English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
dowsing rod چوبی که برخی برانندکه بوسیله ان میتوان باب یافلزات زیرزمین پ
Other Matches
intuitionalism عقیده به اینکه برخی حقایق را میتوان مستقیما وبدون استدلال دریافت
croquet بازی غیررسمی روی چمن با چوبی شبیه چوب چوگان و گویهای چوبی و 9 دروازه فلزی و 2 میله بصورت دور کردن گوی حریف با ضربه بوسیله تماس با گوی خود
burladero دیوار چوبی محافظ هنگام تعقیب شدن گاوباز بوسیله گاو
renumber خصوصیت برخی زبانهای کامپیوتری که به برنامه نویس امکان اختصاص دادن مقدار جدید به همه یا برخی از شماره خط های برنامه میدهد
ninepins یکجور بازی با نه میله چوبی که انهارابا گوی چوبی می خوابانند
staked ستون چوبی یا سنگی تزئینی میخ چوبی
stake ستون چوبی یا سنگی تزئینی میخ چوبی
stakes ستون چوبی یا سنگی تزئینی میخ چوبی
cellar زیرزمین
cellars زیرزمین
basements زیرزمین
basement زیرزمین
under ground سرداب زیرزمین
basement storey طبقه زیرزمین
chthonic ساکن زیرزمین
cellarage فضای زیرزمین
chthonian ساکن زیرزمین
dunggeon زندان زیرزمین
airhole of a cellar هواکش زیرزمین
noggin سطل چوبی لیوان چوبی
naggin سطل چوبی لیوان چوبی
noggins سطل چوبی لیوان چوبی
burrow زیرزمین لانه کردن
burrowed زیرزمین لانه کردن
burrowing زیرزمین لانه کردن
burrows زیرزمین لانه کردن
trap to a cellar دریچه زیرزمین در بیرون بنا
underground واقع در زیرزمین زیر زمین
trenail میخ بزرگ چوبی با میخ چوبی یا گوه بهم کوبیدن
treenail میخ بزرگ چوبی با میخ چوبی یا گوه بهم کوبیدن
as much as possible هرچه میتوان
one may say میتوان گفت
gavel [چکش چوبی قضات] چکش چوبی حراج کنندگان یاروسای انجمن ها چکش حراجی
presumedly بجرات میتوان گفت
may ممکن است میتوان
sure enough میتوان یقین کردکه
it is safe to say بخوبی میتوان گفت
can one pass it with safety? ایا میتوان بیخطر ازانجاگذرنمود
penny bank بانکی که تا یک پنی هم میتوان در ان گذاشت
the best thatone can do بهترین کاری که میتوان کرد
milch cow کسیکه باسانی میتوان پول از او در اورد
it may be presumed that احتمال قوی میرود که میتوان فرض که
penny worth انچه برابر یک پنی میتوان خرید
it can safely be said that... بدون ترس از اشتباه میتوان گفت که
he is something of a musician تا اندازهای میتوان اوراموسیقی دان شمرد
demand deposit سپرده بانکی که بدون چک میتوان برداشت کرد
rocking stone سنگ بزرگی که باندک زوری میتوان انراغلتانید
extensiontable میزی که میتوان دوطرف انراکشیدوقسمتی درمیان ان گذاشت
reversible propeller ملخی که میتوان گام تیغههای انرا معکوس کرد
it is safe to say بدون ترس ازاشتباه یا اغراق گویی میتوان گفت
clevis pin پینی که یک طرف ان رزوه شده و میتوان به ان مهره بست
that fruit packs easily ان میوه را باسانی میتوان توی فرف یا حلبی ریخت
passing lane فاصله بین دو یار که میتوان از انجا توپ را پاس داد
variable sweep ایرفویلی که چنان لوله شده که میتوان زاویه سویپ ان راتغییر داد
hyperfocal distance نزدیک ترین فاصلهای که ازانجا میتوان عکس برداری واضح وروشن نمود
controllable twist تیغه رتورهلیکوپتر که میتوان زاویه برخورد انرا درحال پرواز از ریشه تا نوک تغییرداد
thermoplastics پلیمرهای ساختگی که میتوان انها را به دفعات نرم کرده وبه شکل دیگری دراورد
free float مدت زمانی که یک فعالیت را میتوان به تعویق انداخت بدون اینکه در سایرفعالیتها اثر کند
ground adjustable propeller ملخی که گام آنرا تنها ازخارج و روی زمین میتوان تغییر داد و نه در حال پرواز
several برخی از
certain برخی
some برخی
cretain برخی
scundine quid از برخی جهات
