Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (34 milliseconds)
English
Persian
antedate
پیش بینی کردن جلوانداختن
antedated
پیش بینی کردن جلوانداختن
antedates
پیش بینی کردن جلوانداختن
Other Matches
anticipate
پیشدستی کردن جلوانداختن
anticipating
پیشدستی کردن جلوانداختن
anticipates
پیشدستی کردن جلوانداختن
anticipated
پیشدستی کردن جلوانداختن
forwarded
جلوانداختن
put forward
جلوانداختن
forward
جلوانداختن
pug nosed
دارای بینی کوتاه وسر بالا پهن بینی
snub-nosed
دارای بینی کوتاه وسر بالا پهن بینی
snub nosed
دارای بینی کوتاه وسر بالا پهن بینی
hip throw
گرفتن کمر مهاجم و از جلوانداختن او از روی کمر
septum
حفرههای بینی پره بینی
prediction
از قبل پیش بینی کردن محاسبه کردن
schedule
برنامه ریزی کردن پیش بینی کردن
predictions
از قبل پیش بینی کردن محاسبه کردن
schedules
برنامه ریزی کردن پیش بینی کردن
scheduled
برنامه ریزی کردن پیش بینی کردن
to read people's hands
کف بینی کردن
expecting
پیش بینی کردن
nose-picking
انگشت کردن در بینی
expected
پیش بینی کردن
expect
پیش بینی کردن
forecasted
پیش بینی کردن
miscalculates
بدپیش بینی کردن
second-guess
پیش بینی کردن
second-guesses
پیش بینی کردن
second-guessing
پیش بینی کردن
previse
پیش بینی کردن
second guess
پیش بینی کردن
miscalculating
بدپیش بینی کردن
prevision
پیش بینی کردن
miscalculated
بدپیش بینی کردن
foreshow
پیش بینی کردن
forecast
پیش بینی کردن
preparation
پیش بینی کردن
preparations
پیش بینی کردن
expects
پیش بینی کردن
second-guessed
پیش بینی کردن
prognosticate
پیش بینی کردن
foresee
پیش بینی کردن
miscalculate
بدپیش بینی کردن
foresees
پیش بینی کردن
dope
پیش بینی کردن
dopes
پیش بینی کردن
plans
پیش بینی کردن
plan
پیش بینی کردن
anticipating
پیش بینی کردن
anticipates
پیش بینی کردن
augur
پیش بینی کردن
augured
پیش بینی کردن
forecasts
پیش بینی کردن
to blow one's nose
بینی پاک کردن
anticipated
پیش بینی کردن
to make provision
پیش بینی کردن
augurs
پیش بینی کردن
anticipate
پیش بینی کردن
auguring
پیش بینی کردن
look forward to something
<idiom>
را لذت پیش بینی کردن
provide for in the budget
در بودجه پیش بینی کردن
preselect
پیش بینی موضع کردن
to provide for old age
پیش بینی روزگارپیری را کردن
predict
قبلا پیش بینی کردن
predicting
قبلا پیش بینی کردن
miscalculating
پیش بینی غلط کردن
predicts
قبلا پیش بینی کردن
miscalculated
پیش بینی غلط کردن
miscalculate
پیش بینی غلط کردن
miscalculates
پیش بینی غلط کردن
snuffling
زهد فروشی کردن صدای خس خس بینی
forecasts
براورد کردن از قبل پیش بینی
forecasted
براورد کردن از قبل پیش بینی
to p for a sum in the budget
مبلغی را بودجه پیش بینی کردن
foretaste
ازمایش قبلی پیش بینی کردن
forecast
براورد کردن از قبل پیش بینی
snuffle
زهد فروشی کردن صدای خس خس بینی
snuffles
زهد فروشی کردن صدای خس خس بینی
snuffled
زهد فروشی کردن صدای خس خس بینی
extrapolates
ازروی قرائن و امارات پیش بینی کردن
extrapolating
ازروی قرائن و امارات پیش بینی کردن
extrapolated
ازروی قرائن و امارات پیش بینی کردن
extrapolate
ازروی قرائن و امارات پیش بینی کردن
emunctory
مربوط به پاک کردن بینی عضو دافع فضولات بدن
guided propagation
