Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (38 milliseconds)
English
Persian
suck up to some one
پیش کسی خود شیرینی کردن پیش کسی چاپلوسی کردن
Other Matches
fraise
چاپلوسی چاپلوسی کردن
To sponge on some one .
کاسه لیسی کردن ( چاپلوسی کردن یا انگه شدن )
flatter
چاپلوسی کردن
truckle
چاپلوسی کردن
sweet talk
چاپلوسی کردن
collogue
چاپلوسی کردن
flatters
چاپلوسی کردن
butters
چاپلوسی کردن
buttering
چاپلوسی کردن
buttered
چاپلوسی کردن
fleech
چاپلوسی کردن
butter
چاپلوسی کردن
to talk with the tongues of angels
<idiom>
چاپلوسی کردن
to oil one's tongue
چاپلوسی کردن
wagtails
چاپلوسی کردن
wagtail
چاپلوسی کردن
to speak with a sweet tongue
<idiom>
چاپلوسی کردن
gloze
چاپلوسی کردن
blandish
نوازش کردن چاپلوسی کردن
lay it on with trowel
اشکارا چاپلوسی کردن
soft-soap
چاپلوسی کردن تملق
soft-soaped
چاپلوسی کردن تملق
soft-soaps
چاپلوسی کردن تملق
soft soap
چاپلوسی کردن تملق
soft-soaping
چاپلوسی کردن تملق
pour it on thick
<idiom>
ماهرانه چاپلوسی کردن از
to schmooze somebody
برای کسی چاپلوسی کردن
to pander to somebody's ego
<idiom>
برای کسی چاپلوسی کردن
to butter somebody up
برای کسی چاپلوسی کردن
ingratiate
خود شیرینی کردن
ingratiating
خود شیرینی کردن
shine up to
<idiom>
خود شیرینی کردن
to pick thanks
خود شیرینی کردن
ingratiated
خود شیرینی کردن
ingratiates
خود شیرینی کردن
puff paste
نان شیرینی پف کردن
to smarm over somebody
برای کسی خود شیرینی کردن
to crawl to somebody
برای کسی خود شیرینی کردن
to curry favour
[British E]
/favor
[American E]
with somebody
برای کسی خود شیرینی کردن
to make up to any one
پیش کسی خود شیرینی کردن
polish the apple
<idiom>
خود شیرینی کردن ،لعاب دادن به کسی
to ingratite oneself
خودرا طرف توجه قرار دادن خود شیرینی کردن
slaver
اب دهان اب دهان روان ساختن چاپلوسی کردن
sliminess
چاپلوسی
flunkeyism
چاپلوسی
sycophancy
چاپلوسی
soft-soaps
چاپلوسی
adulation
چاپلوسی
soft-soaping
چاپلوسی
toadyism
چاپلوسی
obsequiousness
چاپلوسی
subservience
چاپلوسی
subserviency
چاپلوسی
flattery
چاپلوسی
lip service
چاپلوسی
soft-soaped
چاپلوسی
lip-service
چاپلوسی
soft soap
چاپلوسی
soft-soap
چاپلوسی
subservience or cy
کمک چاپلوسی
blarney
چاپلوسی مداهنه
to let somebody treat you like a doormat
<idiom>
با کسی خیلی بد رفتار کردن
[اصطلاح]
[ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew
رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
grease
چاپلوسی روغن زدن
greased
چاپلوسی روغن زدن
greasing
چاپلوسی روغن زدن
play up to someone
<idiom>
با چاپلوسی سودبدست آوردن
cajoled
گول زدن چاپلوسی
double talk
چاپلوسی و زبان بازی
cajoling
گول زدن چاپلوسی
cajoles
گول زدن چاپلوسی
cajole
گول زدن چاپلوسی
courtliness
نزاکت- اراستگی- چاپلوسی- حرمت گذاری
discharges
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharge
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
parrotry
بازگویی سخن دیگران مانندطوطی یا ازراه چاپلوسی
capture
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capturing
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
countervial
خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
captures
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
challengo
ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verifying
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verify
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verified
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifies
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
shoots
جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
shoot
جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
foster
تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
orients
جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
cross examination
تحقیق چندجانبه بازپرسی کردن روبرو کردن شواهد استنطاق کردن
orienting
جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
to temper
[metal or glass]
آب دادن
[سخت کردن]
[آبدیده کردن]
[بازپخت کردن]
[فلز یا شیشه]
orient
جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
surveys
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveyed
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
survey
