Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
taster
کارشناس چشیدن مزه شراب وچای وغیره
tasters
کارشناس چشیدن مزه شراب وچای وغیره
Other Matches
wine taster
کسیکه شراب را بوسیله چشیدن ازمایش میکند
winey
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winy
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winery
کارخانه شراب سازی موسسه شراب کشی
vinosity
حالت و خصوصیات شراب معتادبه شراب
wineglass
لیوان شراب پیمانه شراب
gusts
چشیدن
sips
چشیدن
sipping
چشیدن
sipped
چشیدن
gust
چشیدن
tasting
چشیدن
palates
چشیدن
gustation
چشیدن
to take the sense of
چشیدن
sip
چشیدن
palate
چشیدن
tasted
چشیدن
tastes
چشیدن
taste
چشیدن
assay
چشیدن بازجویی کردن
assays
چشیدن بازجویی کردن
To taste the jouys of freedom .
مزه آزادی را چشیدن
smack
چشیدن مختصر باصدا غذاخوردن
smacked
چشیدن مختصر باصدا غذاخوردن
To know the vicessetudes ( up and downs ) of life .
سرد وگرم روزگار را چشیدن
smacks
چشیدن مختصر باصدا غذاخوردن
analyst
کارشناس
experts
کارشناس
analysts
کارشناس
au fait
کارشناس
judge
کارشناس
judging
کارشناس
expert
کارشناس
judges
کارشناس
connoisseur
کارشناس
judged
کارشناس
electronic engineer
کارشناس الکترونیک
electric engineer
کارشناس برق
actuaries
کارشناس بیمه
experts
متخصص کارشناس
qualified
کارشناس موصوف
actuary
کارشناس بیمه
technologist
کارشناس تکنولوژیست
expert
متخصص کارشناس
volcanist
کارشناس اتشفشانی
critics
کارشناس خبره
critic
کارشناس خبره
acoustician
کارشناس علم اصوات
he posed as an expert
خود را کارشناس وانمودکردن
technician
ذیفن کارشناس فنی
zoogeographer
کارشناس جغرافیای حیوانی
educationalists
کارشناس اموزش و پرورش
technicians
ذیفن کارشناس فنی
educationist
کارشناس اموزش و پرورش
adjuster
کارشناس در خسارت بیمه
educationists
کارشناس اموزش و پرورش
skilled witness
کارشناس اهل خبره
educationalist
کارشناس اموزش و پرورش
average stater
کارشناس تعیین خسارت بیمه
average adjuster
کارشناس تعیین خسارت بیمه
financier
کارشناس علم مالیه متخصص مالی
financiers
کارشناس علم مالیه متخصص مالی
qualified person
شخص واجد شرایط کارشناس متخصص
sanitarian
کارشناس بهداشتی جانبدار بهداشت همگانی
zootechnician
کارشناس تربیت حیوانات ویژه گر اهلی کردن جانوران
wines
شراب
bacchus
شراب
viniferous
شراب زا
the juice of the grape
شراب
wine
شراب
decant
ریختن شراب
riesling
شراب سفید
decanting
ریختن شراب
rhenish wine
شراب اسمانی
decants
ریختن شراب
decanted
ریختن شراب
wine cellar
شراب دخمه
binge
شراب خواری
vermt
شراب افسنطین
binges
شراب خواری
cider
شراب سیب
cochineal
قرمز شراب کش
viniferous
دارای شراب
vinal
بشکل شراب
viticulturist
شراب ساز
wine cellar
انبار شراب
viniculture
شراب سازی
wine maker
شراب ریز
grail
جام شراب
grcen wine
شراب تازه
guzzler
شراب خور
winegrower
شراب ساز
grcen wine
شراب نارس
oenomel
شراب عسلی
wineglass
جام شراب
oenologist
شراب شناس
fortified wine
شراب قوی
it is a racy wine
شراب رادارد
wines
شراب نوشیدن
wino
معتاد به شراب
wine
شراب نوشیدن
vinous flavour
طعم شراب
enology
شراب شناسی
winebibber
شراب خور
filtrate
شراب ناب
ustulation
سوزاندن شراب
wineskin
مشک شراب
fortified wines
شراب قوی
pottle
رطل شراب
straw wine
شراب شیرین کشمش
vintnery
عمده فروشی شراب
chianti
