Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
Turn off the light before you leave.
پیش از رفتن چراغ را خاموش کن
Other Matches
flashed
روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
flash
روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
flashes
روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
to blow out alamp
خاموش کردن چراغ
his hope was snuffed out
چراغ امیدش خاموش شد
light line
خط خاموش کردن چراغ خودروها
to go out
خاموش شدن
[شمع یا چراغ یا آتش یا سیگار]
black out
قطع کامل برق خاموش شدن چراغ ها خاموشی شهر
shutdowns
دستوری که ویندوز را خاموش میکند و در صورتی که PC سازگار داشته باشد , کامپیوتر را هم خاموش میکند
shutdown
دستوری که ویندوز را خاموش میکند و در صورتی که PC سازگار داشته باشد , کامپیوتر را هم خاموش میکند
pussyfoot
دزدکی راه رفتن اهسته ودزدکی کاری کردن طفره رفتن
goose step
رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
you have no option but to go
چارهای جز رفتن ندارید کاری جز رفتن نمیتوانیدبکنید
mouch
راه رفتن دولادولاراه رفتن
hist
خاموش
extinguished
خاموش
mumchance
خاموش
soundless
خاموش
silent
خاموش
quiescent
خاموش
off
خاموش
uncommunicative
خاموش
h!
خاموش
on/off light
خاموش
on/off
خاموش
on-off button
خاموش
whist
خاموش
to dry up
خاموش شدن
to burn out
خاموش شدن
turn out
<idiom>
خاموش کردن
tight mouthed
کم حرف خاموش
quietest
ساکن خاموش
quenchless
خاموش نشدنی
snuff
خاموش شدن
tight-lipped
کم حرف خاموش
put out
خاموش کردن
quaker's meeting
انجمن خاموش
quiet
ساکن خاموش
spark arrester
جرقه خاموش کن
taciturn
کم سخن خاموش
to hold one's tongue
خاموش شدن
outed
دستگاه خاموش
outed
خاموش کردن
out-
دستگاه خاموش
out-
خاموش کردن
out
دستگاه خاموش
out
خاموش کردن
tight lipped
کم حرف خاموش
reserved
خاموش کم حرف
quenching
خاموش کردن
to switch off
خاموش کردن
to stand mute
خاموش ماندن
to snuff out
خاموش کردن
to keep silence
خاموش شدن
to keep silence
خاموش بودن
extinction
خاموش سازی
to put out
خاموش کردن
stills
خاموش ساکت
stillest
خاموش ساکت
stiller
خاموش ساکت
still
خاموش ساکت
Quiet!silence!
خاموش ( ساکت ) !
hush
خاموش کردن
smothering
خاموش کردن
smothered
خاموش کردن
smother
خاموش کردن
suffocating
خاموش کردن
suffocates
خاموش کردن
suffocated
خاموش کردن
suffocate
خاموش کردن
glumpy
خاموش وکدر
extinguishing
خاموش کردن
smothers
خاموش کردن
extinguishable
خاموش کردنی
tacit
مقدر خاموش
silencing
خاموش شدن
silences
خاموش شدن
silenced
خاموش شدن
silence
خاموش شدن
extinguisher
خاموش کننده
silencers
خاموش کننده
silencer
خاموش کننده
dout
خاموش کردن
dry up
خاموش شدن
extinctive
خاموش کننده
extinguishes
خاموش کردن
inextinguishable
خاموش نشدنی
turn off
خاموش کردن
he did not open his lips
خاموش ماند
go out
خاموش شدن
turn-offs
خاموش کردن
inactive status
خط مشی خاموش
extinguish
خاموش کردن
keep still
خاموش باش
turn-off
خاموش کردن
silencing
خاموش اتش قطع
silences
خاموش اتش قطع
turn off
<idiom>
بستن ،خاموش کردن
magnetic blow out
خاموش کننده مغناطیسی
snuff
خاموش سازی یافوت پف
silenced
خاموش اتش قطع
mum
سکوت شخص خاموش
fire engines
تلمبه اتش خاموش کن
fire engine
تلمبه اتش خاموش کن
snub
سربالا خاموش کردن
snubbed
سربالا خاموش کردن
snubbing
سربالا خاموش کردن
snubs
سربالا خاموش کردن
to smother a flame
شعله ای را خاموش کردن
fire extinguishers
خاموش کننده اتش
magnetic blow out with
با خاموش کننده مغناطیسی
silence
خاموش اتش قطع
lightning protection
با خاموش کننده مغناطیسی
quench
خاموش کردن ترساندن
inextinguishably
بطور خاموش نشدنی
fire extinguisher
خاموش کننده اتش
to die out away off
خاموش شدن پژمردن
at pause
مکث کنان خاموش
turn out
باکلید خاموش کردن
snuff
بافوت خاموش کردن
to talk down
خاموش یاساکت کردن
mums
سکوت شخص خاموش
quenched
خاموش کردن ترساندن
quenches
خاموش کردن ترساندن
stifle
خاموش کردن فرونشاندن
To dye ones hair.
