English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 80 (1 milliseconds)
English Persian
the lie of the land چگونگی اوضاع مهثب
Other Matches
circumstances اوضاع
conditions اوضاع
actual state of affairs اوضاع کنونی
vicissitudes of time تغییر اوضاع
actual state of affairs اوضاع فصلی
weather اوضاع جوی
conditions شرایط اوضاع
weathered اوضاع جوی
weathers اوضاع جوی
state چگونگی
circumstance چگونگی
quality چگونگی
how چگونگی
condition چگونگی
stating چگونگی
states چگونگی
modalities چگونگی
modality چگونگی
stated چگونگی
state- چگونگی
qualities چگونگی
How do you predict(view)the situation? اوضاع را چگونه می بینی ؟
policy of d. سیاست واگذاری اوضاع
low water mark منتهای بدی اوضاع
In the light of present circumstances. باتوجه به اوضاع کنونی
it is quite another story now اوضاع اکنون دگرگون
anarchical مربوط به اشفتگی اوضاع
climates ناحیه اوضاع جوی
climate ناحیه اوضاع جوی
anarchic مربوط به اشفتگی اوضاع
lied موقعیت چگونگی
modally از لحاظ چگونگی
quality of waters چگونگی ابها
outwardness چگونگی بیرون
lie موقعیت چگونگی
lies موقعیت چگونگی
circumstances چگونگی کیفیت
qualities نهاد چگونگی
qualities صفت چگونگی
quality نهاد چگونگی
quality صفت چگونگی
manner چگونگی طرز
position وضع چگونگی
tonality چگونگی صدا
positioned وضع چگونگی
The situation is fI'lled with impending troubles (incidents). اوضاع آبستن حوادث است
network topology چگونگی استقرار شبکه
protohistory مطالعه اوضاع ماقبل تاریخی انسان
geophysics علم اوضاع بیرونی و طبیعی زمین
keep up with the times موافق اوضاع و اداب روزرفتار کردن
make room for someone or something <idiom> برای چیزی اوضاع را مرتب کردن
to evolve a fact چگونگی امری را فاهر کردن
i stated the facts چگونگی را بدانسان که بودبیان کردم
to acclimatize/acclimatise [British E] yourself [به اوضاع شخصی جدید] خو گرفتن [جامعه شناسی]
Things wI'll be looking up .Things wI'll be assuming a better shape (complexion). اوضاع صورت بهتری پیدا خواهد کرد
to mend matters کارها را اصلاح کردن اوضاع را بهبود بخشیدن
to acclimate [American E] to new circumstances [به اوضاع شخصی جدید] خو گرفتن [جامعه شناسی]
to become acclimatized [به اوضاع شخصی جدید] خو گرفتن [جامعه شناسی]
Whistle past the graveyard <idiom> تلاش برای بشاش ماندن در اوضاع وخیم
to acclimatize/acclimatise [British E] [به اوضاع شخصی جدید] خو گرفتن [جامعه شناسی]
opportunism به سرعت بر حسب اوضاع سیاسی یا تغییر رژیم وزمامدار
heat resisting quality حالت و چگونگی مقاومت حرارتی ثبات گرمایشی
perfunctoriness چگونگی کاری که سرسری انجام داده باشند
paradoxicality چگونگی سخنی که درفاهرمهمل ودرمعنی درست باشد
sonde اسباب اندازه گیری اوضاع فیزیکی وجوی ارتفاعات زیادماوراء جو
incommunicability چگونگی چیزی که نتوان بکسی گفت یا با اودرمیان گذارد
computer literacy دانش کامپیوترها و چگونگی استفاده از انها برای حل مسائل
power function این تابع در حقیقت چگونگی کارائی ازمون فرضهای اماری رابررسی مینماید
interlap چگونگی چند چیز که نیمه نیمه روی هم قرار میگیرند
weather central مرکز کنترل اوضاع جوی مرکز هواشناسی
posture چگونگی طرز ایستادن یا قرار گرفتن قرار دادن
postured چگونگی طرز ایستادن یا قرار گرفتن قرار دادن
postures چگونگی طرز ایستادن یا قرار گرفتن قرار دادن
posturing چگونگی طرز ایستادن یا قرار گرفتن قرار دادن
physiographic وابسته به اوضاع طبیعی یاجغرافیای طبیعی
rabal روش تعیین اوضاع جوی به وسیله بالنهای هواسنجی روش استفاده از پیامهای هواسنجی
mixed capitalism نظام اقتصادی که در ان بیشتروسایل و ابزار تولید درمالکیت خصوصی قرار داشته و بازار چگونگی تعیین قیمت و تولید را به عهده دارد ولی با وجود این دولت نیز ازطریق سیاستهای پولی مالی و قوانین مختلف درفعالیتهای اقتصادی تاثیرمیگذارد
weather forecasts پیش بینی اوضاع جوی گزارش هواشناسی پیش بینی جوی
weather forecast پیش بینی اوضاع جوی گزارش هواشناسی پیش بینی جوی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com