نوعی شراب قرمز
jeroboam
جام شراب بزرگ
maderia
شراب محصول مادریا
viniculture
پرورش انگور شراب
wineshop
مغازه شراب فروشی
winepress
خمره شراب سازی
vinifacteur
اسباب شراب سازی
frutex
شراب شربت الکلی
malmsey
شراب شیرین قبرس
enology
مبحث شراب شناسی
bacchus
رب النوع شراب و باده
fortified wines
شراب تقویت شده
argol
دردشراب .ته نشین شراب
gladstone
نوعی شراب ارزان
goblets
گیلاس شراب تکه
goblet
گیلاس شراب تکه
wineglasful
گیلاس شراب خوری
scuppernong
شراب انگور مشک
vinic
مربوط به شراب یا الکل
clarets
نوعی شراب قرمز
claret
نوعی شراب قرمز
fortified wine
شراب تقویت شده
chablis
نوعی شراب سفید
vermouth
شراب شیرین افسنطین
gill
پیمانهای برای شراب
cellars
جای شراب انداختن
cellar
جای شراب انداختن
loading
امیختن موادخارجی به شراب
goblet
گیلاس شراب
[در مراسم]
chalice
گیلاس شراب
[در مراسم]
fiascos
ناکامی بطری شراب
vintner
عمده فروش شراب
vermouths
شراب شیرین افسنطین
vintners
عمده فروش شراب
fiasco
ناکامی بطری شراب
vinometer
الت سنجش الکل شراب
libations
نوشابه پاشی نوشیدن شراب
libations
تقدیم شراب به حضور خدایان
sherry
شراب شیرین یا تلخ اسپانیولی
sacked
شراب سفید پرالکل وتلخ
crust of wine
جرم شراب در روی شیشه
buretto
تنگ مخصوص شراب مقدس
libation
تقدیم شراب به حضور خدایان
libation
نوشابه پاشی نوشیدن شراب
to lay down wine
شراب را انبار کردن یا جادادن
sherris
شراب شیرین یا تلخ اسپانیولی
sherries
شراب شیرین یا تلخ اسپانیولی
altar of credence
[جایگاه نان و شراب مقدس]
sack
شراب سفید پرالکل وتلخ
amontillado
نوعی شراب تلخ و سفیداسپانیایی
gourmets
خبره خوراک شراب شناس
gourmet
خبره خوراک شراب شناس
port
شراب شیرین بارگیری کردن
buret
تنگ مخصوص شراب مقدس
sacks
شراب سفید پرالکل وتلخ
wine cooler
هرنوع وسیله یا مخزن سردکننده شراب
birl
شراب نوشیدن وجام را بدیگری دادن
tents
اموختن نوعی شراب شیرین اسپانیولی
punched
مشروب مرکب از شراب ومشروبات دیگر
tartarous
دردی شکل مشتق از درده شراب
dionysus
>دیونسیوس <خدای شراب و میگساری وزراعت
punch
مشروب مرکب از شراب ومشروبات دیگر
wine taster
جام شراب مخصوص نمونه گیری
rhenish
شراب المانی rhein وابسته به رودخانه
punches
مشروب مرکب از شراب ومشروبات دیگر
tent
اموختن نوعی شراب شیرین اسپانیولی
nectar
شراب لذیذ خدایان یونان شهد
lord's table
میز مخصوص شراب ونان وعشای ربانی
bacchic ornament
[وابسته به باکوس خدای میگساری و شراب در روم]
daiquiri
مشروب مخلوط از شراب واب پرتقال و شکر
vinous eloquence
فصاحتی که در اثر خوردن شراب پیدا میشود
tokay
انگور سفید یا ارغوانی بیضی شراب شیرین مجارستان
canary
رنگ زرد روشن شراب محصول جزایر کاناری
canaries
رنگ زرد روشن شراب محصول جزایر کاناری
viticulture
صنعت شرابسازی زراعت انگور برای تهبیه شراب
The milk
[the wine]
has already turned
[gone off]
.
شیر
[شراب]
پیش از این بریده شده است.
When drink enters, wisdom departs.
<proverb>
آنگه که شراب از در درآمد ,هوش و عقل و اختیار از کف برفت .
etcaetera
وغیره
et cetera
وغیره
And so on and so forth. Etcetera et cetera .
وغیره وغیره
wine palm
هرنوع نخلی که ازمیوه ان برای شراب کشی استفاده میشود
dales
خلیج وغیره
snapped
قفلکیف وغیره
dale
خلیج وغیره
snaps
قفلکیف وغیره
piled
پرزقالی وغیره
sheeting
ملافه وغیره
snapping
قفلکیف وغیره
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com