Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 57 (5 milliseconds)
English
Persian
honeysuckle
پیچ امین الدوله
Search result with all words
twinflower
پیچ امین الدوله معطرامریکایی
Other Matches
amino
حاوی ریشهء امین وابسته به عامل امین
trustworthy
امین
amen
امین
single-minded
امین
amine
امین
single minded
امین
bailee
امین
depositary
امین
fiduciary
امین
person in a position of trust
امین
selah
"امین "
single hearted
امین
thirtieth
سی امین
trustee
امین
trusty
امین
verily
امین
trustees
امین
personal representative
امین ترکه
Justices of the Peace
امین صلح
primery amine
امین 1 درجه
secondary amine
امین 2 درجه
Justice of the Peace
امین صلح
tertiary amine
امین 3 درجه
transmination
انتقال امین
faithworthy
امین معتبر
deamination
امین زدایی
alkylamine
الکیل امین
officers
امین صلح
officer
امین صلح
arylamine
اریل امین
amine terminus
امین انتهایی
peace officer
امین صلح
primery amine
امین نوع اول
amination
امین دار کردن
secondary amine
امین نوع دوم
bailiff
امین صلح یاقاضی
honest
درست کار امین
tertiary amine
امین نوع سوم
to put
بدست امین دادن
JP
مخفف امین صلح
amination
امین دار شدن
JPs
مخفف امین صلح
amino sugar
قند امین دار
bailiffs
امین صلح یاقاضی
monoamine oxidase inhibitor
بازدارنده اکسیداز تک امین
fiducial
وابسته به امین ترکه
mao
بازدارنده اکسیداز تک امین
pendent lite
حکم معلق امین ترکه
Justice of the Peace
امین صلح دادرس دادگاه بخش
Justices of the Peace
امین صلح دادرس دادگاه بخش
field cornet
کلانتریا امین صلح درشهرستانهای colonyepac
plene administravit
دفاع امین یا مدیر ترکه درمقابل دعاوی مطروحه علیه متوفی
trust company
شرکت امین یا امانت دار بانکی که امانات وسپرده هارا نیز نگهمیدارد
letters of administration
حکم انتصاب امین ترکه سندی است که به موجب ان سمت مدیر یامدیره ترکه بلاوارث احراز میشود و به وی اختیار قیام به امور راجع به اداره ترکه را میدهد
implied trust
امانت فرضی حالتی است که کسی به حکم مندرج در قانون و یاجمع شدن شرایطی که قانون پیش بینی کردن عنوان امین می یابد و یا در موردی مسئول تلقی میشود بدون انکه شخصا" به این امرتمایل داشته باشد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com