Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (7 milliseconds)
English
Persian
lockstep
پیشروی افراد پشت سریکدیگر
Other Matches
advance
پیشروی بسوی دروازه راهیابی به دور بعد پیشروی
advancing
پیشروی بسوی دروازه راهیابی به دور بعد پیشروی
advances
پیشروی بسوی دروازه راهیابی به دور بعد پیشروی
characterization
مجسم کردن افراد ذکر خصوصیات افراد
advancing
پیشروی پیشروی کردن
advances
پیشروی پیشروی کردن
advance
پیشروی پیشروی کردن
private
رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
privates
رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
levee en masse
عبارت است از مسلح شدن افراد یک مملکت جهت مبارزه با دشمن پیش از رسیدن قوای خصم به خاک خودی این افراد که اشکارا سلاح حمل می کنندملزم به رعایت قوانین جنگ هستند
enlisted section
قسمت مربوط به افراد یاسربازان قسمت اقدام افراد
battery of tests
گروه ازمونهای کارایی افراد گروه ازمونهای خصوصیات پرسنلی افراد
progression
پیشروی
advance
پیشروی
onrush
پیشروی
antecedence
پیشروی
head way
پیشروی
advancing
پیشروی
victory
پیشروی
victories
پیشروی
progressions
پیشروی
proceedings
پیشروی ها
improvement
پیشروی
marching
پیشروی
marched
پیشروی
precession
پیشروی
progression
پیشروی
progress
پیشروی
advance
پیشروی
advances
پیشروی ها
march
پیشروی
marches
پیشروی
advances
پیشرفت پیشروی
axis of advance
محور پیشروی
gain ground
پیشروی کردن
grind out
پیشروی مختصر
speed of advance
سرعت پیشروی
advance force
نیروی پیشروی
marine transgression
پیشروی دریا
birl
پیشروی باچرخیدن
law of progression
قانون پیشروی
self advancement
پیشروی نفس
progress
پیشرفت پیشروی
advance
پیشرفت پیشروی
advances
: پیشروی پیشرفت
advancing
پیشرفت پیشروی
set forward
فشار پیشروی
progressed
پیشرفت پیشروی
progresses
پیشرفت پیشروی
saltation
پیشروی بتدریج
progressing
پیشرفت پیشروی
heads up
سمت مسیر پیشروی
sitzkrieg
جنگ بدون پیشروی
get by
مخفیانه پیشروی کردن
ground grainer
مهاجمی که پیشروی میکند
advance march
پیشروی حرکت به جلو
advancing units
یکانهای پیشروی کننده
heads up
وضعیت مسیر پیشروی
lunging
پیشروی ناگهانی خیز
marching order
[travel order]
دستور پیشروی
[ارتش]
lunge
پیشروی ناگهانی خیز
lunged
پیشروی ناگهانی خیز
lunges
پیشروی ناگهانی خیز
advance to contact
پیشروی برای اخذ تماس
sternway
پیشروی ناواز سمت پاشنه
steerage way
پیشروی در سمت حرکت یکان
covered approach
پیشروی پوشیده معابر مخفی
to issue marching order
دستور پیشروی دادن
[ارتش]
lap course
جهت پیشروی نوار مین روبی
progressive attack
پیشروی شمشیرباز با حرکات تهاجمی گوناگون
blocked
پخش پارازیت سدکردن مسیر پیشروی
block
پخش پارازیت سدکردن مسیر پیشروی
blocks
پخش پارازیت سدکردن مسیر پیشروی
advance variation
واریاسیون پیشروی پیاده دردفاع فرانسوی
marched
نظامی وار راه رفتن پیشروی کردن
march
نظامی وار راه رفتن پیشروی کردن
marching
نظامی وار راه رفتن پیشروی کردن
first down
اولین تماس با زمین پیشروی 09 متری با 4تماس
marches
نظامی وار راه رفتن پیشروی کردن
heads up display
وسیله نشان دهنده وضعیت مسیر پیشروی
chain
زنجیر 09 متری برای اندازه گیری خط پیشروی
chains
زنجیر 09 متری برای اندازه گیری خط پیشروی
accompanying fire
اتشی که پیاده نظام در زیران پیشروی میکند
enlistedman
افراد
enlisted personnel
افراد
trooping
افراد
trooped
افراد
troop
افراد
personnel
افراد
men
افراد
platoons
جوخهء افراد
platoon
جوخهء افراد
equal status persons
افراد همپایه
withindoors
افراد داخل
head count
جمع افراد
head counts
جمع افراد
top-level
افراد عالیرتبه
cognoscenti
افراد مطلعدربارهموضوعیخاص
packed out
پر و مملو از افراد
filler personnel
افراد جایگزینی
service club
باشگاه افراد
enlistee
افراد داوطلب
category
طبقه افراد
roll call
نامیدن افراد
personnel status
وضع افراد
enlisted personnel
طبقه افراد
liberty men
افراد مرخصی
posse comitatus
دسته افراد پلیس
family size
تعداد افراد خانواده
dependents
افراد تحت تکفل
close station
افراد بدو مرخص
personal error
خطاهای انفرادی افراد
swallow one's pride
