English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English Persian
reaction progress پیشرفت واکنش
Search result with all words
advancement degree of reaction درجه پیشرفت واکنش
Other Matches
shortening reaction واکنش مختصر واکنش کوتاه کننده
attainments پیشرفت
furtherance پیشرفت
improvements پیشرفت
advance پیشرفت
accomplishment پیشرفت
attainment پیشرفت
progressing پیشرفت
promotions پیشرفت
promotion پیشرفت
progression پیشرفت
progressions پیشرفت
growth پیشرفت
growths پیشرفت
lifts پیشرفت
headway پیشرفت
going پیشرفت
advancing <adj.> پیشرفت
achievement پیشرفت
achievements پیشرفت
lifting پیشرفت
lifted پیشرفت
advance پیشرفت
improvement پیشرفت
development پیشرفت
developments پیشرفت
lift پیشرفت
undeveloed بی پیشرفت
underdeveloped کم پیشرفت
proceedings پیشرفت ها
advances پیشرفت ها
progress پیشرفت
head way پیشرفت
progress پیشرفت
advance پیشرفت
progression پیشرفت
advances پیشرفت
improvement پیشرفت
advancing پیشرفت
achievement age سن پیشرفت
advancement پیشرفت
progresses پیشرفت
progressed پیشرفت
rebounded واکنش
rebounding واکنش
rebound واکنش
rebounds واکنش
response واکنش
responses واکنش
overall reaction واکنش کل
reflexes واکنش
reactional واکنش
consecutive reaction واکنش پی در پی
reactance واکنش
reaction واکنش
reflex واکنش
reactions واکنش
economic progress پیشرفت اقتصادی
to make headway پیشرفت کردن
to make way پیشرفت کردن
degree of advancement درجه پیشرفت
velocity of advance تندی پیشرفت
scholastic achievement پیشرفت تحصیلی
to gain ground پیشرفت کردن
academic achievement پیشرفت تحصیلی
developmental stage مرحله پیشرفت
furthered پیشرفت کردن
thriving پیشرفت کردن
thrives پیشرفت کردن
thrived پیشرفت کردن
thrive پیشرفت کردن
becalms از پیشرفت بازداشتن
accomplishment quotient بهر پیشرفت
the a of the army پیشرفت ارتش
achievement quotient بهر پیشرفت
progressivist پیشرفت گرای
progress chaser نافر پیشرفت
achievement test آزمون پیشرفت
n achievement نیاز پیشرفت
improvement curve منحنی پیشرفت
achievement need نیاز پیشرفت
achievement motive انگیزه پیشرفت
achievement curve منحنی پیشرفت
come along پیشرفت کردن
technical progress پیشرفت فنی
technological improvement پیشرفت فنی
furthers پیشرفت کردن
furthering پیشرفت کردن
aq بهر پیشرفت
further پیشرفت کردن
blooming پیشرفت کننده
becalming از پیشرفت بازداشتن
proceeding پیشرفت طرز
rises پیشرفت ترقی
progressing پیشرفت کار
accession دخول پیشرفت
beat پیشرفت زنش
beats پیشرفت زنش
advancing پیشرفت پیشروی
development رشد پیشرفت
rise پیشرفت ترقی
obstructionist از پیشرفت کارمجلس را از
developments رشد پیشرفت
progressing پیشرفت پیشروی
progresses پیشرفت کار
advance پیشرفت پیشروی
advances : پیشروی پیشرفت
advances پیشرفت پیشروی
progress پیشرفت کردن
progress پیشرفت پیشروی
progress پیشرفت کار
progressed پیشرفت کردن
progressed پیشرفت پیشروی
progressed پیشرفت کار
progresses پیشرفت کردن
progresses پیشرفت پیشروی
progress of negotiations پیشرفت مذاکرات
to make progress پیشرفت کردن
progressing پیشرفت کردن
becalmed از پیشرفت بازداشتن
get ahead <idiom> پیشرفت کردن
here goes <idiom> پیشرفت کردن
ongoing درحال پیشرفت
to unfold پیشرفت کردن
make a dent in <idiom> پیشرفت کردن
capability استعداد پیشرفت
becalm از پیشرفت بازداشتن
Luddite پیشرفت گریز
Luddites پیشرفت گریز
instantaneous reaction واکنش فوری
elimination reaction واکنش حذفی
elementary reaction جزء واکنش
nuclear reaction واکنش هستهای
net reaction واکنش نتیجه
reactant واکنش کننده
displacement reaction واکنش جانشینی
mass reaction واکنش کلی
irreflexive بدون واکنش
electrocyclic reaction واکنش الکتروسیکلی
intermediate reaction واکنش واسطه
instantaneous reaction واکنش انی
exothermic reaction واکنش گرماده
growth reaction واکنش رشد
grief reaction واکنش سوگ
fugue reaction واکنش گریز
frequency response واکنش بسامدی
false reaction واکنش کاذب
forward reaction واکنش رفت
first order reaction واکنش مرتبه یک
exchanger reaction واکنش تبادلی
haloform reaction واکنش هالوفرم
endothermic reaction واکنش گرماگیر
insertion reaction واکنش جایگیری
emergency reaction واکنش اضطرار
homogeneous reaction واکنش همگن
hikite دست واکنش
half reaction نیم واکنش
heterogeneous reaction واکنش ناهمگن
heat of reaction گرمای واکنش
favorskii reaction واکنش فاروسکی
overreaction واکنش افراطی
reactivity واکنش پذیری
reboant دارای واکنش
reformatsky reaction واکنش رفرماتسکی
response time زمان واکنش
retroact واکنش داشتن
side reaction واکنش جانبی
spectral response واکنش طیفی
substitution reaction واکنش استخلافی
suprafacial reaction واکنش تک رخی
third order reaction واکنش مرتبه سه
transfer reaction واکنش انتقالی
transient response واکنش گذرا
unimolecular reaction واکنش تک مولکولی
reaction time زمان واکنش
double-takes واکنش دوگانه
double-take واکنش دوگانه
conditioned response واکنش شرطی
photoperiodism واکنش نوری
quenching reaction واکنش فرونشانی
reaction graph گراف واکنش
rate of reaction سرعت واکنش
reactance واکنش برق
reactant واکنش دهنده
reaction chamber اطاق واکنش
reaction coordinates مختصات واکنش
reaction curve منحنی واکنش
reaction equation معادله واکنش
reaction formation واکنش وارونه
reaction key کلید واکنش
reaction potential پتانسیل واکنش
reaction products فراوردههای واکنش
reaction threshold استانه واکنش
witting reaction واکنش ویتیگ
reacting واکنش کردن
reactors عامل واکنش
acid reaction واکنش اسیدی
addition reaction واکنش افزایشی
alarm reaction واکنش هشدار
aldol condensation واکنش الدولی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com