید فکری که ابتدا"ابراز شده و نتیجه مسائل قبلی نباشد
ideology
بحث و گفتگو در موردافکار و عقاید فکری که ابتدا"ابراز شده و نتیجه مسائل قبلی نباشد
sacramentalism
اعتقاد به پیروی از مراسم دینی جهت رستگاری
pedantize
پیروی علم کتاب یاقواعد نظری کردن
compliance index
شاخص نشان دهنده قابلیت پیروی از علایم راهنمایی
owenism
اصول عقاید رابرت اون کارخانه دار انگلیس در قرن 91 که شاید بتوان منشاء سوسیالیزم نوینش دانست
economic determinism
یکی ازاصول عقاید مارکس که به موجب ان جمیع تحولات اجتماعی وسیاسی ناشی ازجبر اقتصادی تلقی می گردد
gyration
دوران
gyrations
دوران
periods
دوران
circulations
دوران
era
دوران
rotation
دوران
circulation
دوران
eras
دوران
vertigo
دوران
period
دوران
cycled
دوران
swimming
دوران
cycles
دوران
cycle
دوران
myrmidon
یکی از اهالی جنگجوی thessalyکه در جنگ troyپادشاه خودرا پیروی کردند
rotation
چرخش دوران
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com