<idiom>
متواضع کردن افراد
part owners
افراد شریک المال
noncombatant
افراد غیر نظامی
rouse out
بیدار کردن افراد
receptee
افراد مورد پذیرش
special olympics
المپیک افراد استثنایی
target audience
افراد مورد نظر
the common wealth of learning
افراد اهل علم
transfer station
محل انتقال افراد
transfer station
محل اعزام افراد
top-level
توسط افراد عالیرتبه
coachload
افراد سوار بر درشکه
play the field
<idiom>
با افراد مختلفی قرارگذاشتن
personnel monitoring
بازرسی بدنی از افراد
billet slip
لوحه اسکان افراد
condemn
محکوم کردن افراد
bachelor quarters
منازل افراد مجرد
condemning
محکوم کردن افراد
condemns
محکوم کردن افراد
avast
افراد به جای خود
aptitude area
حیطه قابلیت افراد
commandos
افراد نیروی مخصوص
troops
افراد قسمتها سربازان
army deposit fund
پس انداز انفرادی افراد
billet slip
کارت محلهای افراد
cimmerian
افراد کشور فلمات
morale
روحیه افراد مردم
favouritism
افراد مورد توجه
characterization
نوشتن بیوگرافی افراد
commando
افراد نیروی مخصوص
IMA
قالب ها و خصوصیات افراد است
huddles
ازدحام اجتماع افراد یک تیم
huddled
ازدحام اجتماع افراد یک تیم
people sniffer
رادار کشف افراد دشمن
personal salute
تیر سلام برای افراد
huddling
ازدحام اجتماع افراد یک تیم
personal salute
مراسم سلام افراد برجسته
intransit strenth
افراد در حال حرکت یا انتقال
rotation
تعویض نوبتی یکانها یا افراد
life line
طناب اتصال افراد به یکدیگر
leatherneck
جزو افراد تفنگداران دریایی
roll call
حاضر و غایب کردن افراد
chartered
بین افراد دلالت کند
huddle
ازدحام اجتماع افراد یک تیم
aptitude area
حدودشایستگی افراد حیطه شایستگی
Applicants flooded in.
سیل افراد ( متقاضیان ) جاری شد
whom it may concern
برای اطلاع افراد ذیربط
Certain notorious ( dubious ) characters .
عده افراد معلوم الحال
troop housing
کوی درجه داران یا افراد
biographical intelligence
اطلاعات مربوط به بیوگرافی افراد
biographical information blank form
فرم پر نشده بیوگرافی افراد
posses
دسته افراد پلیس جماعت
posse
دسته افراد پلیس جماعت
charter
بین افراد دلالت کند
assembly
محل بسیج افراد احتیاط
Do not admit any outsiders.
افراد غیره را راه ندهید
charters
بین افراد دلالت کند
sociometry
سنجش روابط افراد جامعه
chartering
بین افراد دلالت کند
preference blank
دستگاه کشف علایق وسرگرمیهای افراد
split ticket
<idiom>
انتخاب افراد سیاسی برای رای
intermarriage
ازدواج افراد ملل یا نژادهای مختلف
CSE
آزمونیدر بریتانیا کهاز افراد 51 یا 61 سالهبعملمیاید
oral trade test
ازمون شفاهی از اطلاعات عمومی افراد
human machine interface
حدی که در ان افراد با ماشین ها محاوره می کنند
army standard score
نمرات استاندارد و اندازههای بدنی افراد
atomistic evalution
ارزیابی نظرات افراد در موردتبلیغات یک محصول
lunatic fringe
افراد افراطی وتندرو گروههای حزبی
character guidance
راهنمایی و مشاوره با افراد سخنرانی مذهبی
queued
صف افراد که یکی پشت سر دیگر منتظر هستند
conferences
ملاقات با افراد برای بحث در مورد یک مشکل
an infinite verb
فعلی که محدود به شخص و افراد جمع نیست
zouave
یکی از افراد پیاده نظام فرانسوی در الجزایر
conference
ملاقات با افراد برای بحث در مورد یک مشکل
queues
صف افراد که یکی پشت سر دیگر منتظر هستند
buzzword
کلمهای که بین گروهی از افراد معروف است
queue
صف افراد که یکی پشت سر دیگر منتظر هستند
queueing
صف افراد که یکی پشت سر دیگر منتظر هستند
enlisted
داوطلب خدمت سربازی سرباز وفیفه افراد
longtour area
منطقه استراحت خارج ازکشور افراد نظامی
intermarried
ازدواج کردن با افراد ملل یانژادهای مختلف
intermarries
ازدواج کردن با افراد ملل یانژادهای مختلف
oligopoly
تولید کالا توسط افراد یا شرکتهای معدودی
intermarry
ازدواج کردن با افراد ملل یانژادهای مختلف
oligrachy
حکومتی که قدرت ان در دست افراد معدود باشد
intermarrying
ازدواج کردن با افراد ملل یانژادهای مختلف
pit crew
افراد مامور کمک به هرراننده در منطقه خود او
internee
فراری ازخطوط دشمن افراد وارد شده به منطقه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com