English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 134 (7 milliseconds)
English Persian
label چاپ آدرسهای روی برچسب
labeling چاپ آدرسهای روی برچسب
labelled چاپ آدرسهای روی برچسب
labels چاپ آدرسهای روی برچسب
Other Matches
tag sort مرتب سازی برچسب جورسازی برچسب
ticket برچسب برچسب زدن به
tickets برچسب برچسب زدن به
parallels تعداد آدرسهای متصل به هم
paralleling تعداد آدرسهای متصل به هم
parallelled تعداد آدرسهای متصل به هم
parallelling تعداد آدرسهای متصل به هم
paralleled تعداد آدرسهای متصل به هم
parallel تعداد آدرسهای متصل به هم
boundary ثباتی در یک سیستم چند کاربره که حاوی آدرسهای محدودیتهای اختصاص حافظه به یک کاربر است
addressing حالت آدرس دهی که در آن محل ذخیره سازی از آدرسهای پایه تشکیل شده است
boundaries ثباتی در یک سیستم چند کاربره که حاوی آدرسهای محدودیتهای اختصاص حافظه به یک کاربر است
absolute address کد دودویی که مستقیما در واحد پردازش مرکزی اجرا میشود و فقط به مقادیر و آدرسهای مطلق نیاز دارد.
float اضافه بر آدرس اصلی به تمام اندیس ها یا آدرسهای مربوطه برای بررسی حجم حافظه که برنامه نیز دارد
floats اضافه بر آدرس اصلی به تمام اندیس ها یا آدرسهای مربوطه برای بررسی حجم حافظه که برنامه نیز دارد
floated اضافه بر آدرس اصلی به تمام اندیس ها یا آدرسهای مربوطه برای بررسی حجم حافظه که برنامه نیز دارد
maps با آدرسهای اختصاص داده شده به وسیله ورودی یا خروجی کامپیوتر به طوری که قابل دستیابی باشند گویی محلی از حافظه هستند
map با آدرسهای اختصاص داده شده به وسیله ورودی یا خروجی کامپیوتر به طوری که قابل دستیابی باشند گویی محلی از حافظه هستند
lable برچسب
brands برچسب
brand برچسب
branding برچسب
labels برچسب
adhesive label برچسب
labelled برچسب
banderol برچسب
banderole برچسب
labeling برچسب
quasi- برچسب
tag برچسب
stigma برچسب
volumes برچسب
volume برچسب
tags برچسب
self-adhesive labels برچسب
stigmas برچسب
label برچسب
volume label برچسب حجم
book plate برچسب کتاب
bale breaker برچسب عدل
book plates برچسب کتاب
tag file فایل برچسب
lable برچسب زدن
volume label برچسب دیسک
lablling برچسب زنی
statement label برچسب حکم
statement label برچسب جمله
tally plate برچسب ازمایش
label record مدرک برچسب
label prefix پیشوند برچسب
tag file پرونده برچسب
header label برچسب سرامد
tally plate برچسب تست
file label برچسب فایل
file label برچسب پرونده
tape label برچسب نوار
external label برچسب خارجی
lable record رکورد برچسب
bookplate برچسب کتاب
lable paper کاغذ برچسب
labels برچسب زدن
labelled برچسب زدن
labeling برچسب زدن
label برچسب زدن
tag برچسب زدن
labeled برچسب دار
tags برچسب زدن
labelling برچسب زنی
data set label برچسب مجموعه داده ها
labeled file پرونده برچسب دار
volume table of constants جدول برچسب محتویات
string برچسب مشخصات یک رشته
tally جای چوبخط برچسب
price tag برچسب قیمت کالا
tallied جای چوبخط برچسب
undefined label برچسب تعریف نشده
repeating label برچسب یا مطلب مکرر
tallies جای چوبخط برچسب
trailer label برچسب پشت بند
tallying جای چوبخط برچسب
programmed label برچسب برنامه ریزی شده
tag برچسب زدن بدنبال اوردن
tags برچسب زدن بدنبال اوردن
format با استفاده فیلدهای عملوند و عملیات و برچسب
docketed لیست محتوای بسته بندی برچسب
docketing لیست محتوای بسته بندی برچسب
formats با استفاده فیلدهای عملوند و عملیات و برچسب
labels برچسب زدن طبقه بندی کردن
labelled برچسب زدن طبقه بندی کردن
