English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 135 (8 milliseconds)
English Persian
man and boy چه در کودکی چه در بزرگی
Other Matches
infancy کودکی
imfancy کودکی
childhood کودکی
infantile amnesia یادزدودگی کودکی
infantile مربوط بدوران کودکی
dementia infantilis زوال عقل کودکی
To adopt a child ( an infant ) . کودکی را بفرزندی قبول کردن
infantile sexuality میل جنسی دوره کودکی
nursling or nurse کودکی به دست دایه یا پرستار سپرده شده است
handy dandy بازی بچگانه که دران کودکی چیزی رادریکی ازدودست بسته خودنگاه
latchkey child [کودکی که معمولا در خانه بخاطر مشغله پدر مادر تنها است]
His new luxury mansion is a dar cry from the one bedroom cottage he lived in as a child. عمارت لوکس جدیدش کجا و کلبه یک خوابه ای که کودکی اش را در آن به سر برد کجا.
largeness بزرگی
magnifcation بزرگی
massiveness بزرگی
greatness بزرگی
bulkiness بزرگی
grandeur بزرگی
gloriousness بزرگی
enlargements بزرگی
enlargement بزرگی
grandness بزرگی
bigness بزرگی
hugeness بزرگی
augustness بزرگی
masterdom بزرگی
sizes بزرگی
gentility بزرگی
voluminesity بزرگی
supercilicusness بزرگی
magneficence بزرگی
voluminosity بزرگی
size بزرگی
magnitude بزرگی
hauteur بزرگی
dignity بزرگی
vastness عظمت بزرگی
vastity عظمت بزرگی
eminency برامدگی بزرگی
formidability استحکام بزرگی
vastitude عظمت بزرگی
megacephaly بزرگی بیش از حد سر
order of magnitude مرتبه بزرگی
sample size بزرگی نمونه
she was nipped in the bud به بزرگی نرسید
immenseness بزرگی عظمت
immeasurableness بزرگی بی اندازه
he did me a great wrong خطای بزرگی .....
to a greatness بزرگی یافتن
to a greatness به بزرگی رسیدن
so large باین بزرگی
eminence برامدگی بزرگی
Lordships سیادت بزرگی
amplitude دامنه بزرگی
magnanimity بزرگی طبع
Lordship سیادت بزرگی
aggrandizement افزایش بزرگی
headships بزرگی برتری
headship بزرگی برتری
he is a great person شخص بزرگی است
great dangers overhang us خطرهای بزرگی ماراتهدیدمیکند
monstrousness شگفت انگیزی بزرگی
the meridian of glory اوج بزرگی یا جلال
that is no great work کار بزرگی نیست
pyralidid خانواده بزرگی ازپروانه ها
he is a great help او کمک بزرگی است
bulk حجم بزرگی از چیزی
to be toast [American E] <idiom> در دردسر بزرگی بودن
too big for one's breeches/boots <idiom> احساس بزرگی کردن
breadth of mind بزرگی یا وسعت فکر
come a long way <idiom> برنامه بزرگی ریختن
great dangers impend over us خطرهای بزرگی متوجه ما هستند
deck مجموعه بزرگی از کارت پانچ ها
piece deresistance مثلا تیکه بزرگی از گوشت
decked مجموعه بزرگی از کارت پانچ ها
steatopygia بزرگی وفربهی کفل زنان
decks مجموعه بزرگی از کارت پانچ ها
Majesties بزرگی عظمت وشان واقتدار
Majesty بزرگی عظمت وشان واقتدار
great dangers impend over us خطرهای بزرگی مارا تهدیدمیکند
great dangers overhang us خطرهای بزرگی متوجه ما است
(when the) chips are down <idiom> بامشکل بزرگی مواجه شدن
he did me a great wrong بیعدالتی بزرگی نسبت به من کرد
bias error خطایی با علامت و بزرگی ثابت
nothing great is easy هیچ کاری بزرگی اسان نیست
loving cup پیاله بزرگی که در مهمانی ها بدست میدهند
A big rock rolled down the mountain. سنگ بزرگی از کوه بپایین غلتید
to roll a huge snowball گلوله بزرگی از برف درست کردن
rocking stone سنگ بزرگی که باندک زوری میتوان انراغلتانید
broadsheet کاغذ بزرگی که یک روی ان چاپ شده باشد
anagogy بزرگی معنوی ارتقاء فکر بعالم علوی
the propylaea نام در بزرگی که از ان واردACROPOLLS دژنامی اتن میشدند
anagoge بزرگی معنوی ارتقاء فکر بعالم علوی
broadsheets کاغذ بزرگی که یک روی ان چاپ شده باشد
breakers موج بزرگی که بساحل خورده ودرهم می شکند
breaker موج بزرگی که بساحل خورده ودرهم می شکند
treadmill چرخ افقی بزرگی که زندانیان ان را بحرکت دراورند
mastiffs سگ بزرگی که گوش ها ولبهایش اویخته است بولدوگ
treadmills چرخ افقی بزرگی که زندانیان ان را بحرکت دراورند
mastiff سگ بزرگی که گوش ها ولبهایش اویخته است بولدوگ
Police are out in force. نیروی پلیس با قدرت بزرگی ظاهر است.
