English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
downland چراگاه بلند
Other Matches
pastures چراگاه
pasture چراگاه
grazing چراگاه
paddopck چراگاه
pasturage چراگاه
grazing ground چراگاه
sheep walk چراگاه گوسفند
paddopck چراگاه الخی
cow gate چراگاه گاو
pound breach هتک حرز یا ورود غیرقانونی به چراگاه
pandean نام رب النوع چراگاه هاوجنگلها که نیمی ادم ونیمی بزبود
clackvalve دریچه لولاداروسفت که چون بلند کنندباصدای بلند بجای خودمیافتد
tout بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touts بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touting بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touted بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
dirndl نوعی دامن بلند با کمر بلند
sheepwalk مرتع گوسفند چراگاه گوسفند
monofilament الیاف تک رشته بلند [این نوع از لیف که دارای طول بسیار بلندی است بصورت طبیعی فقط در الیاف ابریشم وجود داشته ولی الیاف مصنوعی یا شیمیایی می توانند بصورت الیاف بلند یا کوتاه تهیه شوند.]
shaggy ugs فرش های با پرز بلند [این گونه فرش علاوه بر داشتن پرز بلند در سطح فرش، دارای مقداری پرز در پشت فرش نیز می باشد و در مناطق سردسیر بافته می شود تا گرم بوده و عایق سرما در کف اتاق باشد.]
mouth filling بلند
loudspeaker بلند گو
legged پا بلند
amplifier بلند گو
longs بلند
talll بلند
longest بلند
talll قد بلند
high grown بلند قد
amplifiers بلند گو
towering بلند
pointers خط کش بلند
longer بلند
longed بلند
eton collan بلند
rumbustious بلند
grandiose بلند
loftily بلند
loudly بلند
aloud بلند
loud speaker بلند گو
soaring بلند
long بلند
lengthwise بلند
tallest قد بلند
tallest بلند
taller قد بلند
taller بلند
tall قد بلند
tall بلند
skyscrapers بلند
skyscraper بلند
willowy بلند
long- بلند
highfalutin بلند
high بلند
high (1 9 to 36) بلند
uplands بلند
upland بلند
highest بلند
vociferous بلند
highs بلند
forte بلند
fortes بلند
megaphone بلند گو
eminent بلند
megaphones بلند گو
pointer خط کش بلند
anchor at short stay لنگر بلند
alp قله بلند
elevate بلند کردن
alto relievo برجسته بلند
gauntlet دستکش بلند
alp کوه بلند
liberals نظر بلند
heightens بلند کردن
liberal نظر بلند
riser بلند شونده
gauntlets دستکش بلند
heightening بلند کردن
heighten بلند کردن
ascends بلند شدن
exalts بلند کردن
exalting بلند کردن
clarion شیپور بلند
coamings لبه بلند
arising بلند شدن
arises بلند شدن
elevated ground زمین بلند
arise بلند شدن
chivalric بلند همت
capote شنل بلند
boisterous laughter خنده بلند
elevates بلند کردن
exalt بلند کردن
ascended بلند شدن
aquacade فوارهء بلند
banquette زمین بلند
bigmouthed صدا بلند
ascend بلند شدن
blast furnace coke کک کوره بلند
heightened بلند کردن
elevating بلند کردن
roughest پست و بلند
elevated بلند مرتبه
promontory دماغه بلند
tore علف بلند
hoist بلند کردن
uplands زمین بلند
upland زمین بلند
sonorous قلنبه بلند
promontories دماغه بلند
ambitions بلند پروازی
tossing ضربه بلند
tossed ضربه بلند
ambition بلند همتی
toss ضربه بلند
fortes موسیقی بلند
forte موسیقی بلند
ambition بلند پروازی
ambitions بلند همتی
surges موج بلند
surged موج بلند
levitate بلند شدن
lofty بلند بزرگ
lofty بلند پایه
magnanimity بلند همتی
heave بلند کردن
heaved بلند کردن
rough پست و بلند
heists بلند کردن
heist بلند کردن
hoisted بلند کردن
hoists بلند کردن
surge موج بلند
levitating بلند شدن
levitates بلند شدن
levitated بلند شدن
tosses ضربه بلند
throw up بلند کردن
top-level بلند پایه
yuk خندهی بلند
To do something slapdash. سر بلند بودن
low-rise نه بسیار بلند
high-rise ساختمان بلند
big-hearted نظر بلند
to kick up با پا بلند کردن
to read out بلند خواندن
to throw up بلند کردن
tor صخره بلند
upraise بلند کردن
uprear بلند شدن
vociferant با صدای بلند
walk off with بلند کردن
belly laugh خندهی بلند
belly laughs خندهی بلند
long run [American E] <adj.> بلند مدت
long term <adj.> بلند مدت
aspirational [British E] <adj.> بلند همت
aspirational [British E] <adj.> بلند پرواز
banquet زمین بلند
banquette زمین بلند
bell-tower برج بلند
choir-stall صندلی بلند
crepido پی پایه بلند
talll بلند بالا
gaberdine ردای بلند
high rise block ساختمان بلند
hip boot چکمه بلند ضد اب
hornblends هرن بلند
icarian بلند پرواز
inextenso کاملا بلند
jointing plane رنده بلند
keep down بلند نشوید
large hearted نظر بلند
lifter بلند کننده
long burst رگبار بلند
high pass پاس بلند
high hurle مانع بلند
high hat کلاه بلند
gantelope دستکش بلند
gantlope دستکش بلند
giant swing تاب بلند
gigas رویش بلند تر
grandiloquence بلند پروازی
hessian boot چکمه بلند
high crowned نوک بلند
high flying بلند پرواز
high flying بلند خیال
high grown بلند بالا
long haul خط سیر بلند
long robe ردای بلند
plyanthus پامچال بلند
prolong blast سوت بلند
quick time سر قدم بلند
raised kerb جدول بلند
raised kerb لبه بلند
row de dow صدای بلند
shandygaff بلند رویایی
slab sided بلند ولاغر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com