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
pastries
شیرینی
patisserie
شیرینی
marzipan
شیرینی
confection
شیرینی
confetti
شیرینی
amiability or amiableness
شیرینی
amiability
شیرینی
pastry
شیرینی
sugars
شیرینی
sweetmeat
شیرینی
saccharinity
شیرینی
patisseries
شیرینی
mellifluence
شیرینی
melodiousness
شیرینی
sugar candy
شیرینی
lolipops
شیرینی
confections
شیرینی
nicy
شیرینی
sweet stuff
شیرینی
goody
شیرینی
goodies
شیرینی
love liness
شیرینی
sweetness
شیرینی
sugar
شیرینی
bonbon
شیرینی
loveliness
شیرینی
assigns
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
calk
بتونه کاری کردن زیرپوش سازی کردن مسدود کردن
tae
پرش کردن با پا دفاع کردن و با پا ضربه زدن و خرد کردن
concentrates
غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
concentrate
غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
assign
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigning
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
concentrating
غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
to appeal
[to]
درخواستن
[رجوع کردن به]
[التماس کردن]
[استیناف کردن در دادگاه]
serve
نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
assigned
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
buck up
پیشرفت کردن روحیه کسی را درک کردن تهییج کردن
served
نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
serves
نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
to inform on
[against]
somebody
کسی را لو دادن
[فاش کردن]
[چغلی کردن]
[خبرچینی کردن]
sweet tooth
علاقمند به شیرینی
elecampane
نوعی شیرینی
cookie
شیرینی بیسکویت
sugared
شیرینی زده
cooky
شیرینی خشک
ingratiation
خود شیرینی
confectionary
شیرینی سازی
bakemeat
نان شیرینی
kissing comfit
شیرینی معطر
blintz
نوعی شیرینی
confectioners
شیرینی فروش
costs arabicus
قسط شیرینی
crackers
یکجور شیرینی
puff pastry
شیرینی پفکی
cracker
یکجور شیرینی
cookie
شیرینی خشک
box suitmeats
جعبه شیرینی
tuck
شیرینی مربا
confectioner
شیرینی فروش
cooky
شیرینی بیسکویت
tucks
شیرینی مربا
baked meat
نان شیرینی
cookies
شیرینی خشک
sweet tooth
شیرینی دوست
custard pie
یکجور شیرینی
freshness
شیرینی بی نمکی
cookies
شیرینی بیسکویت
wafer
شیرینی پنجرهای
sweetmeat
شیرینی جات
wafers
شیرینی پنجرهای
tucking
شیرینی مربا
corn ball
شیرینی چس فیل
blintze
نوعی شیرینی
soft-pedaling
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedals
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedaled
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedalling
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft pedal
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedal
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedalled
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
exploiting
استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploit
استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
preached
وعظ کردن سخنرانی مذهبی کردن نصیحت کردن
sterilises
گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
support
حمایت یاتقویت کردن تحمل کردن اثبات کردن
checked
بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
to wipe out
پاک کردن محو کردن نابودکردن نیست کردن
to use effort
کوشش کردن بذل مساعی کردن سعی کردن
sterilising
گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
preach
وعظ کردن سخنرانی مذهبی کردن نصیحت کردن
sterilizing
گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
married under a contract unlimited perio
زن گرفتن شوهر کردن مزاوجت کردن عروسی کردن با
withstanding
مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
correcting
تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
withstands
مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
wooed
افهار عشق کردن با عشقبازی کردن با خواستگاری کردن
withstood
مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
sterilize
گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
withstand
مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
point
اشاره کردن دلالت کردن متوجه کردن نکته
woo
افهار عشق کردن با عشقبازی کردن با خواستگاری کردن
infringed
تخلف کردن تجاوز کردن تجاور یا تخطی کردن
sterilized
گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com