attributing در برخی سیستم عامل ها
attribute در برخی سیستم عامل ها
attributes در برخی سیستم عامل ها
On certain considerations . طبق برخی ملاحظات
source خصوصیت برخی bridge ها که
O.K. در برخی سیستم ها به کار می رود
ARQ قابل استفاده در برخی مودم ها
glue sniffing بو کردن برخی از انواع چسب
landgravine لقب برخی از شاهزادگان المانی است
Some friends who shall be nameless. برخی از دوستان که اسمشان رانمی برم
podesta رئیس شهرداری در برخی شهرهای ایتالیا
wheatstone bridge مداری متشکل از مقاومتهای معلوم و مجهول که توسط ان میتوان مقاومت مجهول رادقیقا اندازه گیری کرد
we must see what can be done به ببینم چه میتوان کرد بایددید چه میشود کرد
ghost نشانگر دوم که در برخی برنامه ها استفاده میشود
ghosts نشانگر دوم که در برخی برنامه ها استفاده میشود
Brit نوزاد شاه ماهی و برخی ماهیهای دیگر
herd book نژادنامه برخی جانوران همچون گاو وخوک
Brits نوزاد شاه ماهی و برخی ماهیهای دیگر
printed فاهر نوشتن در برخی چاپگرها یا برای متنهای خاص
prints فاهر نوشتن در برخی چاپگرها یا برای متنهای خاص
ergotism مرض قارچی برخی گیاهان دراثرسگاله مباحثه منطقی
print فاهر نوشتن در برخی چاپگرها یا برای متنهای خاص
G-string پارچهی باریک که برخی رقاصههابا آن ستر عورت میکنند
page of presence لقب هایی که به برخی گماشتگان خانواده سلطنتی میدهند
G-strings پارچهی باریک که برخی رقاصههابا آن ستر عورت میکنند
history خصوصیت برخی برنامه ها که کارهایی که کاربر انجام داده
histories خصوصیت برخی برنامه ها که کارهایی که کاربر انجام داده
semicolon که انتهای خط برنامه یا عبارت را در برخی زبان ها نشان میدهد.
parish clerk کشیش یا عامی که متصدی برخی کارهای کلیسای بخش می گرد د
borrows عملیات در برخی فرآیندهای ریاضی از قبیل تفریق از عدد کوچکتر
borrowed عملیات در برخی فرآیندهای ریاضی از قبیل تفریق از عدد کوچکتر
landgrave لقب برخی از شاهزادگان المانی کنت زمین همان است
numeric حرفی که در برخی حالت برای نشان دادن یک عدد است .
Some parent spoil their children . برخی پدر ومادرها بچه هایشان را لوس بار می آورند
alpha privative الف سالبه که در سر برخی واژههای انگلیسی نیز درمی اید
page of bonour لقب هایی است که به برخی گماشتگان خانواده سلطنتی میدهند
overseer of the poor ماموری که رسیدگی به بی نوایان و برخی کارهای دیگریک ناحیه میکند
lanugo کرکی که در روی جنین انسان و برخی جانوران دیده میشود
knight marshal کسیکه در خانواده سلطنتی دارای برخی مامریتهای قضایی باشد
borrow عملیات در برخی فرآیندهای ریاضی از قبیل تفریق از عدد کوچکتر
kinnikinnic برگ وپوست برخی گیاهان که هندیهای امریکایی بجای تنباکوبکارمیبرند
s 00 bus یک وسیله استاندارد اتصال میان برخی ریزکامپیوترها وتجهیزات جانبی
mathematical school مکتبی که مسائل اقتصادی را از دیدگاه ریاضی مورد تجزیه و تحلیل قرار میدهد از جمله اقتصاددانان این مکتب میتوان از استانلی جونز و لئون والراس نام برد
churchwardens هر یک از دو نفر اعضای غیر روحانی که به برخی از امور کلیسا رسیدگی میکنند
gremial پارچهای که اسقف هنگام اجرای برخی ایین هاروی دامن میاندازد
IFF استاندارد نحوه ذخیره سازی داده در Amiga در برخی سیستمهای گرافیکی
churchwarden هر یک از دو نفر اعضای غیر روحانی که به برخی از امور کلیسا رسیدگی میکنند
propylite یکجور خاره اتش فشانی که در برخی کانهای سیم خیزیافت میشود
degradation اجازه داده به برخی قسمتهای سیستم به کارکردن پس از از بین رفتن یک قسمت
colon علامت چاپ آنچه نشان دهنده انتهای خط یا دستور در برخی زبانهاست
colons علامت چاپ آنچه نشان دهنده انتهای خط یا دستور در برخی زبانهاست
