Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 44 (4 milliseconds)
English
Persian
checked
جلوگیری کردن از
checked
ممانعت کردن
checked
سرزنش کردن رسیدگی کردن
checked
مقابله کردن مقابله
checked
بررسی
checked
بررسی کردن
checked
تطبیق کردن
checked
نشان گذاردن
checked
چک بانک
checked
دریچه تنظیم
checked
دستگاهی که روی تاسیسات ابی جهت تنظیم سطح اب ساخته میشود
checked
بازرسی کردن
checked
بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
checked
بازرسی شد
checked
وارسی
checked
و شدن بوی شکار
checked
کیش
checked
کم یا متوقف کردن سرعت بدن
checked
منع
checked
تطبیق
checked
مقابله
checked
چک
checked
امتحان کردن بازرسی
checked
امتحان
checked
چاپ گرفتند وضعیت داده و برنامه در یک نقط ه بررسی
checked
خطا در خواندن داده ناشی از خطایی در رسانه مغناطیسی
checked
حافظه موقت برای داده دریافت شده پی از بررسی آن در برابر داده دریافت شده از طریق مسیر یا راه دیگر
checked
محلی در برنامه که داده و وضعیتهای داده قابل ضبط ونمایش هستند
checked
نشانهای که انتخاب جعبه بررسی را نشان میدهد واغلب یک ضربدر در آن است
checked
مجموعه حروف مشتق شده از یک متن برای بررسی و تصحیح خطاها
checked
سخت افزار یا نرم افزاری که نشانی میدهد متن ارسالی نادرست است و خطا ردی داده است
checked
رقم اضافی در متن ارسالی برای نشان دادن و تصحیح خطاها
checked
حرف اضافی در متن ارسالی که بررسی میکند آیا خطایی در متن رخ داده یا یه و مقدار آن به متن بستگی دارد
checked
جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
checked
یک بیت از کلمه دودویی که برای بررسی هر بیتی به کار می رود
checked
بررسی اینکه یک پروتکل کد حرف و فرمت آن صحیح هستند
checked
اجرای خشک یک برنامه
checked
او نتیجه چاپ و صورتحساب ها را بررسی کند تا ببیند آیا مشابه هم هستند یا خیر
checked
خطا یا توقف کوچک در فرآیند
checked
اطمینان از صحت چیزی
checked
بررسی اینکه آیا چیزی به درستی کار میکند یا خیر
checked
مقابله کردن بررسی
Other Matches
double-checked
کیش دوبل
cross-checked
بررسی متقابل
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com