English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
specific rotation چرخش ویژه
Other Matches
idiosyncrasies طبیعت ویژه طرز فکر ویژه شیوه ویژه هرنویسنده خصوصیات اخلاقی
idiosyncrasy طبیعت ویژه طرز فکر ویژه شیوه ویژه هرنویسنده خصوصیات اخلاقی
waltz three سه چرخش که پای ازاد درانتهای هر چرخش تماس بازمین پیدا میکند
to watch for certain symptoms توجه کردن به نشانه های ویژه [علایم ویژه مرض ]
special interest groups گروههایی با علاقه ویژه گروه مشترک المنافع ویژه
speciality کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
specialities کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
specialty کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
idiocrasy طبیعت ویژه طرز فکر ویژه
single action یک بار چرخش قرقره با یک بار چرخش دسته
praetorial متعلق به گارد ویژه سربازی که جز گارد ویژه است
volte-face چرخش
volte face چرخش
revolutions چرخش
gyrations چرخش
gyration چرخش
revolution چرخش
head rolling سر چرخش
turns چرخش
wheel چرخش
wheeling چرخش
wheels چرخش
wrench چرخش
wrenched چرخش
rotation چرخش
spin چرخش
levorotation چرخش به چپ
swirl چرخش
swirled چرخش
swirling چرخش
troll چرخش
trolls چرخش
wrenches چرخش
spins چرخش
rotational چرخش
whirlpool چرخش اب
whirlpools چرخش اب
swirls چرخش
whirls چرخش
twirled چرخش
twirling چرخش
whirling چرخش
whirled چرخش
whirl چرخش
twirl چرخش
twirls چرخش
circulations چرخش
circulation چرخش
turn چرخش
upturn چرخش ببالا
pivot point مرکز چرخش
rotation مقدار چرخش یک شی
rolled چرخش گردش
tumbles چرخش اشفتگی
topspin چرخش توپ
spin چرخش توپ
rolls چرخش گردش
spins چرخش به سرعت
axis of rotation محور چرخش
kick turn نیم چرخش
spin چرخش به سرعت
spins چرخش توپ
rotation چرخش دوران
twists چرخش بدن
magnetic ritation چرخش مغناطیسی
molecular rotation چرخش مولکولی
stuffs چرخش توپ
stuffed چرخش توپ
stuff چرخش توپ
number of revolutions چرخش بر دقیقه
rotational speed چرخش بر دقیقه
optical rotation چرخش نوری
orthogonal rotation چرخش عمودی
quartimax rotation چرخش کوارتیماکس
rev چرخش بر دقیقه
rpm چرخش بر دقیقه
body english چرخش بی اختیار
oblique rotation چرخش مایل
revolutions per minute چرخش بر دقیقه
revs per minute چرخش بر دقیقه
rotatable چرخش پذیر
speed of rotation چرخش بر دقیقه
pick and roll ایجاد سد و چرخش
twist چرخش بدن
twisting چرخش بدن
radius of giration شعاع چرخش
trepan چرخش انحراف
helicopter چرخش در هوا
turn-off محل چرخش
sidespin چرخش بیک سو
sidespin چرخش انحرافی
fractional turn چرخش کسری
free rotation چرخش ازاد
turnabouts چرخش به یک طرف
turnabout چرخش به یک طرف
gyoradius شعاع چرخش
universal با چرخش ازاد
rotational post شغل در چرخش
radius of gyration شعاع چرخش
turn-offs محل چرخش
concentricity دقت چرخش
helicopters چرخش در هوا
proper rotation چرخش متعارف
chasing پایه چرخش
conrotatory motion چرخش همسو
cyclostat دستگاه چرخش
disrotatory motion چرخش ناهمسو
chases پایه چرخش
chased پایه چرخش
chase پایه چرخش
rotational speed سرعت چرخش
forward dive شیرجه رو به اب با چرخش
pivoting قابل چرخش
sidespin چرخش توپ
turning points نقطه چرخش
angle of rotation زاویه چرخش
high spin چرخش زیاد
turn off محل چرخش
pivot ship ناو چرخش
tumbled چرخش اشفتگی
upward rotation چرخش رو به بالا
upright spin چرخش ایستاده
revolutions چرخش دوران
revolution چرخش دوران
turn table میز چرخش
improper rotation چرخش نامتعارف
vertical scrolling چرخش عمودی
tumble چرخش اشفتگی
compass swing چرخش خط محوری
roll چرخش گردش
varimax rotation چرخش واریماکس
wrest چرخش پیچش
wrested چرخش پیچش
williamson turn چرخش ویلیامسون
wresting چرخش پیچش
wrests چرخش پیچش
turning point نقطه چرخش
period of roll زمان تناوب چرخش
hinge لولا چرخش لولایی
hinges لولا چرخش لولایی
rolls چرخش توپ والیبال
vertigo دوار سر چرخش بدور
rotational reflection axis محور چرخش انعکاس
evolution چرخش حرکت دورانی
rolled چرخش توپ والیبال
pinwheel چرخش از پهلو بدوربارفیکس
pivot point نقطه چرخش ناو
roll چرخش توپ والیبال
hindered rotation چرخش غیر ازاد
turning points نقطه لولای چرخش
gyrostatics مبحث چرخش اجسام
mutarotation تغییر چرخش نوری
counter rotate چرخش بالاتنه در پیچ
pivots چرخش حول یک محور
pivoted چرخش حول یک محور
pivot چرخش حول یک محور
spindling چرخش دیسک دستی
flow process جریان چرخش کار
full چرخش با پشتک کامل
fullest چرخش با پشتک کامل
spinning چرخش [گردش] [دوران ]
jet turn چرخش موازی اسکی ها
hindered rotation چرخش ممانعت شده
turning circle دایره چرخش ناو
half circle چرخش نمیدایره ژیمناست
turning point نقطه لولای چرخش
dorro yoop chagi ضربه پا به بغل با چرخش
optical rotatory power قدرت چرخش نوری
optical rotatory dispersion پاشندگی چرخش نوری
oblimax rotation چرخش مایل بیشینه
caracole نیم چرخش اسب
type face نوع چرخش یکان
oblimin rotation چرخش مایل کمینه
outside قسمت بدن ورزشکاردورازسمت چرخش
outsides قسمت بدن ورزشکاردورازسمت چرخش
whirls چرخش یا دوران جریان سیال
acyclic غیر قابل چرخش مارپیچی
pitch چرخش عمودی وعرضی ناو
whirling چرخش یا دوران جریان سیال
undercuts ضربه قوسدار با چرخش بعقب
pitches چرخش عمودی وعرضی ناو
whirled چرخش یا دوران جریان سیال
undercut ضربه قوسدار با چرخش بعقب
coriolis effect اثرنیروی حاصله از چرخش زمین
to swirl up بطور چرخش بالا رفتن
bachspin چرخش و علطیدن گوی بیلیاردبعقب
backspin چرخش و غلطیدن گوی بعقب
whirl چرخش یا دوران جریان سیال
to whirl up بطور چرخش بالا رفتن
circle eight چرخش با دایرهای بشکل 8لاتین
flick serve سرو تند و کوتاه با چرخش مچ
working ball گوی با سرعت و چرخش کافی
entry نقطه شروع پرش یا چرخش
vorticose مربوط به گردباد و چرخش باد
swirl گشتن باعث چرخش شدن
swirled گشتن باعث چرخش شدن
switchback چرخش سریع 081 درجه
switchbacks چرخش سریع 081 درجه
swirling گشتن باعث چرخش شدن
swirls گشتن باعث چرخش شدن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com