miller thumb یکجور ماهی قنات که کله بزرگی دارد
multivolume file فایل بسیار بزرگی که نیازمندبیش از یک بسته دیسک
aquarium شیشه بزرگی که در ان ماهی و جانوران دریایی رانمایش میدهند
internally blown flap فلپ بزرگی که جریان اصلی گازها به ان برخورد میکند
bell gear چرخدنده ثابت بزرگی درسیستم کاهش دور سیارهای
aquaria شیشه بزرگی که در ان ماهی و جانوران دریایی رانمایش میدهند
emphysema اتساع و بزرگی عضوی در اثر گاز یا هوا باد
aquariums شیشه بزرگی که در ان ماهی و جانوران دریایی رانمایش میدهند
bigben ساعت بزرگی که بر برج پارلمان لندن نصب شده است
estuary دهانه رودخانه بزرگی که شتکیل خلیج کوچکی دهد مدخل
multiplan یک صفحه گسترده الکترونیکی که شبکه بزرگی برای ورودی ها میدهد
estuaries دهانه رودخانه بزرگی که شتکیل خلیج کوچکی دهد مدخل
band shell جایگاه دستهء موزیک که عقب ان بشکل صدف مقعر بزرگی است
yule log کنده بزرگی که شب میلادبمناسبت اغاز مراسم عید دربخاری منزل گذارند
I am a great believer in using natural things for cleaning. من هوادار بزرگی در استفاده از چیزهای طبیعی برای تمیز کردن هستم.
to kiss hands دست پادشاه بزرگی راهنگام رفتن به ماموریت بعنوان بدرود بوسیدن
bulk رسانهای که قادر به ذخیره سازی حجم بزرگی از داده با اندازه ها و حالتهای مختلف است
We consider it a great honor to have you here with us tonight. این برای ما افتخار بزرگی حساب میشود که امشب شما را اینجا همراه با ما داشته باشیم.
afro نوعی مدل مو در میان آفریقایی آمریکایی های دهه هفتاد میلادی که مو در آن به شکل دایره بزرگی اصلاح می شود.
backlogs کنده بزرگی که پشت اتش بخاری گذارده میشود موجودی جنسی که بابت سفارشات درانبارموجوداست جمع شدن
backlog کنده بزرگی که پشت اتش بخاری گذارده میشود موجودی جنسی که بابت سفارشات درانبارموجوداست جمع شدن
number cruncher یک برنامه یا کامپیوتر که برای انجام مقادیر بزرگی ازمحاسبه و سایر دستکاریهای عددی طراحی شده است محاسبه
campus environment محل بزرگی که چندین اتصال کاربر با چندین شبکه دارد مثل دانشگاه یا بیمارستان
batches ارسال سریع حجم بزرگی از داده بدون نیاز به تصدیق گیرنده برای هر داده
batch ارسال سریع حجم بزرگی از داده بدون نیاز به تصدیق گیرنده برای هر داده
If these projections are anywhere close to accurate, it would be a great success. اگر این پیش بینی ها حتی کمی دقیق باشند، این موفقیت بزرگی می بود.
department stores فروشگاه بزرگی که انواع مختلف کالا در ان بفروش میرسد و هر کالا در بخش خاص خود عرضه میگردد
department store فروشگاه بزرگی که انواع مختلف کالا در ان بفروش میرسد و هر کالا در بخش خاص خود عرضه میگردد
rates ارزیابی میزان خوبی چیزی یا بزرگی چیزی
rate ارزیابی میزان خوبی چیزی یا بزرگی چیزی
databank 1-حجم بزرگی از داده که به صورت ساخت یافته ذخیره شده است . 2-رکوردهای شخصی که در کامپیوتر ذخیره شده اند
Kasim Ushag design طرح قسیم اوشاق [عشاق] [مربوط به فرش های کاراباغ در قرن نوزدهم میلادی می باشد که در آن ترنج بزرگی به شکل لوزی متن را در بر گرفته و اشکال قلاب مانند در جهات مختلف بافته می شوند.]
compass rose دایره بزرگی روی کره زمین که در جهت گردش عقربه ساعت از صفر تا 063 درجه بندی شده و بعنوان مبداسنجش و تنظیم قطبنماهای هواپیما روی زمین بکارمیرود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com