تبلیغات پیش بینی شده انتشار امواج رادار در مسیرپیش بینی شده ردیابی هدایت شده رادار
vomer
استخوان میانی بینی استخوان تیغه بینی
anaglyph
عکس رنگی برجسته بینی تجزیه رنگ عکس در برجسته بینی
weather forecast
پیش بینی اوضاع جوی گزارش هواشناسی پیش بینی جوی
anticipated stock losses
تلفات پیش بینی شده اماد ضایعات پیش بینی شده
weather forecasts
پیش بینی اوضاع جوی گزارش هواشناسی پیش بینی جوی
predicting interval
فاصله زمانی پیش بینی شده هدف سبقت پیش بینی شده هدف
implied trust
امانت فرضی حالتی است که کسی به حکم مندرج در قانون و یاجمع شدن شرایطی که قانون پیش بینی کردن عنوان امین می یابد و یا در موردی مسئول تلقی میشود بدون انکه شخصا" به این امرتمایل داشته باشد
palmistry
کف بینی
mucus of the nose
اب بینی
night bilndness
شب بینی
nasally
از بینی
snivels
اب بینی
the handle of the face
بینی
snivelling
اب بینی
snoot
بینی
snivelled
اب بینی
nozzles
بینی
snot
اب بینی
cross eye
کج بینی
double vision
دو بینی
hand reading
کف بینی
rhinologist
بینی
graphology
خط بینی
cross eye
دو بینی
neb
بینی
rheum
اب بینی
pecker
بینی
nozzle
بینی
sniveling
اب بینی
nose
بینی
noses
بینی
sniveled
اب بینی
snivel
اب بینی
chiromancy
کف بینی
prognostications
پیش بینی
finesse
نکته بینی
forecasting
پیش بینی
prognostication
پیش بینی
nose
بینی اسب
subtility
باریک بینی
strology
زایجه بینی
projections
پیش بینی
worldview
جهان بینی
prediction
پیش بینی
ozena
قرحه بینی
arrangements
پیش بینی
arrangement
پیش بینی
prospectiveness
پیش بینی
strictures
باریک بینی
forcasting
پیش بینی
myopia
نزدیک بینی
megalomania
خودبزرگ بینی
predictions
پیش بینی
noses
بینی اسب
projection
پیش بینی
nasal
مربوط به بینی
vibrissa
موی بینی
spectroscope
طیف بینی
soothsaying
فال بینی
soothsayer
فال بینی
snuffer
سوراخ بینی
inferiority complex
خود کم بینی
inferiority complexes
خود کم بینی
hook nosed
دارای بینی کج
optimism
خوش بینی
hook-nosed
دارای بینی کج
optimism
نیک بینی
pessimistically
ازروی بد بینی
polyopia
چند بینی
clairvoyance
روشن بینی
foresight
پیش بینی
spectroscopy
طیف بینی
flat nosed
پهن بینی
nasiform
بینی شکل
nasion
بیخ بینی
nasitis
اماس بینی
quillet
باریک بینی
nostrils
سوراخ بینی
nostril
سوراخ بینی
nasolabial
وابسته به لب و بینی
stereoscopic
برجسته بینی
precaution
پیش بینی
precautions
پیش بینی
nasology
مبحث بینی
nasality
وابستگی به بینی
prevision
پیش بینی
stricture
باریک بینی
fortune telling
طالع بینی
laryngoscopy
حنجره بینی
mucus of the nose
مخاط بینی
sniffs
بینی گرفتن
expectation
پیش بینی
expectations
پیش بینی
keenness of sight
تیز بینی
sniffing
بینی گرفتن
telegnosis
غیب بینی
sniffed
بینی گرفتن
forecasted
پیش بینی
megalopsis
درشت بینی
megalopsia
درشت بینی
moon blindness
روز بینی
the tip of the nose
نوک بینی
genethlilogy
زایچه بینی
xanthopsia
زرد بینی
priggery
خود بینی
perdict
پیش بینی
world view
جهان بینی
microscopic
ذره بینی
the two nostrils
دو سوراخ بینی
microscopy
ذره بینی
microscopy
ریز بینی
priggism
اندک بینی
genethlilogy
طالع بینی
augury
پیش بینی
macropsia
درشت بینی
lookahead
پیش بینی
astronomy
طالع بینی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com