intuitionism عقیده به اینکه برخی حقایق رامیتوان مستقیما وبدون استدلال دریافت
preferentialism اصول دادن امتیازات به برخی کشورها نسبت به حقوق گمرکی کالای انها
look ahead عمل برخی CPUها برای بازیابی دستورات و بررسی آنها پیش از اجرا
dollar sign که رد برخی زبانها برای بیان یک متغیر به عنوان نوع رشته به کار می رود
ipomoea حنس نیلوفر پیچ که برخی گیاهان دارویی نیز همچون جلب و جزو ان هستند
orientated زبان برنامه نویسی سطح بالا که امکان بیان ساده برخی مشکلات را میدهد
interchange file format استانداردی که نحوه ذخیره سازی داده در Amiga و برخی برنامههای گرافیکی را نشان میدهد
user زبان برنامه نویسی سطح بالا که بیان راحت برخی مشکلات و توابع را فراهم میکند
mouses خصوصیت برخی نرم افزارهای درایو mouse که نشانه گر آنرا با سرعت مختلف و طبق سرعتی
mouse خصوصیت برخی نرم افزارهای درایو mouse که نشانه گر آنرا با سرعت مختلف و طبق سرعتی
users زبان برنامه نویسی سطح بالا که بیان راحت برخی مشکلات و توابع را فراهم میکند
LSD لیسرجیک اسید دی اتیل آمید [دارویی توهم زا که در برخی باعث بروز حال عرفانی میشود]
MNP سیستم تشخیص و تصحیح خطا ساخت Microcom Inc که در مودم و برخی نرم افزاری ارتباطی به کار می رود
blind dialling توانایی مودم برای شماره گیری حتی وقتی که خط به نظر خراب است با استفاده از برخی خط وط خصوصی
HSSI اتصالات سری که داده را تا نرخ مگابایت در ثانیه ارسال میکند. که در برخی شبکههای گسترده به کار می رود
ligneous چوبی
timber dam سد چوبی
wooden چوبی
block-house دژ چوبی
stockades سد چوبی
stockade سد چوبی
coach built چوبی
xyloid چوبی
arboreous چوبی
average clause عبارتی که در بیمه نامه دریایی درج میشود و حاکی از ان است که برخی از کالاهااز شمول این خسارت خارج میباشد
letter quality printing خصوصیت برخی چاپگرهای matria-dot که حروف با کیفیت یکسان با ماشین تایپ را با نقاط بسیار نزدیک به هم تامین میکند
plot توانایی برخی کلمه پردازها برای تولید گراف با چاپ تعدادی حروف نزدیک تبه هم بجای پیکسهای جداگانه .
racism اعتقادبه برتری برخی نژادها بربعضی دیگر و لزوم توجیه خصوصیات قومی و ملی وفرهنگی بر مبنای معیارهای نژادی
plotted توانایی برخی کلمه پردازها برای تولید گراف با چاپ تعدادی حروف نزدیک تبه هم بجای پیکسهای جداگانه .
plots توانایی برخی کلمه پردازها برای تولید گراف با چاپ تعدادی حروف نزدیک تبه هم بجای پیکسهای جداگانه .
pallets ماله چوبی
boiserie روکوب چوبی
pallet ماله چوبی
cross-rail اسکلت چوبی
timber framing استخوانبندی چوبی
timbering پوشش چوبی
picketed میخ چوبی
timber pile پایه چوبی
rubbing strake دفرای چوبی
common block قرقره چوبی
neutral atmosphere چوبی اثر
pickets میخ چوبی
roller fender دفرای چوبی
peg میخ چوبی
round dance رقص چوبی
pegs میخ چوبی
page گوه چوبی
paged گوه چوبی
pages گوه چوبی
dowel میخ چوبی
knurr گوی چوبی
picket میخ چوبی
timber تیر چوبی
lignify چوبی شدن
xylem بافت چوبی
kevel میخ چوبی
timber assembling اتصال چوبی
corduroy راه چوبی
mannequin مجسمه چوبی
mannequins مجسمه چوبی
stake میخ چوبی
stake میله چوبی
cleat تسمه چوبی
staked میله چوبی
stockades سنگر چوبی
stakes میخ چوبی
stakes میله چوبی
stockade سنگر چوبی
barracking کلبه چوبی
barracked کلبه چوبی
barrack کلبه چوبی
thumbpiece گیر چوبی
thumbpiece مانع چوبی
cock horse اسب چوبی
staked میخ چوبی
board drop hammer چکش چوبی
mantel board طاقچه چوبی
spile میخ چوبی
maul or mall چکش چوبی
splicing fid پازور چوبی
square dance رقص چوبی
stander تیرک چوبی
xylophone سنتور چوبی
xylophones سنتور چوبی
mallet پتک چوبی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com