موها را خاموش کردن
To extinguish a fire.
آتش را خاموش کردن
as hush as death
خاموش چون مردگان
turn off
خاموش کردن یاشدن
turn-off
خاموش کردن یاشدن
turn-offs
خاموش کردن یاشدن
fight the fire
اتش خاموش کردن
stifles
خاموش کردن فرونشاندن
stifled
خاموش کردن فرونشاندن
to laugh down
با خنده خاموش کردن
power
خاموش کردن یک وسیله
powers
خاموش کردن یک وسیله
to shut down a reactor
راکتوری را خاموش کردن
powering
خاموش کردن یک وسیله
extinct
منسوخه خاموش شده
powered
خاموش کردن یک وسیله
white steaming light
چراغ
lampad
چراغ
overtaking light
چراغ
lampers
چراغ
lamps
چراغ
nightlights
چراغ کم سو
nightlight
چراغ کم سو
lamplighter
چراغ چی
lamp
چراغ
blink
روشن خاموش شدن چراغها
wordless
غیرقابل بیان با لغات خاموش
inextinct
از بین نرفته خاموش نشده
smouldered
بی اتش سوختن خاموش کردن
i pause for a reply
خاموش مانده ام که پاسخ بگیرم
blinks
روشن خاموش شدن چراغها
to snuff out
در نتیجه گل گیری خاموش کردن
smoulders
بی اتش سوختن خاموش کردن
still
ساکت کردن خاموش شدن
smouldering
بی اتش سوختن خاموش کردن
stiller
ساکت کردن خاموش شدن
stillest
ساکت کردن خاموش شدن
smoulder
بی اتش سوختن خاموش کردن
stills
ساکت کردن خاموش شدن
smolders
بی اتش سوختن خاموش کردن
smoldering
بی اتش سوختن خاموش کردن
smoldered
بی اتش سوختن خاموش کردن
beacon off
رادارتعقیب هدف خود را خاموش کن
blinked
روشن خاموش شدن چراغها
stanch
خاموش کردن ساکت شدن
smolder
بی اتش سوختن خاموش کردن
strangle
یاد شده را خاموش کنید
magnetic blow out arrester
برقگیر با خاموش کننده مغناطیسی
power down
قطع برق خاموش کردن
obmutescence
خاموش نشینی سکوت عمدی
to lie low
در باب کارخود خاموش بودن
radar silence
خاموش کردن موقتی رادارها
warning light
چراغ خطر
dim light
چراغ جنگی
electric bulb
چراغ برق
dome light
چراغ برجک
traffic signal
چراغ راهنمایی
dashboard light
چراغ داشبورد
blinker
چراغ چشمک زن
spotlighting
چراغ نورافکن
spotlighted
چراغ نورافکن
spotlight
چراغ نورافکن
kerosene
نفت چراغ
neon
چراغ نئون
bunsen burners
چراغ بونزن
fixed light
چراغ ثابت
flash light
چراغ قوه
red light
چراغ قرمز
nightlights
چراغ خواب
lampshade
گنبدهی چراغ
nightlight
چراغ خواب
leading light
چشم و چراغ
fanal
چراغ گشتی
lampshades
گنبدهی چراغ
bunsen burner
چراغ بونزن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com