vtoc فهرست راهنما جدول برچسب محتویات
dockets لیست محتوای بسته بندی برچسب
labeling برچسب زدن طبقه بندی کردن
docket لیست محتوای بسته بندی برچسب
label برچسب زدن طبقه بندی کردن
labelling 1-برچسب گذاری روی چیزی . 2-چاپ برچسبها
labels موضوع داده در رکورد که حاوی برچسب است
labeling موضوع داده در رکورد که حاوی برچسب است
labelled موضوع داده در رکورد که حاوی برچسب است
label موضوع داده در رکورد که حاوی برچسب است
symbolic نامی که برای برچسب متغیر یا محلی به کار رود
symbolically نامی که برای برچسب متغیر یا محلی به کار رود
interior label بجای اینکه برچسب خارجی یا فیزیکی روی محفظه باشد
definitions یات . 2-مقدار یا فرمولی که به یک متغیر یا برچسب نسبت داده شود
operand عدد یا آدرس فعلی که به جای برچسب یا محل اش استفاده شود
definition یات . 2-مقدار یا فرمولی که به یک متغیر یا برچسب نسبت داده شود
input/output استفاده از برچسب برای مراجعه به وسیله ورودی /خروجی خاص
multicast packet بسته داده که به آدرسهای شبکه انتخاب شده ارسال میشود. یک بسته راه دور به تمام ایستگاههای شبکه فرستاده میشود
assembler اسمبلی که برنامه به زبان اسمبلی را در دو مرحله به کد ماشین تبدیل میکند. ابتدا آدرسهای ابتدایی ذخیره می شوند و در مرحله دوم آن را به آدرس مطلق تبدیل می کنند
paged address که بعد شماره صفحه به آنها اختصاص داده میشود. آدرسهای حافظه مربوط به صفحهای هستند که بعدا به حافظه فیزیکی موجود تط بیق داده میشود.
Best before: تا این تاریخ مصرف شود : [برچسب روی کالاهای فاسد شدنی]
stationery شرکتی که حاوی مط الب نوشتنی , کاغذهای مخصوص , پاکت نامه , برچسب و..... باشد
macro تابع برنامه یا بلاک دستورات که توسط کلمه یا برچسب بیان شده است
literal دستور کامپیوتر که حاوی شماره فعل یا آدرس استفاده شدنی است و نه برچسب یا محل آن
wordprocessing استفاده از کامپیوتر برای تایپ , ویرایش و خروجی متن , صورت نامه , برچسب لیست , آدرس و...
transistors هر لایه یک emitler برچسب شده در ترمینال , base شدت جریان را کنترل میکند بین emitter,collector
texts پردازش کلمات یا استفاده از صفحه کلید کامپیوتر , ویدایش و خارج کردن متن به صورت حروف , برچسب ها و..
transistor هر لایه یک emitler برچسب شده در ترمینال , base شدت جریان را کنترل میکند بین emitter,collector
text پردازش کلمات یا استفاده از صفحه کلید کامپیوتر , ویدایش و خارج کردن متن به صورت حروف , برچسب ها و..
macro استفاده از برچسب در زبان برنامه نویسی اسمبلی برای بیان به اسمبلر که تابع ماکرو در آن نقط ه وارد میشود
scanners وسیلهای که اسکن میکند. اسکنر که میلهای را روی برچسب محصول می خواندبا استفاده از اشعه لیزر ودیود نوری
scanner وسیلهای که اسکن میکند. اسکنر که میلهای را روی برچسب محصول می خواندبا استفاده از اشعه لیزر ودیود نوری
labeled cargo کالای برچسب دار کالای علامت داری که معمولا خطرناک است
interior label برچسب مشخصات ذخیره شده روی رسانه ذخیره سازی
labeling اتیکت چسباندن برچسب زدن علامت زدن
labelled اتیکت چسباندن برچسب زدن علامت زدن
labels اتیکت چسباندن برچسب زدن علامت زدن
label اتیکت چسباندن برچسب زدن علامت زدن
defect skipping روش مشخص کردن و برچسب گداری شیارهای حساس مغناطیسی در حال ساخت تا استفاده نشوند. اشاره به شیار بعدی مناسبی که قابل استفاده است
symbolic آنچه به عنوان نشانه کار میکند و یا از نام نشانه یا برچسب استفاده میکند
symbolically آنچه به عنوان نشانه کار میکند و یا از نام نشانه یا برچسب استفاده میکند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com