English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (7 milliseconds)
English Persian
environmental sculpture پیکره سازی محیطی
Other Matches
sculptures پیکره سازی
sculpture پیکره سازی
sculpture in the round پیکره سازی تمام بر
wood carving پیکره سازی چوبین
kinetic sculpture پیکره سازی متحرک
sculpture in the round پیکره سازی همه جانبی
environmental preservation نگهداشت زیست محیطی حفافت زیست محیطی
background radiation تشعشعات هستهای محیطی تشعشعات محیطی
statue پیکره
structure پیکره
statues پیکره
figure پیکره تندیس
figures پیکره تندیس
sculptural پیکره نما
half-figure پیکره انتهایی
wood carving پیکره چوبین
sculptured head پیکره سر ادمی
sculptors پیکره ساز
torso پیکره نیمتنه
torsos پیکره نیمتنه
sculptor پیکره ساز
figuring پیکره تندیس
environmental محیطی
statuettes پیکره کوچک اندام
figurines پیکره کوچک اندام
affronted [پیکره های رو به روی هم]
figurine پیکره کوچک اندام
statuette پیکره کوچک اندام
ambient conditions شرایط محیطی
spandrel beams تیرهای محیطی
peripheral speed سرعت محیطی
peripheral resistance مقاومت محیطی
environmental design طراحی محیطی
surface speed سرعت محیطی
aetos راس پیکره بالا سنتوری
aetoma [راس پیکره بالا سنتوری]
euthenics اصلاح نژاد محیطی
environmental benefit فواید زیست محیطی
environmental costs مضار زیست محیطی
environmental impact نشانزد زیست محیطی
wrap around type گونه نوشتار محیطی
ambient temperature درجه حرارت محیطی
error due to external influence خطای محیطی [ریاضی]
circumcircle دایره محیطی [ریاضی]
circumscribed circle دایره محیطی [ریاضی]
dog-ear [واژ ی قدیمی پا پیکره ی بالا سنتوری]
environmental security تامین محیطی و فیزیکی منطقه
belt frame اسکلت محیطی بدنه هواپیما
to stay floating معلق ماندن [در محیطی] [فیزیک] [شیمی]
to remain suspended معلق ماندن [در محیطی] [فیزیک] [شیمی]
exodermis لایهء خارجی سلولهای زنده محیطی
to suspend معلق نگه داشتن [در محیطی] [فیزیک] [شیمی]
rectification یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
common flow afterburner توربوفن تقویت شده [که در آن جریانهای مرکزی و محیطی بعد از پس سوز با یکدیگرترکیب می شوند.]
inflow ratio نسبت سرعت واقعی رتورکرافت به سرعت محیطی نوک تیغه ها
calculating دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
controlled environment محیطی که در ان کمیتهایی ازقبیل دما فشارترکیب اتمسفری تابشهای یونیزه کننده و میزان رطوبت در مقادیر مناسب برای موجودات زنده یا سخت افزارنگه داشته میشوند
jagger الت کنگره سازی یادندانه سازی
ordnance plant کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
hotbeds بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
hotbed بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
on an even keel <idiom> به ترتیب عالی یا محیطی عالی
pre-treatment عملیات مقدماتی و آماده سازی [مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
irritancy پوچ سازی باطل سازی
frustration خنثی سازی محروم سازی
ouster بی بهره سازی محروم سازی
formularization کوتاه سازی ضابطه سازی
imagery مجسمه سازی شبیه سازی
subjugation مقهور سازی مطیع سازی
frustrations خنثی سازی محروم سازی
erasable 1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
saved ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saves ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
save ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
symmetrical compression سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
sorts الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sort الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorted الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
hits داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hitting داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hit داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
electronic کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
dump 1-دادهای که از یک وسیله به دیگری برای ذخیره سازی کپی شده است . 2-انتقال داده به دیسک برای ذخیره سازی . 3-چاپ محتوای کل یابخشی از داده در حافظه
Indeo فناوری نرم افزاری ساخت Intel که به کامپیوتر امکان ذخیره سازی و اجرای تصاویر ویدیویی فشرده را میدهد با استفاده از روشهای نرم افزاری فشرده سازی
externals روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
external روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
pavement کف سازی
individualising تک سازی
individualize تک سازی
pavements کف سازی
bridgework پل سازی
individualized تک سازی
individualizes تک سازی
flooring کف سازی
individualizing تک سازی
bridge building پل سازی
padding له سازی
compaction تو پر سازی
truncation بی سر سازی
stylization مد سازی
local anasthesia سر سازی
individualises تک سازی
individualised تک سازی
repk lection پر سازی
flection خم سازی
idolization بت سازی
retortion خم سازی
deflexion خم سازی
individualization تک سازی
retortion کج سازی
individuation تک سازی
tuning میزان سازی
roofing سقف سازی
overturn واژگون سازی
synchronizing همزمان سازی
integration مجتمع سازی
secretion پنهان سازی
metabolic سوخت و سازی
illumination روشن سازی
overturns واژگون سازی
overturned واژگون سازی
illuminations روشن سازی
cooling خنک سازی
reduction ساده سازی
reductions ساده سازی
sacrfing جفت سازی
saccharification قند سازی
rustication دهاتی سازی
beautification زیبا سازی
bookbinding کتاب سازی
fitting جفت سازی
formulation قاعده سازی
overconditioning پرشرطی سازی
bedding کف سازی بسترسازی
bedding محکم سازی
bedding ثابت سازی
doping ناخالص سازی
miniaturization کوچک سازی
substructures زیر سازی
substructure زیر سازی
brewing ابجو سازی
equating هم ارز سازی
reclamation اباد سازی
paling نرده سازی
conditioning شایسته سازی
refrigeration سرد سازی
sculpture مجسمه سازی
refreshingly دوباره سازی
refreshing دوباره سازی
reconstructions دوباره سازی
reconstruction دوباره سازی
renewals تازه سازی
renewal تازه سازی
coaching اماده سازی
forgery صورت سازی
sculptures مجسمه سازی
idealizing دلخواه سازی
idealizes دلخواه سازی
idealized دلخواه سازی
forgery سند سازی
idealize دلخواه سازی
idealising دلخواه سازی
idealises دلخواه سازی
idealised دلخواه سازی
evacuation تهی سازی
intrigues زمینه سازی
intrigue زمینه سازی
modeling نمونه سازی
scenery صحنه سازی
histrionics صحنه سازی
plaster of Paris گچ مجسمه سازی
latticework شبکه سازی
stacking پشته سازی
implementation پیاده سازی
sanguification خون سازی
anabiosis زنده سازی
negation خنثی سازی
scenography مجلس سازی
braziers برنج سازی
brazier برنج سازی
shipbuilding کشتی سازی
saponification صابون سازی
regionalism منطقه سازی
flooding غرقه سازی
intriguing زمینه سازی
ostosis استخوان سازی
panel work تنکه سازی
precipitousness work خلاصه سازی
prefabrication پیش سازی
restoration to life زنده سازی
resolving برطرف سازی
oscillation نوسان سازی
oscillations نوسان سازی
preformation پیش سازی
refrigerating technique فن سرما سازی
rectification دائم سازی
industrialization صنعتی سازی
retardment کند سازی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com